ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - جاذبه هاى تشيّع
شيعيان بر حق نيستند. بنابراين نمىتوان همه آنها را در يك نقطه جمع كرد و به وحدت رساند؛ زيرا پيامبر (ص) فرمودهاند:
امت من متفرق خواهند شد، نه تو مىتوانى، نه من و نه هيچ كس ديگر كه جلوى آن را بگيرد، مگر آنكه حضرت مهدى (ع) ظهور كند.
هنگامى كه آن حضرت ظهور مىكند، مردم را هدايت مىكند و هم اوست كه شيعه وسنى و يهود و نصارا و همه دنيا به وى معترفاند. گروهى به او عيسى بن مريم مىگويند؛ ما او را مهدى منتظر مىخوانيم و ديگران او را را عزير مىدانند كه پسر خداست. بنابراين وقتى نجاتدهنده مسلمانان بيايد، مسلمانان براى كشتن مشركان و دشمنان خدا با حضرت مهدى متحد مىشوند. اين تنها راهكار است، و ما و شما اگر بخواهيم در پى اتحاد مسلمانان باشيم، به مسئلهاى دور از دسترس پرداختهايم.
\* هجمهاى كه از سوى غرب و جهان كفر عليه مسلمانان، به ويژه شيعيان صورت گرفته است. هدف آنان از اين هجمه چيست؟
آنان از ما مى خواهند تسليمشان شويم و اعتراف كنيم كه آنان آقا و سروران جهان هستند و ما بردگان آنها هستيم؛ زيرا ما عقب ماندهايم و ازنظر فنآورى و تكنولوژى و علمى پيشرفتى نداشتهايم و در پستى و عقبماندگى به سرمىبريم. آنان مىخواهند بگويند: ما سرور شماييم و شما را راهبرى مىكنيم؛ به شما مىآموزيم و شما را متمدن مىكنيم. بنابراين، بايد از ما پيروى كنيد. كشمكش موجود ميان آمريكا و ايران براى همين است؛ زيرا تمام كشورها، به استثناى ايران رهبرى جهان را به آمريكا واگذار كردهاند.
به نظر مىرسد، ايران رهبرى خود را به آمريكا واگذار نكرده و نمىخواهد اين كار را بكند آمريكايىها هم نقشه مىكشند به ايران حمله كنند، يا به او ضربه بزنند، و يا دست كم اين كشور را شكست دهند و موانعى بر سر راهش ايجاد كنند. آمريكا خودش مىگويد كه همان كارى كه با ما در عراق كرد، در ايران اجرا خواهد كرد. ادعا مىكند كه مردم ايران مىخواهند نظام عوض شود و اسلام را نمىخواهند؛ يا دست كم اسلام متمدن مى خواهند، و اين اسلام، بنيادگر است. كار تا آنجا پيش رفت كه چندى پيش، در آمريكا نماز جمعهاى اقامه شد كه امامت آن را يك زن بر عهده داشت و مؤذن آن نيز يك زن بود. شگفت آن كه صف اول و دوم هم مختلط بود و ادعا كردند: اسلام متمدن و پيشرفته اين است! آمريكايىها اسلام را اينگونه مىخواهند. بنابراين، اگر ما رهبرى را به آنان واگذار كنيم، كارى با ما ندارند، ولى اگر چنين نكنيم، در برابر ما ساكت نمىنشينند. اين همان برخورد ميان غرب وشرق است.
\* هم اينك، جهان اسلام، شما را چگونه مىشناسند؟
در جهان اسلام، تيجانى با كتابها، افكار و سخنرانىهايش كه در اقصى نقاط جهان منتشر شده، شناخته شده است. البته برخى از متعصبان هنوز هم معتقدند تيجانى شخصيتى خيالى است كه وجود خارجى ندارد. برخى از متعصبان نيز تيجانى را تكفير مىكنند و مىخواهند با كشتن وى نزد خدا تقرب جويند؛ مانند فتاواى وهابيان كه مىگويند: شيعيان دشمنان اسلام هستند و براى اسلام از يهود و نصارا خطرناكترند و كشتن آنها واجب است.
الحمدالله من هماكنون در اوج توجهات الهى و الطاف اهل بيت (ع) هستم و در سفر به اقصى نقاط جهان، اين انديشهها و احساسات سرشار از عشق به اهل بيت (ع) را گسترش مىدهم. به لطف خدا، بسيارى از كسانى كه با آنها ديدار مىكنم اين انديشه را مىپذيرند. من دلايل زيادى از كتب اهل سنت و شيعه دارم كه به آنها استناد مىكنم و بسيارى از كسانى كه با ايشان گفتوگو مىكنم، قانع مىشوند.
\* نام شما ميان جوانان ايرانى، كه با مسائل دينى درگير هستند، با احترام زيادى برده مىشود و آنان شما را با كتاب آنگاه هدايت شدم مىشناسند. پس از نوشتن اين كتاب و ديگر كتابها، چه برخوردهايى با شما شد؟
طبيعى است كه واكنش شيعيان بسيار مثبت بود. بسيارى از ايرانىها و عراقىها و شيعيان لبنان گفتند: ما تشيع را با كتابهاى تيجانى شناختيم؛ زيرا آنان تشيع را آن گونه كه من شرح دادم نمىشناختند، بلكه آن را از راه تقليد شناخته بودند. حتى به من خبر رسيد كه «آيتالله سيستانى» گفتهاند: كتابهاى تيجانى براى عراقىها مايه رحمت بوده است. اما واكنش ديگر مسلمانان در نوسان بود. برخى از آنها مرا تكفير مىكردند، اما برخى از ايشان شيعه شدند و به مذهب تشيع گرويدند؛ مانند دكتر «اعتصام العماد» حتى كسانى دست به تأليف زدند و در اثرشان از من نام بردند؛ زيرا تحت تأثير من شيعه شده بودند؛ مانند «شيخ هشام آل بويه» در تايلند دو هزار نفر شيعيان از من استقبال كردند و برايم قربانى كشتند.
\* با تشكر از شما كه وقتتان را در اختيار ما قرار داديد.
پىنوشت:
\* برگرفته از ماهنامه اخبار شيعيان، سال اول، شماره ٧، آذر ١٣٨٣.