ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - كدام همراهى؟
چون در اين آيه شريفه، امر به پيروى از صادقين شده پس يقيناً بايد معصوم باشند زيرا كسى كه جايز الخطاء است امر به پيروى او عقلًا درست نيست و اين مطلب را فخررازى در تفسير خود پذيرفته است و مى گويد «مسلّم است كه مراد از صادقين معصومين مى باشند و يقيناً هميشه در بين امت معصوم هست تا مردم از او پيروى كنند لكن چون ما معصوم را نمى شناسيم پس مراد جميع امت است».
پاسخ كلام فخررازى
در پاسخ او گوئيم شيعه دوازده امامى، معصوم را شناخته اند به واسطه رواياتى كه متواتراً از رسول خدا (ص) رسيده و برهان هاى عقلى و نقلى كه در بحث امامت ذكر شده، معصومين دوازده نفرند نخستين آنها حضرت على بن ابى طالب و آخرشان حضرت مهدى (ع) است كه اينك زنده و به واسطه مصالحى از انظار پنهان است و زمانى خواهد رسيد كه آن بزرگوار ظاهر شده زمين را از داد پر سازد.
شناسايى صادقين از طريق پيامبر
در تفسير نورالثقلين و تفسير برهان رواياتى نقل نموده كه در آنها تصريح شده كه مراد از صادقين در اين آيه شريفه معصومين مى باشند از آن جمله در تفسير صافى از اكمال نقل نموده كه اميرالمؤمنين (ع) در ايام خلافت عثمان در ميان جمعى از مهاجرين و انصار فرمودند: «شما را به خدا سوگند آيا چنين نبود كه وقتى اين آيه نازل شد، سلمان گفت: يا رسول الله، آيا اين آيه عمومى است يا ويژه افرادى خاص است؟ پس فرمود: اما مأمورين (به پيروى از صادقين) پس همه مؤمنين اند اما صادقين ويژه برادرم (على ابن ابى طالب (ع)) و اوصياى من پس از اوست تا روز قيامت؟ (مهاجرين و انصار) گفتند: آرى.
صادقين، كشتى نجات
از جمله احاديث صحيح و مسلّم بين شيعه و سنى، فرمايش پيغمبر است كه «مَثل اهل بيت من مثل كشتى نوح است هركس به آن چسبيد رستگار شد و هركس از آن روگردانيد غرق گرديد».[١]
شكى نيست كه مراد از تمسّك به اهل بيت (ع) همان اتصال روحانى است كه به بركت موافقت و متابعت و دوستى حاصل مى شود
بهره همراهى از آن خودتان
آيات قرآن مجيد و روايات متواتره كه در آن دوستى و قبول ولايت آل محمّد (ص) واجب شده براى بهره مندى خلق از آن بزرگان است كه از همه مهم تر افاضه نور يقين مى باشد.
«بگو آنچه از شما از اجر خواستم (وجوب مودت نزديكانم) براى بهره مندى خود شماست».[٢]
«كسى كه فرمان بردارى كند از خدا و پيغمبرش، پس ايشان با كسانى هستند كه خداوند به آنها نعمت داده است از، پيغمبران و راستگويان و شهيدان و نيكوكاران، و خوب رفيقانى هستند».[٣]
از اين آيه شريفه به خوبى فهميده مى شود كه نتيجه دوستى و پيروى و تسليم (پذيرفتن ولايت آل محمد (ص)) اتصال روحانى با بزرگان دين است كه اثر مهم آن رسيدن به مقام يقين مى باشد.
طلب همراهى از بارگاه خداوند
در زيارت عاشورا مى خوانيم: «از خداوندى كه مرا به شناسائى شما و دوستان شما گرامى داشت و روزى من كرد بيزارى از دشمنان شما را؛ مى خواهم كه مرا در دنيا و آخرت با شما (همراه) بگرداند».
و به اين مضمون (يعنى بودن با آل محمد (ص) و اتصال روحانى به آنها) در زيارات و دعاها بسيار است.
كدام همراهى؟
در كتاب شفاء الصدور در شرح اين جمله چنين نگاشته است:
«معيّت (با هم بودن) بر سه قسم است: اول؛ معيت قيّوميّه كه عبارت از احاطه به وجود شىء است به طورى كه انفكاك او از او محال باشد، به اين معنى كه اگر مقيم رفع علاقه اقامت از او كند، نيست و نابود شود و اين معيت خدا است با خلق «و هو معكم أينما كنتم» نظامى چه خوب سروده كه:
زير نشين علمت كائنات
ما به تو قائم چو تو قائم بذات
دوم؛ معيت مصاحبت است كه عبارت از همراهى و انضمام دو شىء با يكديگر باشد به حسب جسمانيّت چنانچه انسانى را با انسانى جمع كنند يا خطى را به خطّى ضمّ نمايند.
سوم؛ معيت روحانيه است كه عبارت از موافقت در اخلاق و اطوار و مشابهت در رفتار و كردار باشد و عموم اين معيت بسيار نادر است و آنچه مطلوب سائل است اين است كه خداى تعالى او را با اهل بيت پيغمبر (ص) به معيت روحانيه در دنيا و آخرت برساند و اين معنى به جز اين نمى شود كه نفس در مراتب كمالات ترقى كند و دفع رذائل از خود نمايد و زنگ شقاوت به صيقل علم و عمل از آئينه دل بزدايد تا به حسب مرتبه اى از ظلال مقدسه آن انوار متلألؤ شود و آن وقت البته به درجه معيت رسد قهراً- پس روح اين معيّت، آن معيت اولى است و آن بى سنخيت صورت نگيرد.
و چون مقدمه اين كار ولايت آن ذوات قدسيه و انوار الهيه است به حقيقت ولايت، و تمام متابعت، بعداز اظهار آن درجه، مناسب شد كه خداى را به حق ياد كند كه خود كرامتى است بزرگ و وسيله اى است عظيم براى نيل