ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - جهان در بحران
در سلسله مقالاتى كه تاكنون با عنوان «جهان در بحران» تقديم شما خوانندگان عزيز شده، نمادهاى مختلف بحران هايى كه امروز جهان با آنها دست به گريبان است، مورد بررسى قرار مى گيرد تا عمق و گستردگى اين بحران ها بيش از پيش روشن شود و عجز و ناتوانى انسان امروز در مهار آنها افزون از گذشته معلوم گردد. باشد تا از اين رهگذر همه ما به ضرورت ظهور آخرين حجت براى پايان دادن به همه اين آشفتگى ها، سرگردانى ها، رنج ها و بلاها واقف و فرج آن حضرت را با همه وجود از خداوند متعال خواستار شويم.
ديگر شكى وجود ندارد كه آدمى بزرگ ترين مسئول مشكلات و فجايع زيست محيطى در دهه هاى اخير بوده است. بشر جديد در راستاى تأمين منافع زودگذرش به هر ابزارى متوسل مى شود تا به آسودگى و رفاه بيشتر نايل آيد و اين در حالى است كه هزينه هاى غالباً نامحسوس چنين رفتارى بر محيط زيست، كمتر مورد بررسى قرار مى گيرد. از همين روست كه بشر در حال تجربه زندگى در دنيايى خسته و وارفته است كه هر روز بر دامنه آن افزوده مى شود.
در اين شماره ابعاد مختلف اين بحران را كه يكى ديگر از مصاديق بحران هاى آخرالزمان است بررسى مى كنيم.
قرن ها شاهد عبور دسته هاى عظيم «ماهى روغن» در سواحل ناهموار نيوزيلند بوديم، اما در سال ١٩٩٢ بود كه صيد گسترده اين نوع ماهى، به شدت از تعداد آن ها كاست و به مشكلات بى شمارى براى ساكنان اين مناطق دامن زد. هزاران نفر شغل خود را از دست دادند و مجدداً مبالغ عظيمى صرف اشتغال زايى در اين منطقه شد.
سال گذشته، يك ماهواره هواشناسى، توده عظيم گرد و غبارى را برفراز آفريقا شناسايى نمود كه گستردگى آن حدود پنج هزار مايل بود. اصولًا قطع درختان در شمال آفريقا و نابودى جنگل ها، يكى از دلايل تشكيل چنين توده هايى است كه از اين نواحى برمى خيزد و با عبور از اقيانوس اطلس، در نواحى ساحلى ايالات متحده فرود مى آيد و البته مشكلات متعددى را براى آمريكاييان به همراه دارد كه معمول ترين آن، گسترش مشكلات تنفسى در بين ساكنان اين نواحى است.
اگرچه بين اين پديده ها يعنى كاهش ميزان ماهى ها و شكل گيرى توده هاى گرد و غبار هيچ ارتباطى وجود ندارد، اما همراهى مواردى از اين دست در مناطق مختلف، پيامدهاى گسترده اى بر اكوسيستم داشته كه حداقل ميزان اين گونه پيامدها در پنجاه سال اخير، در طول تاريخ حيات بشر بى سابقه بوده است. افزايش نياز آدمى به آب، سوخت، غذا، الوار، الياف و غيره، همه و همه بخشى از گسترش اقتصاد جهانى است كه به مشكلات متعددى در عرصه محيط زيست دامن زده است. اگرچه نتايج كوتاه مدت چنين توسعه اقتصادى اى، افزايش منافع كوتاه مدت بشر، كاهش گرسنگى و افزايش ثروت بوده است، امّا از سويى ديگر، با نابودى گسترده تنوع حيات در عرصه گيتى همراه شده است.
كريستن سمپر، مدير مؤسسه موزه ملى تاريخ آمريكا، در اين باره مى گويد: «امروزه گزارش هاى متعددى بيان گر نابودى محيط زيست است و اين براى نخستين بار است كه مى توانيم بر پايه اين گزارش ها، به رابطه رفاه بشرى و شرايط اكوسيستم موجود پى ببريم.»
طبق نظر وى، خشك شدن نواحى شمال آفريقا و شكل گيرى چنين توده هايى و نيز خالى شدن آب هاى ساحلى نيوزيلند از ماهى هاى بومى اين منطقه، تنها دو نمونه از موارد بى شمارى است كه بيان گر نابودى شصت درصدى اكوسيستم هاى سراسر جهان است. امروزه از جمله اكوسيستم هايى كه مى توان گستره نابودى اش را با رفاه بشرى مرتبط دانست، در اين موارد خلاصه مى شود:
زمين: از سال ١٩٤٥ به بعد، شاهد تبديل زمين هاى باير به زمين هاى كشاورزى بوده ايم، به طورى كه روز به روز از حجم اين گونه زمين ها كاسته مى شود. امروزه حدود يك چهارم سطح زمين را زمين زراعى فراگرفته است.
صخره هاى مرجانى: حدود ٢٠% صخره هاى مرجانى زمين به طور كامل نابود شده است و حدود ٢٠% ديگر، در دهه هاى گذشته در معرض نابودى قرار گرفته اند.
رودخانه ها و درياچه ها: به رغم اين واقعيت كه ميزان آب پشت سدها از سال ١٩٦٠ تاكنون چهار برابر شده، اما استفاده از اين آب ها در عرصه كشاورزى، به همين ميزان افزوده شده است.
مناطق ساحلى: استفاده فزاينده كشاورزان از كودهاى نيتروژنى از سال ١٩٠٥، مجارى آب ها و اكوسيستم سواحل را در سراسر زمين آلوده ساخته است. به علاوه، حدود ٣٥% باتلاق ها در آمريكا، در راستاى تصفيه آب، با خاك يكسان شده اند.
اقيانو س ها: افزايش فزاينده صيد ماهى در اقيانوس ها سبب شده است كه ميزان ذخيره ماهى هاى جهان در مقايسه با پيش از آغاز ماهى گيرى صنعتى به طور متوسط بين ٩٠ تا ٩٩ درصد كاهش يابد.
تنها در مورد همين صيد ماهى، براى نخستين بار، توندى آگاردى، مدير گروه سياست گذارى طرح هاى ساحلى آمريكا مى گويد: «همواره تصورمان برآن بود كه صيد فزاينده ماهى و كم شدن ميزان آن ها، پس از چندى قابل جبران است، اما واقعيت آن است كه در بسيارى از موارد، به واسطه وجود برخى مسائل ديگر همچون آلودگى، تخريب زيستگاه ها و تغييرات جوّى، ديگر چنين بازگشتى امكان پذير نيست.»
به عنوان نمونه، نابودى مرجان ها غالباً به واسطه تغيير شرايط آب هاى ساحلى است كه به مرور زمان آلوده شده اند. تخريب باتلاق ها كه به مثابه فيلترهاى زيستى عمل مى كنند و آلودگى هاى آب هاى سواحل را تصفيه مى كنند، نتيجه گسترش شهرسازى بوده است. مضاف بر آن كه در دهه هاى اخير، برميزان اسكان در سواحل نيز روز به روز افزوده شده است و همين موضوع نيز با مشكلاتى براى اكوسيستم هاى سواحل همراه بوده است. تنها افزايش ميزان جلبك ها در برخى مناطق، صرفاً به واسطه صيد فزاينده ماهى هايى بوده است كه غذاى اصلى شان جلبك است.
پى نوشت ها:
منبع:Christian Science Monitor
به نقل از: سياحت غرب، ش ٢٣، خرداد ١٣٨٤.
[١].» Mark Cayton «روزنامه نگار آمريكايى عضو هيأت تحريريه نشريه» Christian Science Monitor «