ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - انجيل برنابا
انجيل برنابا
مركز بين المللى استراتژى ها و برنامه ريزى
مترجم: قبس زعفرانى
انجيل برنابا به يكى از شاگردان خاص عيسى مسيح (ع) منسوب مىشود و پيرامون آن بحثهاى بسيارى موجود است، كه نارضايتى خود مسيحيان را نيز ايجاد كرده است؛ چون اين انجيل با انجيلهاى چهارگانه ديگر فرق مىكند. اين انجيل به ظهور مهد اسلام اشاره مىكند و دعوى الوهيت مسيح وارد مىكند و تأكيد مىنمايد، مسيح از به صليب كشيده شدن نجات مىيابد و سرانجام ايده به صليب كشيده شدن را رد مىكند، همانگونه كه پولس را محكوم و بشارت او را رد مىكند.
اما مسيحيانى كه در حقيقت ياران و پيروان پولس يهودى و نه عيسى مسيح (ع) به شمار مىآيند، آنچه در انجيل برنابا آمده است را رد مىكنند و آن را كفر به شمار مىآورند.
در مقابل پناه بردن برخى از صليبىها به تلاش جهت تحريف قرآن و چاپ نسخه تحريف شده آن و توزيع آن در كشورهاى اسلامى، برخى از انديشمندان مسلمان از جمله دكتر عبدالله عثمان پيشنهاد چاپ انجيل «برنابا» و توزيع آن ميان مسيحيان را دادند.
اما انجيل برنابا چيست؟
و آيا اين انجيل در معرض جمعآورى از سوى مسيحيان قرار گرفته تا اثرى از آن بر جاى نماند؟
و چرا مسيحيان اين انجيل را به مسلمانان نسبت مىدهند و آن را غير معتبر به شمار مىآورند؟ و آيا دعوت به چاپ آن مسيحيان را آزرده خواهد ساخت؟
مسيح (ع) هم خواندن و هم نوشتن مىدانست، اما به دستور و امر خداوند متعال اقدام به تدوين و نگارش انجيل نكرد و انجيلهاى كنونى صد سال پس از اينكه خداوند عزوجل حضرت مسيح (ع) را نزد خويش و به آسمانها برد، نگارش شدند كه انجيل برنابا يكى از اين انجيلهاست.
پس از عروج مسيح، رقابت ميان پيروانش افزايش يافت، بهگونهاى كه برخى از ايشان، از جمله برنابا به لزوم پيروى از تعاليم و آموزهها و اصول و مبادى مسيح (ع) بدون ايجاد هيچ تغييرى در آن اعتقاد داشتند، در حالى كه ديگران، كه در رأس آنها پولس قرار داشت، چشمپوشى و صرف نظر از برخى از آن تعاليم و اصول و مبادى را جهت نشر آيين جديد و مورد پسند و مقبول قرار دادن آن ميان مللى كه بر آن وارد مىشد، به ويژه يونانىهاى رومى ترجيح مىداد.
براى بهترين مثال در اين باره مىتوان به اين گفته مسيح (ع) كه مربوط به قوانين و انبياى عهد قديم است اشاره كرد:
من نيامدهام آيين پيشينيان را لغو كنم، بلكه آمدهام آنها را به مورد اجرا بگذارم.[١]
و اين دقيقاً همان چيزى است كه خداوند متعال بر زبان مسيح (ع) در آيه ٥٠ سوره عمران مىآورد:
وَ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْراةِ.
و تصديق كننده تورات مى باشم.
و هنگامىكه مردى از او پيرامون چگونگى رسيدن به جاودانگى سؤال كرد، به او دستور داد، از اوامر عهد قديم تبعيت كند.[٢]
اما پولس به محض اينكه توانست جاى پاى خود را در ميان حواريان مستحكم كند، اقدام به لغو آن قوانين نمود، آنجا كه مىگويد:
زيرا هركه به مقتضاى قوانين عمل كند، لعن و نفرين شده است.[٣]
و هم چنين باشد، اى كسانىكه از قوانين تبعيت مىكنيد، از رحمت خداوند محروم شويد.[٤]
با اينكه وقتى مىخواست زنان را ساكت نمايد، از قوانين حمايت نمود و گفت:
زنانتان را در كنيسهها ساكت كنيد، چرا كه آنها حق سخن گفتن ندارند، و بهسان آنچه كه قانون مىگويد، بايد اطاعت و فرمانبردارى نمايند.[٥]
اين رقابت ميان اين دو طايفه براى قرنها ادامه يافت و به كشته شدن بسيارى انجاميد. در سال ٣٢٥ ياران و پيروان پولس توانستند، بر مجمع كليسايى منعقد