ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - شباهت به حضرت صالح (ع)
جائى كه كسى- جز مخفيانه- «الله» نگويد. سپس خداوند قومى صالح را مى آورد كه آن را پر از قسط و عدل نمايند، چنان كه پر شده است از ظلم و جور.
وقتى غيبت ادريس به طول انجاميد مردم، بر توبه اتفاق كردند و به سوى خدا برگشتند؛ خداوند متعال هم او را ظاهر ساخت و شدت و بدى را از آنان دور كرد. قائم نيز همين طور است، كه اگر مردم بر توبه اتفاق كنند و تصميم قطعى بر ياريش داشته باشند، خداى تعالى او را ظاهر خواهد ساخت.
هنگامى كه ادريس ظهور كرد، پادشاه ستمگر و مردم براى او تسليم شدند.
قائم نيز چنين است، كه هرگاه ظاهر شود، پادشاهان و امراى جبار و مردم عالم به آن حضرت مى گروند و سر فرود مى آورند.
اگر بخواهيد بيش از اين بر احوال ادريس اطلاع يابيد به كتا ب هاى مفصلى مانند كمال الدين و بحارالأنوار و حيات القلوب مراجعه كنيد.
شباهت به حضرت هود (ع):
نام هود (ع)، «عابر» است، و نوح (ع) ظهورش را بشارت داد.
از امام صادق (ع) نقل شده كه فرمودند:
هنگامى كه وفات نوح نزديك شد، شيعيان و پيروان خود را فراخواند و گفت بدانيد كه پس از من غيبتى خواهد بود كه طاغوت ها ظاهر مى شوند، و البته خداوند عزّوجل به وسيله قيام كننده اى از فرزندانم كه «هود» ناميده مى شود بر شما فرجى مى رساند. او هيبت و سكينه و وقار دارد، و در خلقت و اخلاق شبيه من است، و خداوند هنگام ظهور او دشمنان شما را به وسيله باد، هلاك مى كند. پس پيوسته منتظر و مراقب ظهور و قيام «هود» بودند، تا اينكه مدت بر آن ها طول كشيد و دل بيشترشان را قساوت گرفت. سپس خداوند متعال پيغمبرش «هود» را فرستاد، بعداز آنكه نوميد شده بودند و بلا و گرفتارى وجودشان را پر كرده بود، و دشمنان، با باد بدون نفع، هلاك شدند، بادى كه خداوند متعال آن را در قرآن چنين توصيف كرده است:
ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ.[١]
بر هيچ چيز نوزيد مگر آنكه چون استخوانى پوسيده اش بر جاى نهاد.
سپس غيبت بر او واقع شد تا اينكه صالح (ع) ظاهر گشت.[٢]
قائم (ع) را نيز با تمام خصوصيات، پدران بزرگوارش خبر داده اند و غيبت و ظهورش را بيان فرموده اند كه پاره اى از آنها گذشت.
هود (ع)، خداوند عزّوجل كافرين را به وسيله او هلاك كرد و باد عقيم را بر آن ها فرستاد چنانكه خداوند مى فرمايد:
إِذْ أَرْسَلْنا عَلَيْهِمُ الرِّيحَ الْعَقِيمَ ما تَذَرُ مِنْ شَيْءٍ أَتَتْ عَلَيْهِ إِلَّا جَعَلَتْهُ كَالرَّمِيمِ.[٣]
آنگاه كه باد عقيم را برآنها فرستاديم، بر هيچ چيز نوزيد مگر آنكه چون استخوانى پوسيده اش برجاى نهاد.
قائم (ع) نيز چنان است كه خداوند متعال به وجود او، جمعى از كافران را با باد سياهى نابود مى كند- چنان كه در روايت مفضل گذشت.
شباهت به حضرت صالح (ع):
صالح (ع) از قومش غايب شد. پس از آن كه به سوى آن ها بازگشت، عده كثيرى او را انكار كردند، چنان كه امام صادق (ع) فرمودند:
صالح (ع)، مدتى از قومش غايب شد، روزى كه از آنها غايب شد، ميان سال و خوش هيكل و خوش اندام بود؛ ريش انبوه و شكم خفته اى داشت؛ گونه هايش سبك و در ميان مردان ميان بالا بود. هنگامى كه به قومش برگشت او را به صورتش نشناختند، و آنها را بر سه طايفه ديد: يك طايفه منكر و كافر، و طايفه ديگر اهل شك و ترديد بودند، و طايفه سوم يقين و ايمان داشتند. اول، آن طايفه كه اهل شك و ترديد بودند را دعوت كرد، و به آنها گفت: من صالح هستم. آنها او را تكذيب كردند، و دشنام دادند، و راندند، و گفتند: خداوند از تو بيزار است؛ صالح به صورت تو نبود. سپس به نزد منكرين و كافرين آمد، و آنها را دعوت فرمود، ولى از او نپذيرفتند و به بدترين وجهى از او رميدند. سپس به نزد طايفه سوم آمد و گفت: من صالح هستم. گفتند: نشانه اى بگو كه بدانيم تو صالح هستى، چون كه ما ترديد نداريم كه خداوند تعالى آفريدگار است؛ هركس را به هر شكل كه بخواهد در مى آورد، ما در ميان خودمان نشانه هاى قائم را به يكديگر اطلاع داده و بررسى كرده ايم تا اينكه هرگاه بيايد براى ما معلوم باشد و صحت آن به وسيله يك خبر آسمانى برما محقق گردد.