ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - نمونه هايى از مصادر شيعى
ندا مى دهد: اى مؤمن، در ميان من كافرى پنهان شده، مرا بشكن و او را بكش.
و بخشى از اين روايت را «فرات»[١] و «عياشى»[٢] در تفاسير خود، نقل كرده اند و همچنين در العدد القويه[٣] و در تأويل الآيات[٤] و برخى از مصادر ديگر شيعه نيز ذكر شده است.
در مجمع البيان[٥] از اميرالمؤمنين (ع) روايت شده كه پس از تلاوت اين آيه فرمودند:
آيا دين اسلام بر ساير اديان غالب شده است؟
همراهان حضرت (ع) پاسخ دادند: بلى.
ايشان فرمودند: هرگز، قسم به كسى كه جانم در دست اوست، اين اتفاق نمى افتد تا اينكه هيچ شهر و روستايى نباشد مگر اينكه در آن، هر صبح و شام، شهادت بر وحدانيت خدا و رسالت پيامبر اسلام (ص) داده شود.
همين روايت در تأويل الآيات[٦] و تفسير صافى[٧] و ديگر مصادر شيعه نيز بيان شده است.
مصادر اهل سنت، تفسير اين آيه را به نزول عيسى (ع) روايت كرده اند. همان طور كه در جامع طبرى[٨] و سنن بيهقى[٩] و الدّرالمنثور[١٠] ذكر شده است. شافعى، صاحب البيان[١١] از سعيد بن جبير در تفسير اين قسمت از آيه:
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ.
چنين نقل كرده است كه: «او، مهدى از عترت فاطمه (س) است.» و سپس مى افزايد:
بين اين قول، و قول كسانى كه مى گويند: منظور، عيسى (ع) است؛ منافاتى وجود ندارد، زيرا همان طور كه گفته شد، عيسى (ع) يارى دهنده امام مهدى (ع) است.
همچنين فخر رازى در تفسير خود[١٢] از ابوهريره نقل مى كند كه گفت:
اين وعده اى از جانب خداوند تعالى است كه اسلام را بالاتر و برتر از جميع اديان قرار دهد. او سپس گفت ... و تماميت يافتن اين امر در زمان خروج عيسى (ع) است.
سدّى مى گويد:
اين امر هنگام قيام مهدى (ع) است. كه هيچ كس باقى نمى ماند مگر اينكه اسلام آورده يا مجبور به پرداخت خراج مى گردد.
و احاديث متواترى در نزد شيعه و سنى وجود دارد كه نزول عيسى (ع) در زمان ظهور حضرت مهدى (ع) خواهد بود و ايشان پشت سر امام مهدى (ع) نماز خواهد خواند.
٣. همچنين مصادر فريقين در تفسير آيه:
وَ لَوْ تَرى إِذْ فَزِعُوا فَلا فَوْتَ وَ أُخِذُوا مِنْ مَكانٍ قَرِيبٍ.[١٣]
اگر ببينى، آنگاه كه سخت بترسند و رهاييشان نباشد و از مكانى نزديك گرفتارشان سازند.
اتفاق نظر دارند كه منظور آيه، «جيش خسف» است. يعنى در ابتداى ظهور، لشكرى وارد مدينه منوره شده، آنگاه جهت جنگ با امام مهدى (ع)، قصد مكه مكرمه مى كنند كه خداوند متعال آنها را قبل از رسيدن به مكه، در زمين فرو مى برد. اين مطلب در تفسير طبرى[١٤]، و ثعلبى[١٥] و كتاب البداء و التاريخ[١٦] و عقد الدّرر[١٧] و تفسير الدّر المنثور[١٨] نقل گرديده است.
بسيارى از مصادر شيعى نيز نظير اين تفسير را از اين آيه روايت كرده اند كه مجال بر شمردن آنها نيست. البته قطع نظر از اين آيه، روايات متواترى از پيامبر اكرم (ص) ناظر به فرو رفتن لشكر در زمين (خسف جيش) در منابع شيعه و سنى از جمله در صحّاح سته آمده است.
٤. مصادر شيعه و سنى در تفسير آيه متعلق به نزول حضرت عيسى (ع) اتفاق نظر دارند:
وَ إِنْ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ إِلَّا لَيُؤْمِنَنَّ بِهِ قَبْلَ مَوْتِهِ وَ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكُونُ عَلَيْهِمْ شَهِيداً.[١٩]
و هيچ يك از اهل كتاب نيست مگر آنكه پيش از مرگش به او ايمان آورد و عيسى در روز قيامت به ايمانشان گواهى خواهد داد.
اين مطلب در تفسير طبرى[٢٠] آمده است، و شيخ طوسى نيز تبيان[٢١] مى فرمايد:
... گويى آيه مى خواهد بگويد: احدى از يهود باقى نمى ماند، مگر اينكه قبل از موت حضرت عيسى (ع) به ايشان ايمان مى آورد. به اين صورت كه با خروج امام مهدى (ع) خداوند حضرت عيسى (ع) را براى قتل دجال به سوى زمين مى فرستد و همه مردم جهان، ملت واحد مى شوند كه همان ملت اسلام حنيف و دين ابراهيم (ع) مى باشد.
و ابن عباس و ابومالك و حسن بصرى و قتاده و ابن زيد و ... همين نظر را دارند و طبرى نيز اين قول را اختيار كرده است. و اين آيه، مخصوص يهوديانى است كه در آن زمان زندگى مى كنند. و از شيعيان، على بن ابراهيم اين قول را در تفسيرش ذكر كرده است.
نمونه هايى از مصادر شيعى:
١. شيخ صدوق، در كمال الدين[٢٢]، از امام باقر (ع) نقل مى كند كه فرمودند:
قائم ما (اهل بيت) با ترس و رعب (كه در دل