ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٨ - مهدويت و غفلت تصوير
سخت است. تقريباً مى شود با اطمينان گفت نوشته خيلى خوب و نويسنده توانايى كه بتواند به موضوع مهدويت بپردازد، وجود ندارد و اگر هم نويسنده اى يافت شود، نمى توان اطمينان داشت كه كار كم نقصى در اين زمينه ارائه كند.»
البته اين نكته دور از ذهنى نيست. داريوش ارجمند، بازيگر سينما و تلويزيون كه خيلى ها او را با نقش مالك اشتر در سريال امام على (ع) به ياد مى آورند، در مصاحبه اى به اين نكات اشاره كرده و گفته است: «هنرمندان به افراد روشنفكر و صاحب ذوق و انديشه در هر جامعه اى معرفى شده اند و افرادى هستند كه تأثير بسزايى بر مردان جامعه خود مى گذارند. از همين رو توجه به نظر برخى از هنرمندان بزرگ كشورمان در عرصه تئاتر، سينما و تلويزيون درباره مسأله غيبت و انتظار و بى توجهى به فقدان آثار هنرى نسبت به اين جنبه مهم از فرهنگ اعتقادى- دينى ما مى تواند ايده هاى جديدى را در ذهن هاى خلاق و هنرمند شكوفا كند.»
اما سعيد رحمانى، نويسنده سريال هايى چون: رسم عاشقى، همراز و سايه آفتاب، علت كم كارى هنرمندان سينما و تلويزيون را در اين خصوص، در چيزهاى ديگرى چستجو مى كند: «دليلش اين است كه وقتى موضوع از لحاظ مذهبى خاص مى شود، متولى آن ديگر تنها هنرمند نيست، بلكه مشاور مذهبى هم هست.
در آن صورت است كه مشكل به مشاور مذهبى و هنرمند عرصه درام مربوط مى شود و از آنجا كه معمولًا در اين موارد هيچ تعامل سازنده اى برقرار نمى شود، نتيجه گيرى دلخواه نيز به دست نمى آيد. كارشناس مذهبى مى گويد، اين عرصه، عرصه مطلقى است و هنرمند درام هم معتقد است كه با مطلق ها نمى شود قصه گفت و مخاطب را جذب كرد. به نظرم اگر اين تعامل دوسويه برقرار شود، هم مى شود يك اثر خلاق ساخت كه با اصول مذهبى در تعارض نباشد و هم در آن قوانين درام سازگار باشد.»
حميد بهمنى، كارگردانى كه از او ريشه در زمان، شهر آفتاب و دولت عشق را ديده ايم به موضوع از منظر ديگرى نگاه مى كند. او مى گويد: «در مملكت امام زمان (عج) نام امام زمان را مى بريم، نانش را مى خوريم، زير سايه اش هستيم، اما هيچ نشانى از او در جماعت فيلمساز ما وجود ندارد؛ چه در تلويزيون، چه در سينما. اين نشان مى دهد در جامع، كوچك بصرى ما، امام زمانمان چقدر مظلوم است. به همين دليل وجود مقدس آقا امام زمان در تأثيرات هنرى ما متبلور نشده است و شناخت ايشان نزد هنرمندان پيش از اين كه قلبى و ايمانى باشد، سطحى و ظاهرى است.»
حسين مختارى، كارگردان مجموعه نيستان نيز درباره علت اين كم كارى مى گويد:
«براى اين كه مديران حوزه هاى تصويرى به اين مقوله بسيار مهم كم توجهى نشان مى دهند و سراغ كارهايى مى روند كه بيشتر عامه پسند است، در حالى كه مكتب تشيع و انتظار مهدى موعود (ع) مى تواند بستر مناسبى براى همه برنامه سازان و فيلمسازانى باشد كه به حقيقت دريافته اند ظهور او جهان بحران زده را به ساحل امن نجات برساند.»
اما آيا واقعاً راه توليد اثرى با موضوع آقا امام زمان (عج) در سينما و تلويزيون پيداست؟ داريوش ارجمند، در اين باره مى گويد:
«هنرمندان ما نمى دانند از چه راهى مى توانند درباره يك شخصيت غايب اما بزرگوار كه دريا دريا معنويت و عظمت دارد، فيلم بسازند. شما ببينيد در ادبيات كه جوهره آن كلمه است چقدر آثار عميق و تأثيرگذارى با موضوع آقا امام زمان (عج) وجود دارد، همين طور در نقاشى؛ اما در تئاتر، سينما و تلويزيون راه را هنوز نيافته ايم.»
با وجود اين در پاره اى از آثار، رگه هايى از حضور آن يگانه دوران را مى شود، ديد. در آثارى چون: وعده ديدار، (ساخته جمال شورجه)، اينجا چراغى روشن است (ساخته رضا ميركريمى) و البته اثرى كه اين حضور در آن كمى گسترده ديده مى شود يعنى، قدمگاه (ساخته محمد مهدى عسگرپور) كه خيلى خوب توانست با يك داستان امروزى، پيوندى قابل قبول را با آنچه از آن سخن گفتيم برقرار كند.
جواد هاشمى درباره ارائه راهكارى دز اين زمينه مى گويد:
«ما متأسفانه تحقيقات كافى و وافى حول محور زندگى امام زمان (ع) نداريم كه بشود آن را دستمايه ساخت و توليد آثار قوى و كم نقص كنيم. راهكارى كه پيشنهاد مى كنم اين است كه بزرگان حوزه علم و دين بيايند و كتاب ها و منابع تحقيقاتى با اين موضوع براى ايجاد بسترى كه بتوانيم كارهاى تصويرى در خورى بسازيم ارائه كنند.»
هاشمى البته در ادامه، به يك نكته مهم ديگر هم اشاره مى كند و مى گويد:
«فكر مى كنم هنرمندان ما ترس دارند كه وارد اين حيطه بشوند در حالى كه لزومى ندارد كسى بترسد. هنرمندان متعهد ما بايد درباره مهم ترين موضوع عصر حاضر يعنى وجود مقدس حضرت صاحب الامر، صاحب ديدگاه و اثر باشند.»
اين همان موضوعى است كه مهدى عظيمى، مدير اسبق گروه تلويزيونى بسيج نيز به آن اشاره دارد: «يكى از كارهاى بسيار برجسته كه ضرورت دارد