ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - قداست و اسلاميت حرم شريف
حرم شريف اقدام كردند.
هم زمان با شكل گيرى معمارى مسجدالاقصى، جايگاه دينى آن در نزد مسلمانان، كه از قرآن كريم و احداث شريف نشات گرفته است، تبلور و عينيت يافت. يقيناً اگر اين جايگاه نبود، قدس امروزه شاهد اين معمارى و آبادانى در مسجدالاقصى نبود.
مسلمانان از زمان فتح عمرى، به قصد زيارت و برگزارى مناسك در مسجدالاقصى و تبليغ دعوت اسلامى بار سفر مى بستند. حتى خليفه دوم تعدادى از صحابه خود را كه در ركاب او وارد قدس شده بودند[١]، مكلف ساخت تا در بيت المقدس سكنى گزيده و علاوه بر وظايف ادارى به امر تعليم در مسجدالاقصى بپردازند. از جمله اين صحابيون عبادة بن الصامت (م ٣٤ ق.) نخستين قاضى فلسطين و شداد بن أوس (م ٥٨ ق) كه هر دوى آنها در بيت المقدس درگذشتند و در مقبره باب الرحمه، در بيرون از حصار شرقى مسجدالاقصى، به خاك سپرده شدند.[٢]
علماى اعلام از گوشه و كنار و به منظور فراگيرى علوم به قصد مسجدالاقصى عزيمت كردند كه از آن جمله مقاتل بن سليمان مفسر (م ١٥٠ ق.) و اوزاعى بن عبدالرحمن بن عمرو فقيه اهل شام (م ١٥٧ ق.) و سفيان الثورى پيشواى اهل عراق (م ١٦١ ق.) و ليث بن سعد عالم مصر (م ١٧٥ ق.) و محمد بن ادريس شافعى از پيشوايان چهارگانه اهل سنت (م ٢٠٤ ق.) بودند.[٣]
زاهدان و شيوخ صوفى نيز طى قرن هاى سوم و چهارم هجرى با قصد تقرب، انجام مناسك، زيارت و اعتكاف در مسجدالاقصى بار سفر بستند، به عنوان نمونه: بكر بن سهل الدمياطى محدث (م ٢٨٩ ق.) و احمد بن يحياى بغدادى، كه تا زمان رحلت در قدس مقيم بود.[٤]
به دليل عزيمت فزاينده عالمان مسلمان كه به منظور تدريس به اين منقطه سفر كرده بودند، مسجدالاقصى در قرن پنجم هجرى حركت شتابنده علمى به خود ديد و از آن حوزه علميه اى مترقى در علوم فقه و حديث ساخت.
غزالى از سرشناس ترين شخصيت هايى بود كه به اين منظور در سال ٤٨٨ ق. به قدس سفر كرد و به تدريس پرداخت.[٥] وى متذكر شده است كه ٣٦٠ مدرس در مسجد حضور داشتند و اين، خود گوياى جايگاه رفيع مسجدالاقصى نزد مسلمان مى باشد. متعاقب فتح بيت المقدس توسط سردار صلاح الدين ايوبى، چرخه علمى و دينى در مسجدالاقصى پس از وقفه اى قريب به يك قرن، بر اثر اشغالگرى صليبى ها، مجدداً به حركت درآمد و مسلمانان از هر قشر و طايفه اى بار ديگر براى زيارت، انجام مناسب و اعتكاف از يك سو، و كسب علم، تدريس و اقامت از سوى ديگر، بار سفر بستند كه نتيجه آن تأليفاتى چند در خصوص فضايل قدس و مسجدالاقصى بود كه در عهد ايوبى ها و مملوكيان شهرت خاصى يافت. در اينجا به ذكر چند مورد بسنده مى كنيم:[٦]
الجامع المستقصى فى فضائل المسجدالأقصى، تأليف حافظ بهاءالدين ابى القسم بن عساكر (م ٦٠٠ ق.)؛ فضايل بيت المقدس، ابى المعالم المشرف بن المرجى بن ابراهيم المقدسى از انديشمندانى كه قرن پنجم هجرى در قدس مى زيست؛ باعث النّفوس الى زيارة القدس المحروس، شيخ برهان الدين الفرازى (ابن الفركاح) (م ٧٢٩ ق.)؛ مثير الغرام إلى زيارة القدس و الشّام، شهاب الدين أبى محمود أحمد بن محمد المقدسى (م ٧٦٥ ق.)؛ إتحاف الأخصا بفضائل المسجد، أبى عبدالله محمد شمس الدين سيوطى (م ٨٨٠ ق.).
ايده احداث مدارس علوم دينى در عهد مملوكيان تبلور يافته و به اوج خود رسيد و همه مملوكيان، از سلاطين و امرا گرفته تا قاضيان و دولتمردان و متمولان، كه به قدس عشق مى ورزيدند، به ساخت و بازسازى مدارس دينى، ايوان ها و كنج هاى[٧] دالان هاى حرم شريف و اضلاع شمالى و غربى آن همت گماشتند و ضمن تنظيم وظايف، تأسيساتى را وقف مسجد كردند تا درآمدهاى حاصله از آن صرف مسجد گردد.
مملوكيان در ابراز اين عشق و علاقه تا آن حد اغراق مى كردند كه تعدادى از بنيانگذاران و وقف كنندگان اين تأسيسات وصيت كردند پس از مرگ، آنان را در جايى كه ساخته و يا مرمت كرده اند به خاك بسپارند و لذا در بسيارى از اين تأسيسات و ابنيه، اتاقى مخصوص بارگاه و مزار صاحب وقف ديده مى شود كه براى جاودانه ساخته ياد خويش، نام ساختمان و يا مدرسه اى را به خود منسوب ساخته است.
بدين ترتيب مسجدالاقصى به دانشگاه اسلامى معتبرى تبديل شد كه گوياى اقتدار مسلمانان در نوآورى و آبادانى و پايه ريزى تمدنى بى نظير بود. مسجدالاقصى در طول حكومت عثمانى ها تا به امروز رسالت علمى و دينى خود را ايفا كرده امّا نه تا حدى كه در دوران هاى پيشين سود مى جست.
و بدين گونه ايده و فكر تقديس حرم شريف در ميان مسلمانان شكل و تبلور يافت و به آنجا رسيد كه برخى از حجاج شام، زيارت مسجدالاقصى و قبةالصخره را مبدأ مناسب حج (عمره و تمتع) و عزيمت به حجاز[٨] قرار دادند. اين تلقى تنها به حجاج