ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - رابطه شب قدر با حجّت زمان، امام عصر، ارواحنا فداه
فرد با ايمانى ناگزير از قبول آن است، اين است كه بپذيرد كه در شب قدر فرشته ها و روح از جانب پروردگار با هر امرى فرود مى آيند و اين امر يك متولى و ولى مى خواهد كه متولى و ولى آن امر باشد. اينكه خداوند در آيات سوم و چهارم سوره دخان مى فرمايد:
در آن شب هر فرمانى، برحسب حكمت صادر مى شود فرمانى از جانب ما، و ما همواره فرستنده آن بوده ايم.
دلالت بر تكرار و تجديد فرق و ارسال در آن شب دارد و به اين معنا كه آن شب، فرشتگان و روح، در هر سال، دائماً نازل مى شوند؛ پس بايد به طور مدام شخصى به عنوان «ولى» اين امر باشد كه به سوى او نازل و ارسال گردند كه او همان ولى جهان و جهانيان خواهد بود؛ و هم اوست كه اطاعتش بر همگان واجب است.
به همين سبب، هركس ادعا كرد كه من ولى امر هستم، بايد ثابت كند كه اين امر توسط فرشتگان و رو ح بر او نازل شده و مى شوند، و چون هيچ كس جز پيامبر و اوصياء معصومينش (ع) نمى توانند مدعى اين امر باشند و اساساً هم نيستند، بايد از اوصياء و پيامبر همواره كسى باشد كه در شب قدر توسط روح و فرشتگان از جانب يزدان هر امرى بر او نازل شود.
آيه مورد بحث، يكى از مستدل ترين آيات قرآن كريم بر ضرورت وجود هميشگى يك ولى امر از جانب خداست كه امين بر حفظ و اجزاء و اداء امرالهى باشد، و آن همان امام معصوم (ع) است.
و هركس نزول پيوسته فرشتگان و روح را در شب قدر بپذيرد كه اگر به قرآن ايمان دارد بايد بپذيرد، ناگزير بايد ولى امر را هم بپذيرد وگرنه كافر به بعضى از آيات قرآن خواهد بود، كه در آن صورت چنين كسى بنابر بيان خود قرآن كريم كافر واقعى است.
چنان كه خداوند در آيات ١٥٠ و ١٥١ سوره نساء مى فرمايد:
إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبِيلًا أُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ حَقًّا وَ أَعْتَدْنا لِلْكافِرِينَ عَذاباً مُهِيناً.
كسانى كه به خدا و پيامبران خدا كافر شده اند و مى خواهند بين خدا و رسولانش جدايى اندازند و مى گويند به برخى ايمان مى آوريم و به بعضى كافر مى شويم و مى خواهند در اين ميان (بينابين) اتخاذ كنند، اينان حقا كافرند و ما براى كفركيشان عذاب خواركننده اى مهيا كرده ايم.
و مى بينيد كه خداوند، كسانى را كه پاره اى از آيات خدا را بپذيرند و برخى را نپذيرند، كافر حقيقى مى داند.
بنابراين مؤمن حقيقى كسى است كه هم استمرار ليلةالقدر را تا قيامت پذيرا باشد و هم وجود حجت زمان و ولى امر، و امام معصومى كه امر الهى را دريافت مى كند و امين بر آن در جهت پاسدارى، به كار بستن و اداء باشد، قبول كند؛ يعنى همان بزرگوارى كه در زمان وجود مقدس بقيةالله الاعظم حضرت مهدى (عج) مى باشد و به همين سبب پيامبر خاتم (ص) بنابر آنچه شيعه و سنى از آن حضرت نقل كرده اند، فرمودند:
من أنكر المهدى فقد كفر.[١]
كسى كه وجود مهدى را انكار كند، رهسپار ديار كفر شده است.
و در كتب شيعه، از اين قبيل احاديث فراوان است، و از آن جمله، از امام صادق (ع) و آن حضرت از پدر ارجمندشان و از آن طريق از جد عاليقدرشان و از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرموده اند:
القائم من ولدى اسمه إسمى و كنيته كنيتى و شمائله شمائلى و سنّته سنتى يقيم النّاس على ملتّى و شريعتى و يدعوهم إلى كتاب الله عزّوجلّ، من أطاعه أطاعنى و من عصاه عصانى، و من أنكره فى غيبته فقد أنكرنى، و من كذبه فقد كذّبنى، و من صدّقه فقد صدّقنى، إلى الله اشكو المكذّبين لى فى أمره، و الجاهدين لقولى و المضلّين لأمتّى عن طريقته و سيعلم الذين ظلموا اىّ منقلبٍ ينقلبون.[٢]
قائم از فرزندان من است اسم او اسم من «محمد» و كنيه او، كنيه من «ابوالقاسم» و سيماى او سيماى من و سنت او سنت من است، دين و آيين و ملت و شريعت مرا در بين مردم برپا مى دارد و آنان را به كتاب خداى عزوجل فرامى خواند. كسى كه او را طاعت كند، مرا پيروى كرده و كسى كه او را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است و كسى كه او را در دوران غيبتش انكار كند، تحقيقاً مرا انكار كرده و كسى كه او را تكذيب كند هر آينه مرا تكذيب كرده و