ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٩ - ٣ دعاها
باشد، زيرا يحيى بن هبيره وزير كه اين قضيه در منزلش اتفاق افتاده، در تاريخ ٥٦٠ ق وفات كرده و مؤلف كتاب تعازى قريب دويست سال بروى تقدّم داشته است. علاوه برآن، در متن داستان نيز، تناقضاتى ديده مى شود ....[١]
٤. شيخ طوسى به سند معتبر روايتى از امام صادق (ع) نقل كرده كه در آن روايت بعضى از وصاياى پيامبر اكرم (ص) در شب وفات به حضرت اميرالمؤمنين (ع) آمده است كه از جمله آن وصايا اين است كه آن جناب فرمود: و چون اجل قائم (ع) در رسد آن حضرت اين وصيّت را به فرزند خود بدهد.[٢]
٥. همچنين امام صادق (ع) به ابوبصير فرمودند:
گويا مى بينم نزول قائم (ع) را در مسجد سهله با اهل و عيالش.[٣]
البته اين دو روايت به طول مجمل برداشتن زن و فرزند دلالت دارند، به نحوى كه معلوم نيست اين مطلب مربوط به زمان غيبت است يا اشاره به زمان ظهور دارد.
دسته دوم: روايات دال بر عدم وجود فرزند براى حضرت (ع)؛
١. مسعودى روايت كرده است:
به حضرت امام رضا (ع) عرض شد: از پدرانت روايت كرده ايم كه امام از دنيا نمى رود تا فرزندش را ببيند؟
حضرت فرمود: آيا در اين حديث روايت كرده ايد: «إلّا القائم» عرض كردند: بلى.[٤]
٢. على بن ابوحمزه بر امام (ع) وارد شده و عرض كرد: آيا شما امام هستيد؟ حضرت فرمودند: آرى. گفت: من از جدّ بزرگوار شما، جعفر بن محمد (ص)، شنيدم كه مى فرمايد: امامى نيست مگر اينكه فرزندى داشته باشد. امام رضا (ع) فرمود: اى پيرمرد! فراموش كرده اى يا خود را به فراموشى زده اى؟ جعفر اين طور نگفت بلكه فرمود: امامى نيست مگر اينكه فرزندى داشته باشد مگر امامى كه امام حسين (ع) پس از او رجعت مى كنند. چرا كه او فرزندى ندارد. على بن ابوحمزه گفت: فدايت شوم راست گفتى. جدّت اين چنين گفت.[٥]
البته ميرزاى نورى درباره اين روايت مى فرمايد:
و ظاهر آن است كه مراد حضرت از نبودن فرزند، يعنى فرزندى كه امام باشد، يعنى آن جناب خاتم الاوصياست و فرزند امام ندارد و يا در آن هنگام كه حسين بن على (ع) رجعت خواهد كرد، او را فرزند نباشد.[٦]
لذا از روايات نمى توانيم به يك جواب قطعى برسيم چون هر دو دسته روايات داراى نقاط قوت و ضعف هستند.
٣. دعاها:
در ضمن برخى از دعاهايى كه از پيشوايان معصوم (ع) و يا از ناحيه مقدسه صادر شده، از اولاد و اهل بيت حضرت ولى عصر (عج) سخن به ميان آمده، در حق آنها دعا شده و يا برآنها درود و سلام تقديم شده است. در اين ادعيه تعابيرى چون «وَلد»، «ذرّيه»، «اهل بيت» و «آل بيت» به كار رفته كه وجود همسر و فرزند را براى آن حضرت تأييد مى كنند.[٧] به طور مثال:
١. در بخشى از زيارت امام زمان (ع) در روز جمعه مى خوانيم:
يا مولاى يا صاحب الزّمان صلوات الله عليك و على آل بيتك[٨]
اى آقاى من، اى صاحب زمان، درود خدا بر تو و خاندان تو.
٢. در اعمال صبح جمعه دعايى آمده است كه بخشى از آن عبارتست از:
و تجعله و ذرّيته فيها الأئمة الوارثين.[٩]
او و ذرّيه اش را پيشوايان و وارثان زمين قرار ده.
البته درباره اين دسته از ادعيه اين سخن آيت الله صافى گلپايگانى قابل توجه است كه مى فرمايند:
و بعضى ديگر، همچون فقرات برخى از ادعيه و زيارات نيز صراحت ندارند؛ و قابل حمل برعصر ظهور مى باشند.[١٠]
خلاصه سخن آن كه دليل معتبرى در دست نداريم كه موضوع ازدواج آن حضرت (ع) و وجود اولاد را به طور قطع اثبات كند يا نفى نمايد البته ممكن است به طور ناشناس ازدواج كرده باشند و اولاد ناشناسى هم داشته باشند به هرحال ايشان هر طور كه صلاح بدانند عمل مى كنند.
و چون دانستن و ندانستن اين موضوع فرقى به حال ما ندارد و در ضمن امر به دانستن هم نشده ايم دنبال كردن و تعقيب اين موضوع هم لزومى ندارد. چنان كه وضع جناب خضر (ع) و حضرت عيسى (ع) كه به اتفاق شيعه و سنى در قيد حياتند، از اين جهات نيز بر ما نامعلوم است.
والسلام.
پى نوشت ها:
[١]. صافى گلپايگانى، لطف الله؛ پاسخ ده پرسش، ص ٥٣.
[٢]. جزيره خضراء افسانه يا واقعيت؟، ترجمه: ابوالفضل طريقه دار، ص ١٧٥.
[٣]. طبرسى نورى، ميرزاحسين؛ النجم الثاقب يا مهدى موعود (ع)، ص ٢٢٤.
[٤]. شيخ طوسى، الغيبة؛ ص ١٠٢
[٥]. نعمانى، محمد بن ابراهيم؛ الغيبة، ص ١٧٠
[٦]. جزيره خضراء افسانه يا واقعيت؟، ص ١٨١
[٧]. گفتمان مهدويت (سخنرانى هاى گفتمان اول و دوم)، پرسش و پاسخ آقاى كورانى، ص ١١٨.
[٨]. امينى، ابراهيم؛ دادگستر جهان، ص ٣٣٢.
[٩]. طبرسى نورى، ميرزا حسين؛ همان، ص ٢٢٥.
[١٠]. همو، همان، ص ٢٢٥.
[١١]. مسعودى، اثبات الوصيّة، نجفى، ص ٢٠١. به نقل از عليرضا رجالى تهرانى. يكصد پرسش و پاسخ پيرامون امام زمان (عج)،
[١٢]. شيخ طوسى، همان، ص ١٣٤.
[١٣]. طبرسى نورى، ميرزا حسين؛ همان، ص ٢٢٦.
[١٤]. ناجى النجار، جزيره خضراء و تحقيقى پيرامون مثلث برمودا؛ ص ٤٠.
[١٥]. حاجيان، اسماعيل؛ جلوه محبوب، ص ١٢٢.
[١٦]. طبرسى نورى، ميرزا حسين؛ همان، ص ٢٢٦.
[١٧]. صافى گلپايگانى، لطف الله؛ همان، ص ٥٥.