ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦١ - شباهت به حضرت ابراهيم (ع)
صالح (ع) فرمود: من همان صالح هستم كه شتر را براى شما برآوردم.
گفتند: راست گويى؛ همين مطلب را ما با هم بررسى مى كرديم؛ نشانه هاى آن چيست؟
فرمود: يك روز او آب مى آشاميد و روز ديگر شما. گفتند: ما به خداوند و آنچه تو از جانب او آورده اى ايمان داريم. اينجا است كه خداوند تبارك و تعالى مى فرمايد:
أَنَّ صالِحاً مُرْسَلٌ مِنْ رَبِّهِ.[١]
همانا صالح (ع) از طرف پروردگارش فرستاده شده است.
و اهل يقين و ايمان گفتند:
إِنَّا بِما أُرْسِلَ بِهِ مُؤْمِنُونَ.[٢]
ما به آنچه كه به او رسيده است ايمان داريم.
و كسانى كه تكبر كردند، كه شك كنندگان باشند، گفتند:
إِنَّا بِالَّذِي آمَنْتُمْ بِهِ كافِرُونَ.[٣]
ما به آنچه كه شما به آن ايمان آورده ايد كافر هستيم.
راوى گويد:
آيا در آن روز در ميان آنها عالمى هم بود، كه به صالح آگاه باشد؟ فرمود: خداوند، عادل تر از آن است كه زمين را بدون عالمى بگذارد كه مردم را به سوى خداوند رهبرى كند. آن مردم تنها هفت روز پس از خروج صالح از ميان آنها، در حال حيرت كه امامى را نمى شناختند به سر بردند، كه در همان حال هم دين خداى عزوجل را در اختيار داشتند، و با هم متحد بودند، و چون صالح (ع) ظاهر شد، پيرامونش جمع شدند، و همانا مَثَل قائم (ع) نيز مَثَلِ صالح است».[٤]
آرى قائم (ع) هم مانند صالح خواهد بود. آنچه بر صالح جارى شده حرف به حرف بر او جارى مى شود. با آنكه در سن پيرى و پس از عمرى طولانى ظهور مى كند، به صورت جوانى كمتر از چهل سال است.
مردم نيز بر سه دسته خواهند بود: اهل يقين، شك و انكار. اهل انكار را دعوت مى كند، او را انكار مى نمايند، و آنها را مى كشد، و اهل يقين از او علامات مى خواهند، كه به آنها ارائه مى دهد، پس با او بيعت مى كنند. و در تمام اين ها رواياتى است كه بعضى از آن ها را پيشتر آورده ايم و بعضى ديگر را بعداً خواهيم آورد.
شباهت به حضرت ابراهيم (ع)
ابراهيم (ع) دوران حمل و ولادتش مخفيانه بود.
قائم (ع) نيز حمل و ولادتش مخفى بود.
ابراهيم (ع) در روز، به قدرى رشد مى كرد كه ديگران در يك هفته رشد مى كنند، و در يك هفته آنقدر رشد مى كرد كه ديگران در يك ماه رشد مى كنند، و در يك ماه به مقدارى كه ديگران در يك سال رشد دارند، رشد مى نمود- چنان كه از امام صادق (ع) روايت شده است-.[٥]
قائم (ع) نيز چنين بود، چنان كه در خبر حكيمه آمده كه گفت:
پس از گذشت چهل روز به خانه حضرت ابومحمد (امام عسكرى (ع)) وارد شدم كه ناگاه مولايمان صاحب الزمان را ديدم كه در خانه راه مى رود. از او زيباروتر و فصيح تر نديدم. حضرت ابومحمد (ع) به من فرمود: اين است مولود گرامى نزد خداوند عزّوجل. عرض كردم: اى آقاى من چهل روزه است و من اين وضع را در او مى بينم! فرمود: اى عمه من، مگر ندانستى كه ما گروه اوصيا در يك روز به مقدار يك هفته ديگران و در يك هفته به مقدار يك ماه ديگران و در يك ماه به مقدار يك سال ديگران رشد مى كنيم ....[٦]
ابراهيم (ع) از مردم عزلت گزيد. خداوند عزّوجل به نقل از او فرموده:
وَ أَعْتَزِلُكُمْ وَ ما تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ.[٧]
از شما و از آن چيزهايى كه به جاى خداى يكتا مى خوانيد كناره مى گيرم و پروردگار خود را مى خوانم.
قائم (ع) نيز از مردم اعتزال جسته است.
ابراهيم دو غيبت داشته است.
قائم نيز دو غيبت داشته است.
ابراهيم (ع) هنگامى كه در آتش افكنده شد، جبرييل برايش جامه اى از بهشت آورد.
قائم (ع) نيز همان جامه را، هنگامى كه قيام كند، خواهد پوشيد. از امام صادق (ع) نقل شده است كه فرمودند:
آيا مى دانى جامه يوسف چه بود؟ گفتم: نه. فرمود: وقتى براى ابراهيم (ع) آتش افروختند، جبرييل (ع) يكى از جامه هاى بهشتى را آورد و بر او پوشانيد، پس با آن جامه، گرمى و سردى به او اثر نمى كرد، و چون هنگام وفاتش رسيد، آن را در بازومندى قرار داد و بر اسحاق آويخت، و اسحاق هم بعداً آن را بر يعقوب آويخت، و هنگامى كه يوسف متولد شد يعقوب آن را بر او آويخت، و اين در بازوى او بود تا بر او گذشت آنچه گذشت، پس هنگامى كه يوسف آن پيرهن را در مصر از بازوبند بيرون ساخت، يعقوب بوى آن را شنيد، و همين است كه خداوند به حكايت از او فرموده: