ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - گفت وگو با خانم زهرا زرنوش (آتانوس رنالان)
در آيين تشيع، در هر مسئله جزئى كه وارد مىشدم در مىيافتم كه احكام فراوانى تكليف آن مسئله را روشن كردهاند، حتى درباره امور معمولى همچون راه رفتن و خوابيدن، احكام فراوانى در مذهب تشيع وجود دارند. يك شيعه حتى در وقت خواب مىداند كه بهتر است چگونه بخوابد، بهتر است به كدام جهت قرار گيرد، بهتر است چه ذكرى را بر لب جارى كند و بهتر است در چه ساعتى بخوابد و در چه وقتى بيدار شود. وجود اين دستورالعملهاى فراوان باعث مىشود كه انسان ديندار قانع شود و در هيچ موردى به بنبست نرسد. ولى در مسيحيت، هيچ كدام از اين مطالب وجود ندارند. در مسيحيت، دستورهاى جزئى و دقيق بسيار نادرند.
نكته بسيار مهم ديگرى كه در مقام مقايسه، سبب مىشود نمود دستورات مذهب تشيع برايم جالب توجهتر باشند، اين است كه در اين مذهب، در عين حال كه بر انجام عبادتها و ارتباط با خدا تأكيد شده است، تأكيد زيادى هم بر اين معنا صورت گرفته كه اين عبادات جمعى برگزار شوند؛ يعنى يك شيعه با توجه به دستورات آيين خود، مىآموزد كه ارتباط با خدا در عين ارتباط با خلق خدا امر ممكن و مطلوبى است. در مسيحيت، امور عبادى، مثل نماز و روزه بيشتر جنبه فردى دارند. در آيين مسيحيت، يكى از تفاسير اين است كه بايد در سال، ٥٠ روز روزه گرفت ولى اين روزه وقت مشخصى ندارد و هر كس هر وقت بخواهد مىتواند روزه بگيرد. ولى در اسلام، اين وقت مشخص است و از اين نظر، در يك ماه همه با هم روزه مىگيرند. اين عبادت دسته جمعى صفاى بيشترى دارد و انسان را بيشتر به خدا نزديك مىكند. نماز جماعتهايى كه هر روز شيعيان در سه وعده برگزار مىكنند، جلوههايى جذاب و دوست داشتنى دارند كه در هيچ مذهب و آيين ديگرى وجود ندارند.
نكته سومى هم كه در مقام مقايسه بايد ذكر كنم اين است كه بسيارى از آموزههاى دين اسلام توسط علوم جديد تأييد شدهاند. در قرآن و سنت اسلامى، پيش گويىهاى علمى فراوانى وجود دارند. دستورات جزئى و كلى، كه در تشيع وجود دارند و پس از چهارده قرن، امروزه علم از روى بعضى از اسرار آنها پرده بر مىدارد. وجود ميكروبى در آب دهان سگ، كه فقط با خاك پاك مىشود (اين عمل در اصطلاح فقه شيعه «تعفير» خوانده مىشود). و بسيارى از امور ديگر مطالبى هستند كه علم جديد آنها را اثبات كرده است. ولى در آيين مسيحيت، مامطالب مهمى را كه بتوانيم آنها را بدين صورت به عنوان نمونههاى ارتباط علم و دين معرفى كنيم، نداريم و حتى در مواردى نيز علوم جديد بعضى از آموزههاى تحريف شده دين مسيحيت را زير سؤال مىبرند. مذهب تشيع آنقدر به علم و تحصيل بها داده است كه من فكر مىكنم در هيچ مذهب و دين ديگرى تا اين اندازه بر علم پافشارى نشده است. اگر اين نكته براى جهانيان بازگو گردد قطعاً قدرت جذابيت آيين تشيع بالا مىرود.
\* يكى از خاطرات مذهبى را كه طى مدت تشرف به مذهب تشيع برايتان جالب توجه بوده و سبب تقويت اعتقاد شما به اين مذهب شده است، بيان نماييد.
مهمترين خاطرهاى را كه در اين رابطه دارم خاطره سفر به حج عمره است. من با همسرم رابطه بسيار خوبى داريم و بسيار به هم نزديك هستيم و هيچ مسافرتى (حتى كوتاه مدت) بدون هم نرفتهايم تا اينكه در يك قرعهكشى، تشرف به حج عمره به نام همسرم افتاد، ولى ايشان همت كرد و با بيان سابقه من براى مسئولان اجازه مرا نيز گرفت و توفيق يافتيم كه با هم به حج مشرف شويم. من هنگام شنيدن بعضى از مسائل عاطفى كمتر رقت مىكردم و اشك مىريختم، ولى نمىدانم لحظهاى كه در مقابل قبر پيامبر (ص) قرار گرفتم، چه اتفاقى افتاد و در روح من چه تحولى پديد آمد كه بسيار منقلب شدم. من نمىتوانم اين واقعه را شرح دهم؛ چون آن حالى كه بر قلب من گذشت، نوعى حس درونى بود! نمىدانم از آن حالت چه تعبيرى داشته باشم.[١] ولى شيرينترين و زيباترين لحظه عمرم، لحظهاى بود كه با قبر پيامبر (ص) روبهرو شدم. از سوى ديگر، وقتى به بقيع مشرف شدم، ارتباطى كه با صاحبان اين قبور برايم پيش آمد، مرا به حقانيت اين مذهب بيشتر معتقد كرد. از آن پس، هر وقت كسى به حج مىرود و يا مىشنوم كه از حج برگشته است، قلبم مىشكند و آرزو مىكنم كه اى كاش من هم موفق شوم دوباره به حج مشرف گردم.
\* آيا در خاطرات قبل از تشرف شما به تشيع، مطلبى وجود دارد كه زمينهساز استقبال شما از آيين تشيع شده باشد؟
بله، شايد شكها و ترديدهايى كه درباره بعضى از مطالب الهيّات مسيحيت برايم پيش مىآمدند زمينه خوبى براى جذب من پيش آوردند؛ زيرا واقعاً تصويرى را كه من از خدا داشتم، با تصوير پسر خدا بودن حضرت عيسى (ع) متناقص مىيافتم و حتى در مبانى الهيات مسيحى و عرفان و فلسفه مسيحى هم مطالبى كه بتوانند كاملًا اين مطلب را روشن كنند، وجود ندارند. ولى در آموزههاى دين اسلام، مطالبى درباره جايگاه و مقام حضرت عيسى (ع) وجود دارند كه هرگز مقام او را تنزل نمىدهند، بلكه بر مقام او مىافزايند. در دين اسلام، عيسى «روح الله» است و پسر خدا نيست و اين مطلب حتى از نسبت پسرى براى خدا بالاتر است.
البته در پايان مطلب هم بايد ذكر كنم كه نوع برخورد و رفتار همسرم با من، چه قبل از تشرف به اسلام و چه بعد از آن، از زمينههاى جذب من بود؛ زيرا ايشان مرحله به مرحله و آرام آرام مرا با ابعاد گوناگون دين اسلام آشنا كرد.
پىنوشت:
\* بر گرفته از فصلنامه تخصصى بانوان شيعه، سال دوم، شماره ٣، بهار ١٣٨٤.
[١]. اين بانوى مسلمان شده با يادآورى اين خاطره در حين گفتوگو، اشك مىريخت.