ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٠ - تفاوت لطيف عبد با عابد
همان وقايع طاقت فرسايى بود كه در زندگى آن حضرت پيش آمد و او را در آغوش خود فشرد و به نهايت درجه پختگيش رسانيد.
سه صحنه دشوار امتحانى براى حضرت ابراهيم (ع)
حضرت ابراهيم (ع) در سه صحنه بسيار دشوار امتحانى قرار گرفت ابتدا در سنين اول جوانى (ظاهراً بيش از شانزده سال از سنش نگذشته بود) در حالى كه يك تن تنها در مقابل دنيايى از كفر و شرك و الحاد ايستاده و آن ها را دعوت به توحيد مى كرد، آنچنان از خود مقاومت نشان داد كه به فرموده قرآن، جمعيت كافر و ملحد در ميان خود فرياد كشيدند:
... حَرِّقُوهُ وَ انْصُرُوا آلِهَتَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ فاعِلِينَ؛
... او را بسوزانيد و خدايان خود را يارى كنيد، اگر كارى از شما ساخته است.
او را در ميان خرمنى از آتش سوزان افكندند و در ازاى اين از خودگذشتگى از جانب خدا به آتش فرمان رسيد:
... يا نارُ كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ؛[١]
... اى آتش! بر ابراهيم سرد و سالم باش.
امتحان ديگرش اين كه در سنّ كهولت و پيرى از جانب خدايش مأمور شد كه بايد همسرت (هاجر) را با كودك نوزادت [اسماعيل (ع)] ببرى در ميان بيابان خشك و سوزان حجاز بگذارى و برگردى!! حال آن زن بينوا هرچه التماس مى كند: آخر من يك زن تنها با يك كودك شيرخوار در اين بيابان بى آب و آبادانى چه كنم؟! او مى گويد: اين مأموريّتى است كه من دارم و بايد انجام بدهم! آيا اين كار انصافاً كار دشوارى نيست؟ اگر بگوييم از نظر مردان غيور از رفتن در ميان آتش هم دشوارتر است، اغراق نگفته ايم.
اما سومين صحنه امتحانيش از هر دو صحنه پيشين نيز دشوارتر و طاقت فرساتر شد و آن اينكه بايد با دست خودت سر نوجوان سيزده ساله دلبندت را ببرى!! آه چه دستور هول انگيزى و چه كار مردافكنى و چه بار كمرشكنى! ابراهيم (ع) اين بارهاى سنگين را به دوش گرفت و سالم به مقصد رسانيد كه خدايش مى فرمايد:
ابراهيم آنها را به نحو تمام و كمال انجام داد؛ آنگاه خداوند منّان در مقام تقدير و تجليل از اين فداكارى ها عالى ترين مدال افتخار را به سينه اين بنده مسلم و مخلص خود نصب كرد و فرمود [اى ابراهيم] اينك من تو را امام براى مردم قرار دادم كه اداره و رهبرى جامعه بشر را از تمام ابعاد و جهات از ظاهرى و باطنى، مادّى و معنوى، جسمى و روحى، دنيوى و اخروى، تكويناً و تشريعاً نيازمندى هاى آنها را برطرف سازى و هادى به تمام معناى كلمه براى آدميان باشى. چنانكه فرموده است:
وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَيْنا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ ...؛[٢]
ما آنها را امامان مردم قرار داديم كه به امر و فرمان ما هدايت مى كنند، انجام كارهاى نيك را به آنها وحى كرديم ...
همان امرى كه خودش اثرگذارى آن را بيان كرده و فرموده:
إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ؛[٣]
امر و فرمان او اين است كه هرچه را اراده كند به او مى گويد: موجود شو، آن هم موجود مى شود.
امكان استفاده اين معنا از اين جمله هست كه به طور وحى تكوينى ساختمان وجود امامان (ع) را منبع و چشمه جوشان تمام افكار و اخلاق و اعمال نيك قرار داديم و لذا تنها آنها هستند كه مى توانند جامعه بشر را در تمام گذرگاه ها هدايت كنند.
امامت حضرت ابراهيم (ع) پس از كسب مقامات معنوى
اين روايت از حضرت امام صادق (ع) منقول است:
«خداوند ابراهيم را پيش از اينكه پيامبرش قرار دهد، عبد و بنده خود قرار داد و پيش از اينكه او را رسول خود سازد نبّى و پيامبرش گردانيد و پيش از اينكه او را به عنوان خليل خود برگزيند؛ به عنوان رسول خويش انتخاب كرد و پيش از اينكه او را امام قرار دهد، خليل خود قرار داد و پس از اينكه تمام اين مقامات عاليه را در وجود او جمع كرد، آنگاه به او فرمود: اينك من تو را امام مردم قرار دادم و اين مقام آنچنان در نظر ابراهيم بزرگ و با عظمت جلوه كرد كه عرضه داشت: خدايا! از ذرّيّه و دودمان من نيز امامانى انتخاب كن. خدا فرمود: عهد و پيمان من به ستمكاران نمى رسد.»[٤]
تفاوت لطيف عبد با عابد
از جمله نكات شايان دقّت در اين روايت اين است كه، امام (ع) اوّلين پلّه براى ارتقاى به مقامات عاليه را عبوديّت نشان داده كه خداوند پيش از اينكه ابراهيم (ع) را به مقامات بلند نبوّت و رسالت و ... ارتقاء دهد او را به عبد بودن و بنده واقعى بودن پذيرفته است. به اين لطيفه هم بايد توجّه داشت كه عبد با عابد فرق دارد. عبادت با عبوديت متفاوت است. عابد كسى است كه داراى عبادت از نماز و روزه و ... است اما عبد آن كسى است كه به مرحله تسليم محض بودن در مقابل فرمان مولايش رسيده و جز اطاعت