ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - گفت وگو با خانم زهرا زرنوش (آتانوس رنالان)
مربوط به مطالب به ظاهر ساده و كوچك، حكمى وجود ندارد، ولى در اسلام قوانين فراوانى وجود دارند و درباره همه مسائل واقعى حيات فردى و اجتماعى انسان، دستوراتى موجودند. براى مثال، براى تربيت فرزندان، در اسلام دستورات خوب و متعددى وجود دارند و براى هر كس كه مىخواهد به جايى برسد راههايى ارائه شدهاند. من در كليسا مدتى الهيات مسيحى را مىآموختم. مادرم نيز يك مسيحى معتقد بود. من تمام مطالب انجيل را مىدانم، ولى با وجود اين، ما در اسلام هر روز مطلب تازهاى ياد مىگيريم. ولى پس از آموختن مطالب، هر كسى دو راه دارد: مىتواند عمل كند و مىتواند عمل نكند. در اسلام مطالب زيادى وجود دارند. وقتى پله پله و مرحله مرحله مىخواهيم عمل كنيم، امكانش هست.
من در آن زمان كه مسيحى بودم با خود مىانديشيدم كه كليسا در درون من است و هم اكنون مىپندارم كه بايد كعبه در دل من باشد.
يكى ديگر از جاذبههاى دين اسلام اين است كه پايه محبت كردن مردم به يكديگر در اين دين وجود دارد. البته ممكن است مسلمانان در عمل به دين خود، كوتاهى كنند و آن گونه كه اسلام توصيه كرده است، در مقام تحمل و صبر و گذشت نباشند.
\* از بين جاذبههاى متعدد دين اسلام، آنچه براى شخص شما بيشتر اهميت داشته چه بوده است؟ و آيا به جا آوردن دينى مثل نماز براى شما مشكل نيست؟
شايد مهمترين نكته اسلام براى من، توجه فراوان اين دين به جايگاه زن بوده است. حقوق و تكاليفى كه در اسلام براى زن در نظر گرفته شدهاند. و جايگاه او را تعيين مىنمايند، بسيار مهم و ارزشمندند. در اسلام، زن به عنوان يك مادر و يا به عنوان يك دختر و يا به عنوان همسر، قابل تجليل و تكريم است. اين مطالب خيلى برايم جالب توجه بودهاند. به جاى آوردن اعمال و مراسم دينى براى شخصِ من آسان است زيرا من شاهد ساعتهاى متوالى دعا و عبادت مادرم بودم كه در زمينههاى مختلف و به مدت طولانى نيايش مىكرد.
گفتوگو با خانم زهرا زرنوش (آتانوس رنالان)
\* ضمن عرض سلام و تشكر، خانم رنالان لطفاً خود را معرفى كنيد و به صورت مختصر، علت شيعه شدن خود را بيان فرماييد.
من آتانوس رنالان متولد اروميه هستم. بعد از مسلمان شدن، نام خود را به انتخاب همسرم «زهرا» گذاشتم. مدتهاى مديدى از زندگى نوجوانى و جوانى خودم را در فرانسه و شوروى (سابق) گذراندهام و در ايران نيز در كليساى ارتدكس اروميه بخشهايى از الهيات مسيحى را تدريس نمودهام. اين جانب در اثر يك حسن اتفاق كه با همسر كنونىام آشنا شدم و از اين طريق و با خواندن كتابهاى مذهبى تحت تأثير شخصيت امامان شيعه قرار گرفتم، مجذوب آيين تشيع گرديدم.
\* محتواى كتابهايى كه انگيزه تشرف به تشيع را در شما زنده كرد چه بود؟
اين كتابها بيشتر در زمينه مباحثى همچون نماز و عدل و نبوت و زندگى و رفتار بسيار زيبا و با عظمت پيامبر اكرم (ص) بودند.
\* جذابيتهاى مذهب تشيع بيشتر در چه زمينههايى براى شما نمودار شدند؟
شايد بيش از هر چيزى، شكنجهها و رنجهايى كه شخصيتهاى محبوب شيعه در راه گسترش تشيع متحمل شدهاند، مرا تحت تأثير قرار داده باشد. وقتى با جلوههاى رفتارى و نوع برخوردها و معاشرت معصومان (ع) آشنا مىشدم، يك حس درونى مرا به ايشان مجذوب مىكرد. همسرم به فاطمه زهرا (س) بسيار علاقمند بود تا آنجا كه مىگفت: من با خود عهد كرده بودم كه نام همسر آيندهام «فاطمه» يا «زهرا» باشد و اين علاقه نيز سبب شد كه مقدرات به سمت و سويى پيش رود كه نام مستعار من نيز زهرا باشد. وجود حضرت فاطمه (س) نيز به صورت اسرارآميزى مرا مجذوب خود نمود و ايشان از جهات گوناگونى مىتوانست الگوى كامل و هه جانبهاى باشد. من با حس درونى خود، مقام ايشان را بسيار بلند و بلندمرتبه حس مىكنم. يكى از اسامى حضرت فاطمه (س) «صديقه» است و چون من قبل از تشرف به تشيع نيز به صداقت خيلى اهميت مىدادم، راستى و صداقت وجود ايشان خيلى براى من دوست داشتنى بود.
\* از مقايسه تصوير وجودى حضرت فاطمه (س) و حضرت مريم (س) چه مطلبى به ذهنتان خطور مىكند و چه حسى به شما دست مىدهد؟
حضرت مريم (س) يك وجود مبارك و نازنين و مقدس است، ولى مقام حضرت فاطمه (س) متعالىتر و بلندمرتبهتر از حضرت مريم (س) مىباشد. كرامت و معجزه ظهور حضرت عيسى (ع) و تحيت او به مريم باكره (س) نشان دهنده اين است كه آن حضرت منزلت بسيار بلندى نزد خدا داشت، ولى با اين وجود، به اندازه رنجهايى كه حضرت فاطمه (س) در راه دين و گسترش آيين حقيقت متحمل شد، رنج نكشيد. سيماى حضرت مريم (س) نزد من يك سيماى مقدس و صبور است، ولى دردها و رنجهاى حضرت فاطمه (س) بسيار بيشتر از حضرت مريم عليهما السلام بود. من نه فقط به لحاظ اعتقادات اسلامى، بلكه بنا بر يك حس درونى درمىيابم كه مقام حضرت فاطمه (س) بالاتر از مقام مريم قديس است.
\* چه مسائلى در مذهب تشيع وجود دارند كه وقتى آنها را با بعضى از مسائل متناظر در آيين مسيحيت مقايسه مىكنيد، كامل بودن و رجحان داشتن مذهب تشيع را نتيجه مىگيريد؟