ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٥ - اهميت وفاى به عهد از ديدگاه قرآن
اسوه هاى حيات مى پردازيم.
معنا و اقسام عهد
واژه «عهد» كه در فارسى به آن پيمان، قول و وعده مى گويند، نوعى قرارداد است كه بين دو نفر، يا دو گروه، يا چند نفر و چند گروه، يا بين امّت و امام (به عنوان بيعت) بسته مى شود كه اگر به طور مشروع و صحيح باشد، حتماً بايد به آن پاى بند بود.
عهد و پيمان معناى وسيعى دارد و در وهله اول بر دو قسم است:
الف) عهد و پيمان با خدا؛
ب) عهد و پيمان با مردم.
عهد و پيمانى كه شامل عهدهاى سياسى، تجارى، اخلاقى، حقوق و اجتماعى مى شود؛ گاهى در سطح وسيع بين المللى است و گاهى به صورت بيعت است كه هم سياسى است و هم مذهبى، اجتماعى و حقوقى. گاهى عهد و پيمان در سطح كوچك تر بين دولت و پيمان كاران است و گاهى بسيار كوچك و به صورت عهد و پيمان بين دو نفر است؛ مانند اين كه با دوستمان عهد مى كنيم كه در ساعت معيّنى به مكان خاصى برويم. همه اين موارد، در صورت مشروعيت آن، زير پوشش اصل وفاى به عهد قرار مى گيرند.
وفاى به وعده و عهد و پيمان هم چون شيرازه اى است كه روابط اجتماعى، سياسى و ... را محكم نگه مى دارد.
متأسفانه اين اصل بزرگ، در جامعه ما كم رنگ و ضعيف شده، و بسيارى خيلى ساده و راحت به پيمان شكنى پرداخته، چنين خلاف بزرگى را يك امر عادى تلقّى مى كنند؛ غافل از اين كه گناه بزرگى مرتكب شده اند.
اهميّت وفادارى به عهد و پيمان با خدا
عهد و پيمان با خدا نيز از شاخه هاى مهم عهد و پيمان است و مانند نذر، مخالفت با آن از گناهان بزرگى است و كفّاره آن هم چون كفّاره روزه خوردن در ماه رمضان مى باشد.
در قرآن، آنان كه به عهد خود با خدا عمل نكردند؛ به عنوان منافق معرّفى شده اند:
فَأَعْقَبَهُمْ نِفاقاً فِي قُلُوبِهِمْ إِلى يَوْمِ يَلْقَوْنَهُ بِما أَخْلَفُوا اللَّهَ ما وَعَدُوهُ وَ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ؛[١]
اين پيمان شكنى، نفاق را در دل هايشان، تا روزى كه خدا را ملاقات كنند، برقرار ساخت. اين به سبب آن است كه از پيمان الهى تخلّف جستند و دروغ گفتند.
دامدارى گوسفندهاى خود را كنار درختى برد و خود به بالاى آن رفت. باد شديدى وزيد، او خود را در خطر بسيار سخت ديد. با خدا عهد كرد و گفت: خدايا اگر من به سلامتى از درخت پايين آيم، همه گوسفندانم را در راه تو صدقه مى دهم.
سپس آرام آرام از شاخه هاى بالا به شاخه هاى پايين آمد و كمى احساس آرامش كرد، و گفت: خدايا! قيمت گوسفندها گران است و دلم نمى آيد صدقه بدهم. اگر سالم به پايين آيم، پشم هاى آن ها را صدقه مى دهم. از آنجا به قسمت پايين تر آمد، بيش تر احساس آرامش كرد و گفت: خدايا! اگر سالم به زمين برسم كشك هاى به دست آمده از آنها را صدقه مى دهم. وقتى كه پايين آمد و كاملًا احساس آرامش كرد، گفت: پشم چى؟ كشك چى؟ ولش كن هيچى! و اين جمله به عنوان مثل در تاريخ باقى ماند.
خداوند مى فرمايد:
وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُونِ؛[٢]
به پيمانى كه با من بسته ايد وفا كنيد، تا من نيز به پيمان شما وفا كنم، و تنها از من بترسيد.
اهميت وفاى به عهد از ديدگاه قرآن
در قرآن، در آيات متعددى به وفاى به عهد تأكيد شده است كه در اين جا به عنوان نمونه، به ذكر چند آيه اكتفا مى شود:
١. قرآن در بيان شمارش نيكى و نيكان مى فرمايد:
وَ الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا؛[٣]
آنان كسانى هستند كه به عهد خود، هنگامى كه عهد مى بندند وفا مى كنند.
٢. نيز در قرآن مى خوانيم:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ؛[٤]
اى ايمان آورندگان! به قرار دادها و عهدهاى خود وفا كنيد.
٣. قرآن در وصف مؤمنان رستگار مى فرمايد:
وَ الَّذِينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ؛[٥]
آنان امانت ها و عهد خود را رعايت مى كنند.
٤. نيز در قرآن مى خوانيم:
وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا؛[٦]
و به عهد (خود) وفا كنيد، كه (در روز قيامت) از عهد، سؤال مى شود.
٥. خداوند در قرآن حضرت اسماعيل (ع) را به سبب آن كه در وفاى به عهد، راستگو و جدى بود ستود و فرمود:
إِنَّهُ كانَ صادِقَ الْوَعْدِ؛[٧]
همانا اسماعيل در وعده هايش راستگو بود.
٦. نيز در قرآن مى خوانيم:
وَ لا تَكُونُوا كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ