ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩ - امام شمس عالم وجود
و آنها را بر راه حق و اعتدال باقى گذاشت.»
امامت فوق ادراك و انتخاب مردم
«و برپا داشت براى ايشان على (ع) را كه نشانه و امام باشد و همه آن چه را كه امّت به آن احتياج داشتند، بيان كرد. پس اگر كسى گمان كند خداوند، عزّ و جلّ، دين خود را كامل نكرده است، كتاب خدا را ردّ كرده و كسى كه كتاب خدا را ردّ كند، كافر به آن است.
آيا مردم قدر و شأن امام و جايگاه امامت نسبت به امّت را مى شناسند كه جايز باشد خود، امامى را از ميانشان اختيار كنند؟! قدر امامت جليل تر و شأن آن بزرگ تر و جايگاه آن بالاتر و جانب آن عزيزتر و عمق آن دورتر است از اين كه عقل هاى مردم به آن برسد، رأى هاى ايشان به آن نائل شود يا به اختيار خود بتوانند امامى برپا بدارند.»
امامت برتر از نبوّت و خلّت
«هر آينه مخصوص گردانيد خداى عزّ و جل امامت را به ابراهيم خليل (ع) بعداز رسيدن به مقام پيغمبرى و خليل اللّهى و اين [مقام امامت] مرتبه سوّم است و فضيلتى است كه ابراهيم (ع) را به آن شرافت داده است و صدا را به ذكر آن بلند كرده است و فرموده:
من تو را به امامت براى مردمان قرار دهنده ام.
پس [ابراهيم] خليل از فرط سرور و شادى [رسيدن] به امامت، عرض كرد:
و از ذريّه من هم امام قرار مى دهى؟
فرمود:
ستم كاران به عهد من [يعنى امامت] نائل نمى شوند[١]
پس آيه، امامت هر ظالمى را تا روز قيامت باطل كرده است و آن را مخصوص برگزيدگان و پاكان از ذرّيه ابراهيم گردانيده است. و فرمود:
و اسحاق و يعقوب را كه نبيره اوست، به او بخشيديم و همه آنها را شايسته قرار داديم و آنها را امامان و پيشوايانى گردانيديم كه به فرمان و وحى ما، هدايت و راهنمايى مى كنند. و به آنها انجام كارهاى خوب و به پا داشتن نماز و دادن زكات را وحى نموديم در حالى كه عبادت كننده ما بودند.»
على و اولاد طاهرينش (ع)، وارثان امامت
«پس همواره [امامت] در ذريّه او [ابراهيم] بوده كه قرن به قرن از بعضى به بعضى ديگر به ارث مى رسيده تا اينكه خداى متعال آن را به پيغمبر (ص) ارث داد و فرمود:
هر آينه سزاوارترين مردمان به ابراهيم كسانى هستند كه پيروى از او كردند و اين پيغمبر و كسانى كه ايمان آوردند. و خدا ولىّ و صاحب اختيار مؤمنان است.
و امامت مخصوص آن پيغمبر بود تا اين كه به فرمان خداى تعالى و به همان شكلى كه واجب كرده بود، آن را به گردن على (ع) قرار داد. و پس از على (ع) [امامت] به ذريّه پاك او كه خداوند علم و ايمان به آنها عطا كرده، رسيد. و در حقّ ايشان فرمود: آنها كسانى هستند كه به آنها علم و ايمان داده شده و فرموده شما درنگ مى كنيد با كتاب خدا تا روز برانگيخته شدن؛ يعنى شما تا قيامت از قرآن جدا نخواهيد شد. لذا امامت مخصوص اولاد على (ع) است تا روز قيامت زيرا كه پس از محمد (ص) ديگر هرگز پيغمبرى نخواهد آمد. پس چگونه اين نادانان امام را خود، اختيار مى كنند؟! يعنى حق اختيار كردن امام براى خود و امّت ندارند.»
امامت اساس اسلام
«هر آينه امامت منزلت پيغمبران و ارث اوصياء است. امام، خليفه خدا و خليفه رسول خدا (ص) است. امامت، مقام اميرالمؤمنين (ع) و ميراث حسن و حسين (ع) است. امامت زمام دين، سبب به هم پيوستگى مسلمين، صلاح دنيا و عزّت مؤمنان است. امامت ريشه نمو كننده اسلام و فرع بالارونده آن است. تماميّت نماز و روزه و زكات و حجّ و جهاد و تمام دهنده غنيمت مسلمانان و صدقه ها، و امضاء كردن حدود و احكام الهى و حفظ مرزها و سرحدّات، به سبب وجود امام است. اين امام است كه حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام مى كند. و حدود خدا را برپا كرده و خطر دشمن را دفع مى كند. و مردمان را با دليل و برهان و پند و اندرز نيكو و دليل رساى روشن، به سوى راه پروردگار مى خواند.»
امام شمس عالم وجود
«امام مانند آفتاب تابانى است كه به نور خود، عالم را جلال دهد در حالى كه خود در افق و به نحوى است كه دست كسى به او نمى رسد و چشم ها او را نمى بيند. امام ماه شب چهارده و چراغ درخشنده و نور تابنده است و ستاره هدايت كننده شب هاى تاريك و مسيرهاى بين سرزمين ها و بيابان هاى خشك و درياهاست. امام آب گوارايى براى تشنگان و راهنماى طريق هدايت و نجات دهنده هلاكت است. امام آتشى است كه بر بلندى هاى زمين براى راه يافتن گم شدگان و گرم شدن سرمازدگان افروخته شده است. امام راهنما است در جاهايى كه بيم هلاكت مى رود. و هركه از او جدا شود، هلاك مى گردد. امام ابرى است بارنده و بارانى است سيل آورنده و آفتابى است روشنى دهنده و آسمانى است سايه اندازنده و زمينى است گسترده شده و چشمه آبى است جوشيده و بركه آب و بستانى است