ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٣ - يك مجلس بهتر از عبادت يك سال
در بامداد و پسين مى خوانند و (رضاى) او را مى خواهند، وادار و چشمت را از ايشان برمگردان».[١]
اميرالمؤمنين (ع) به فرزندشان محمد حنفيه وصيت فرمودند كه: «بهترين بهره مندى هاى شخص، همنشين نيك است، با اهل خير همنشين باش، از آنها خواهى شد»[٢]
و نيز فرمودند: لقمان به فرزندش گفت: «فرزندم مصاحب دانشمندان باش و با آنها همنشينى كن و ايشان را در خانه هايشان زيارت نما، اميد است مانند آنها شده و از علما گردى»[٣]
و نيز فرمودند: «همنشينى كن با دانشمندان تا خوشبخت شوى، همنشينى كن با دانشمندان تا دانشت زياد شود؛ با بردباران همنشينى كن تا بردباريت زياد شود؛ با تهى دست (بردبار) همنشينى كن تا سپاس گزاريت زياد شود.[٤]
همنشينى با صاحبان عقل و دين
و نيز فرمودند: «صحبت نيكوكاران، سبب اهل خير شدن است همچون باد كه بر عطر مى گذرد و بوى آن را با خود مى آورد».
«بر تو باد به نزديك شدن به صاحبان عقل و دين».
«معاشرت كردن با صاحبان برترى ها، زندگى دل هاست».
«هيچ چيز مانند هم صحبتى نيكان، رساننده تر به هر خير و نجات دهنده تر از هر شرى نيست».
حضرت صادق (ع) مى فرمايد: «برادرى و دوستى پرهيزگاران را بجوى هرچند در تاريكى هاى زمين باشد و هرچند عمرت را در جستجوى ايشان تباه كنى».
حضرت سجاد (ع) هم در دعاى ابى حمزه چنين مى فرمايند: «شايد مرا در مجالس دانشمندان نيافتى پس به خودم واگذار كردى».
از اين جمله دانسته مى شود كه توفيقات و تمام سعادت در مجالست اهل يقين است.[٥]
روايات در اين مقام بسيار است و آنچه گفته شد، كافى است، چيزى كه مهم است دانستن نشانه هاى اهل يقين است تا به وسيله آنها ايشان را بيابيد و از همنشينى شان كسب فيض كنيد، زيرا مدعى مقام علم و يقين بسيار است و چه اشخاصى كه خود غرق تاريكى هاى نادانى و خودبينى هستند و با اين حال مدعى ارشاد و هدايت اند.
بنابراين بايد نشانه هاى اهل يقين را دانست تا در دام شيادان نيفتاد.
نشانه هاى اهل يقين
رسول خدا (ص) فرمود: «نزد هر عالمى ننشينيد مگر اين كه شما را از پنج چيز دور كند و به پنج چيز بخواند:
١. شما را از شك و ترديد و حيرت نجات بخشد و به يقين برساند.
٢. شما را از تكبر كردن منع و به تواضع وادارد.
٣. شما را از ريا كردن دور و به اخلاص بخواند.
٤. شما را از دشمنى با بندگان خدا باز داشته و به خيرخواهى آنها وادارد.
٥. شما را از دوستى دنيا و ميل به آن بازداشته به بى رغبتى آن بخواند»[٦]
دعوت به حال نه زبان تنها
ناگفته نماند كه مراد از دعوت به يقين و تواضع و اخلاص و زهد و نصيحت، دعوت كردن به زبان تنها نيست زيرا دعوت به زبان تنها، بى نتيجه است بلكه نتيجه به عكس مى دهد زيرا كسى كه ديگرى را به زبان، به يقين و تواضع و اخلاص مى خواند ولى به حسب كردار و حال، اهل شك و ريا و كبر و عداوت و حب دنيا باشد اين مفاسد در آن ديگرى بيشتر خواهد شد، زيرا مى گويد اگر درست بود خودش چنين نبود.
و اگر اين مطلب را نفهمد همان تاريكى شك و ريا و كبرش در همنشين بيچاره اثر خواهد گذاشت، پس مراد به دعوت در اين حديث دعوت به محاسن مزبور است به وسيله گفتار و كردار و به بركت نوارنيت باطنش، يعنى قلبش تا مصاحب خود را متأثر كند به آن آثار مزبور، چنانچه به اين مطلب در حديث ديگر نيز اشاره شده است.
ديدارش به ياد خدا مى اندازد
حواريون از حضرت مسيح (ع) پرسيدند: با چه كسى همنشينى كنيم؟ فرمود: «كسى كه ديدارش شما را به ياد خدا اندازد (يعنى نور يقين او تاريكى هاى اوهام و خيالات واهى و غفلت هاى شما را پس زند و فطرت شما را كه ياد خداست آشكار سازد) و سخن گفتنش دانشتان را زياد كند و كردارش شما را به آخرت مايل كند (به مانند مسافر غافلى كه ببيند همسفرش سخت در مقام تدارك توشه راه است او هم به فكر خود افتد و در تهيه زاد راه بكوشد.)[٧]
يك مجلس بهتر از عبادت يك سال
حضرت باقر (ع) مى فرمايند: «مجلسى كه بنشينم در آن با كسى كه به دينش اعتماد دارم از يك سال عبادت بيشتر است».[٨]
حضرت اميرالمؤمنين (ع) مى فرمايند: «مصاحبت با عالم و متابعت از او كردن، دين خداست كه بدان پرستيده مى شود و اطاعت از عالم سبب جمع كردن نيكى ها و از بين بردن گناهان است و ذخيره اى است براى مؤمنين و برترى آنها در دنيا و اجر جميل و رحمت آنها است در آخرت»[٩]
در وافى مى نويسد: «مراد از عالم در اينجا يا امام معصوم است يا هر عالمى كه به علم خود عمل نمايد.»
چنانچه گذشت عالمى كه به علم خود عمل كند و از هواى نفس گذشته به ائمه معصومين (ع) اتصال روحانى