ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - معيار شناخت حقيقى از ولايت اهل بيت (ع)
و نمىكنند و آنچه از اسما و افاضات آل محمّد (ص) است، اسماى حسنا و امثال علياى الله بوده و ايشان بدون امر و فرمان خداوند هيچ فعلى را انجام نداده و از خود به هيچ وجه ارادهاى ندارند. خوف و ترسشان از خدا از همه مخلوقات بيشتر است و مثل آنها مثل آهنى است كه در اثر مجاورت و نزديكى با آتش و به آتش سرخ و تفتيده شده عمل آتش را از خود نشان مىدهد و مىسوزاند، لكن آهن گرم شده است نه آتش، سوزندگى آن از ذات خود او نيست و از آتش است. هيچ وقت ممكنالوجود، واجبالوجود نمىشود ولى هر چه تقرّب او به خداوند بيشتر شود صفات الهى بيشتر در او جلوه مىكند. و اين فرموده كه:
[بندهام مرا اطاعت نما تا آنكه تو را نمونه (و مثال) خويش نمايم كه هرگاه به چيزى بگويى «بشو» بشود.[١]]
شاهد همين مدعا است و نيز اين كلام:
[دائماً بنده به واسطه انجام مستحبات به سويم نزديك مىگردد تا آنكه من گوش او بشوم كه با آن مىشنود و چشمش كه با آن مىنگرد و دستش كه با آن مىگيرد.[٢]]
اشاره به همين معنى دارد. در كتاب غرر و درر، شيخ كراچكى از حضرت اميرالمؤمنين (ع) روايت كرده كه فرمود:
[آل محمد (ص)] صورتهايى هستند برهنه از لباسهاى ماديت و خالى از استعداد كه خدا براى آنها تجلى كرد و بر آنها تابيد و آنها را بيرون آورد، پس درخشنده شدند، و او در ذات آنها مثال خود را انداخت و امور خود را از ايشان آشكار گردانيد.[٣]
شيخ طوسى (ره) در كتاب غيبت به نقل از حسين بن سفيان بزوفرى كه گفت: شيخ ابوالقاسم حسين بن روح (ره) برايم روايت كرد كه ياران ما درباره تفويض (يعنى مسئله تفويض تمام امور توسط خدا به ائمه (ع)) و مسائل ديگر اختلاف پيدا كردند پس من نزد ابى طاهر پسر بلال رفتم و جريان اختلاف را بيان كردم مرا به تأخير جواب امر كرد و چند روزى به تأخير انداختم و بعداً نزد او رفتم برايم حديثى را به اسناد خود از حضرت امام صادق (ع) نشانم داد كه فرمودهاند:
هر وقت خداوند [انجام] امرى را بخواهد، آن را بر رسول خدا (ص) عرضه مىدارد، پس آن حضرت بر اميرالمؤمنين (ع) و يكى بعد از ديگرى (از ائمه (ع)) تا اينكه به حضرت صاحبالزمان منتهى شود، پس بر هر يك بعد از ديگرى بيرون مىآيد تا عرضه داشته شود بر رسول خدا (ص)، پس از آن عرضه داشته مىشود بر خداى عزوجل؛ پس هر آنچه از جانب خدا فرود آيد، بر دست ايشان است و هر چه هم بهسوى خدا بالا رود به دست ايشان است و ايشان به قدر چشم بر هم زدنى بىنياز از خداى عزوجل نيستند.[٤]
همچنين از ابى حمزه روايت شده است كه گفت:
نزد على بن الحسين (ع) بودم و گنجشكهايى در مقابل آن حضرت فرياد مىكردند، پس فرمود: اى اباحمزه آيا مىدانى چه مىگويند؟ اى ابا حمزه! اين وقتى است كه قوت خود را درخواست مىكنند. البتّه پيش از طلوع آفتاب نخواب كه من كراهت دارم براى تو، بهدرستى كه خداوند در آن هنگام روزىهاى بندگان را قسمت مىكند و اين تقسيم به دستهاى ما جارى مىشود.[٥]
اين حديث شريف از احاديثى است كه ضعيفالايمانهاى سطحى وقتى مىشنوند، منكر مىشوند و برايشان گران مىآيد كه گفته شود جريان و تقسيم روزىها به دست آل محمّد (ع) است در صورتى كه اگر گفته شود «ميكائيل» ملك موكّل ارزاق خلايق است تصديق مىكنند و هيچ ترديد و شكى ندارند و اظهار غلو در حق او نمىكنند در صورتى كه ميكائيل و ساير ملائكه خدمتگذاران آل محمّد (ع) هستند و افتخار خدمتگذارى ايشان را دارند.
شيخ طوسى (ره) از على بن احمد قمى روايت كرده كه گفت: شيعيان درباره اين كه خداوند عزوجل امور خود را به ائمه (ع) تفويض نموده كه خلق كنند و روزى بدهند؛ و در اين باره با همديگر نزاع مىكنند، يك دسته از آنها مىگويند: اين امرى است محال، زيرا اين امر بر خداى متعال جايز نيست به علت اينكه اجسام قدرت بر خلق كردن و روزى دادن ندارند و خلاق و رزاق غير خدا نيست. و دسته ديگر مىگويند كه خداى تعالى به ائمه (ع) قدرت خلق كردن و روزى دادن داده، و امر خلق و رزق را به آنها واگذار كرده پس هم خالقاند و هم رازق و نزاع اين دو دسته شديد شده پس يكى از آنها گفت چرا در اين موضوع به عثمان عمرى سؤال نمىكنيد تا حق را براى شما تبيين كند، زيرا او نايب صاحبالامر (ع) است. هر دو دسته به اين پيشنهاد راضى شدند. لذا نامهاى به او نوشتند و مسئله را در ضمن نامه از او خواستند و آن را برايش فرستادند پس از طريق او توقيع [مبارك امام عصر (ع)] صادر گرديد كه چنين مىباشد:
به درستى كه خداى تعالى، چنان خدايى است كه مىآفريند جسمها را و قسمت مىكند