ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - سنگينى ابتلاى اولياى خدا
انسان را در مسير اعتقادات حقّه و اخلاق فاضله و اعمال صالحه با اشراق شمس ولايت خويش حركت مى دهد و او را به مقصد اعلاى معرفةالله و محبّة الله و لقاء الله مى رساند آن گونه كه آفتاب با اشراق اشعّه خود بذر را حركت مى دهد و آن را درختى بارور مى سازد.
رسول اكرم (ص) واجد سه مقام نبوّت، رسالت و امامت
از ميان اولياى خدا (ع) بعضى به مقام نبوت مى رسند و از ميان انبيا برخى به مقام رسالت نائل مى شوند و از ميان رسولان نيز افراد معدودى حائز مقام امامت مى گردند، البتّه اقليّتى هم داراى هر سه مقام از نبوت و رسالت و امامت مى باشند چنان كه حضرت رسول الله اعظم (ص) واجد تمام مقامات، آن هم در رتبه اعلا و ارفع آنها بوده اند، چون همه انبيا و رسل (ع) در يك رتبه نيستند و فاصل و افضل دارند. اين گفتار خداست كه مى فرمايد:
... وَ لَقَدْ فَضَّلْنا بَعْضَ النَّبِيِّينَ عَلى بَعْضٍ ...؛[١]
... ما بعضى از پيامبران را بر بعضى تفضيل داده ايم ...
امامان (ع) پس از پيامبر اكرم (ص) اگرچه داراى نبوت و شريعت جديد نمى باشند، اما مقام امامتشان كه حركت دادن روح و جان بشر و رساندن آن به مقصد اعلا مى باشد تا روز قيامت ثابت و باقى است و در عين حال كه تمام مقامات معنوى جميع انبياء و رسل (ع) را دارند؛ ولى چون بعداز نبوت ختميّه، نبىّ و شريعتى نبايد باشد آن مقرّبان درگاه خدا، پيامبر و مبعوث براى تأسيس شريعت نمى باشند و مع الوصف از جهت وصايتشان براى پيامبر خاتم (ص) افضل از همه انبيا و رسل (ع) مى باشند. حال آيه شريفه نشان مى دهد كه مقام امامت، مقام ارفع و اعلايى است كه ولى خدا پس از طى مراحلى به آنجا مى رسد.
در هرحالى مورد امتحان خداييم
ربّ ابراهيم، ابراهيم را در معرض ابتلا قرار داد؛
يعنى: خداى ابراهيم (ع) از آن نظر كه ربّ است و مى خواهد تدبير و تكميل كند و از نقص به كمال برساند متصدّى تكميل ابراهيم شد. ابتلا يعنى: آزمايش و امتحان. قبلًا بيان شده كه امتحان الهى از سنخ امتحانات ما نيست! امتحان خدا يعنى موجودى را در آغوش حوادث و وقايع گوناگون قرار مى دهد تا استعدادهايى كه در كمون ذات آن موجود هست بارز شود و از قوّه به فعليّت برسد. مثل اينكه باغبان بذر را تحت عواملى از تابش آفتاب و بارش باران و وزش بادها قرار مى دهد تا رشد و نموّ كرده و تبديل به درخت يا بوته گلى گردد اين سنت هميشگى و همگانى پروردگار عالميان است و هيچ موجودى از اين سنّت الهى مستثنى نمى باشد. درباره انسان فرموده است:
إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً؛[٢]
ما انسان را از نطفه مختلط [سرشار از استعدادهاى فراوان] آفريديم كه او را در معرض ابتلا و آزمايش قرار دهيم و سرانجام او را شنوا و بينا گردانيديم.
در آيه ديگر خطاب به تمام انسان ها مى فرمايد:
وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ ...؛[٣]
به طور قطع و مسلّم ما شما را با [پيش آوردن صحنه هاى گوناگون از] ترس و گرسنگى و فقر و بيمارى، از دست دادن اموال و عزيزان و ... مى آزماييم ...
ما هم اكنون در هر حال و هركارى كه هستيم مبتلا مى باشيم! يعنى: مورد امتحان خدا قرار گرفته ايم با افكار و اخلاق و اعمال و حركات و سكناتمان در حال پس دادن امتحان هستيم. فكرى كه مى كنيم، سخنى كه مى گوييم و چشمى كه به جايى مى افكنيم در حال حركت و سير امتحانى خدا مى باشيم:
إِذْ يَتَلَقَّى الْمُتَلَقِّيانِ عَنِ الْيَمِينِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعِيدٌ ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ؛[٤]
دو گيرنده حرف و عمل از سمت راست و چپ نشسته اند و كوچك ترين كلمه اى از زبانى صادر نمى شود مگر اينكه نگهبان آماده ضبط آن را مى گيرد در محفظه جان نگه مى دارد و آن را طريق امتحان انسان قرار مى دهد.
سنگينى ابتلاى اولياى خدا
آرى؛ همه ما در همه حال در مسير امتحانى خاص حركت مى كنيم و مبتلا به ابتلاى خدا مى باشيم. جوانان مبتلا به شهوتند! ثروتمندان مبتلا به ثروت! قدرتمندان مبتلا به قدرت! دانشمندان مبتلا به علم و دانش و همچنين اصناف و گروه هاى ديگر از انسان ها همه مبتلا به ابتلاى مناسب با شرايط ويژه خود مى باشند در اين ميان انبياء و اولياى مقرّب در پيشگاه خدا صحنه هاى ابتلاى سنگين ترى دارند.
وَ إِذِ ابْتَلى إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ؛
خداى ابراهيم او را با كلماتى مبتلايش ساخت و او آنها را به اتمام رسانيد و از صحنه امتحان و آزمايش خدا با مقبوليّت كامل بيرون آمد. مفسّران مى فرمايند: مقصود از (كلمات) كه ابراهيم (ع) به وسيله آنها مبتلا و آزمايش شد