ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - جهان در بحران
جهان در بحران
زندگى در دنياى خسته
قسمت پنجم
مارك كليتون[١]
اشاره:
شايد در هيچ دوره از دوران هاى بى شمارى كه كره خاك در عمر طولانى خود شاهد آنها بوده، چون عصر ما، جهان اين گونه دست خوش بحران ها و التهاب هاى گوناگون و فراگير نبوده است؛ بحران هاى سياسى، اقتصادى، فرهنگى، اخلاقى، زيست محيطى و .... فقط كافى است يكى از روزنامه هاى صبح يا عصر را ورق بزنيد تا در صفحات مختلف آن با نمودهاى مختلفى از اين بحران هاى فزاينده روبه رو شويد.
جنگ، نبردهاى داخلى، كودتا، نسل كشى، جنايت عليه بشريت، تروريسم، قاچاق زنان و كودكان، تجارت مواد مخدر، قحطى، گرسنگى، فقر، شكاف طبقاتى، قتل، جنايت، ناامنى، آدم ربايى، شكنجه، روسپى گرى، هم جنس بازى، سقط جنين، گرم شدن كره زمين، كمبود منابع آب، خشك سالى، زلزله، بيمارى هاى كشنده و ... سرفصل خبرهايى است كه هر روز از گوشه و كنار جهان مخابره مى شود.
راستى چه اتفاقى افتاده است؟ بشر در چه باتلاق خود ساخته اى گرفتار آمده كه هرچه بيشتر دست و پا مى زند بيشتر در آن فرو مى رود؟
آيا براى اين بحران هاى فراگير جهانى مى توان پايانى تصور كرد؟ آيا بشر متمدن خواهد توانست راهى براى برون رفت از اين بحران پيدا كند؟ آيا اين همه بحران و التهاب، اين همه ظلم و بى عدالتى، اين همه فساد و تباهى، اين همه ... براى بازگشت انسان از راهى كه براى اراده جهان در پيش گرفته كافى نيست؟! آيا وقت آن فرا نرسيده كه بشر اين فرموده پروردگار حكيم را مورد توجه قرار دهد كه:
ظهرالفساد فى البّر و البحر بما كسبت أيدى الناس ليذيقهم بعض الّذى عملوا لعلّهم يرجعون.
به سبب آنچه دست هاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، تا [سزاى] بعضى از آنچه را كه كرده اند به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند.
آرى، وقت بازگشت فرا رسيده است. ديگر وقت آن رسيده كه بشر با اعتراف به عجز و ناتوانى خود در مهار اين بحران ها و اظهار پشيمانى از پشت كردن به «ولىّ خدا»- كه تنها نجات بخش او از اين همه ظلم و فساد و تباهى است- سر به آستان پروردگار خويش سايد و ناله سر دهد كه:
خداوندا! به سبب آنچه دست هاى مردم فراهم آورده، فساد در خشكى و دريا نمودار شده است، پس ولىّ خود و پسر دختر پيامبرت را- كه هم نام رسول توست- بر ما آشكار ساز، تا آن كه همه مظاهر باطل را نابود سازد و حق را ثابت گرداند.