ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧١ - ج- آمادگى علمى
امام براى شيعيان گران نبود؛ زيرا دوران تجربه برخورد با غيبت امام خود را از سر گذرانده بودند.
بررسى تاريخى اوضاع سياسى- اجتماعى شيعه و پيشوايان آنها به ويژه در مدت امامت حضرت هادى و عسكرى (ع)- از سال ٢٢٠ تا ٢٦٠ ق. به خوبى اين واقعيت را نشان مىدهد كه سلاطين ستمگر- و نه خلفاى رسولاللَّه- بر طبق اخبار فراوانى كه از پيامبر اكرم و اميرالمؤمنين و فرزندانش رسيده بود، مىدانستند مصلح موعود كه قائم آل محمد (ع) است، از اين خاندان ظهور و جهان را از قسط و عدل پر خواهد كرد. و مهدى موعود (ع) كسى است كه حكومت اسلامى واقعى را بر پايه توحيد و برابرى و برادرى و رعايت حقوق همه افراد، ايجاد خواهد كرد. بنابراين قدرت و سلطنت آنها، نابود شدنى است، و چون به خيال خام خود مىخواستند از تحقق آن حكومت عدل جلوگيرى كنند، نسبت به ائمه معصومين (ع) ستمهاى فراوانى روا مىداشتند و آنان را سخت زير نظر مىگرفتند. در چنين شرايط اجتماعى و سياسى خاص بود كه امام هادى (ع) و حضرت عسكرى (ع) به اجبار، زندگى مخفيانه و كم معاشرت را پيش گرفتند. اختفاى آن دو امام كه معلول شرايط سخت و فشار رژيم حاكم بود، اين فايده مهم را نيز داشت كه حادثه مهم غيبت و ناپيدايى طولانى امام دوازدهم را براى شيعيان امرى عادى و مأنوس گرداند و زمينه ذهنى مردم را براى غيبت حضرت حجتبنالحسن (ع) آماده كرد.
على بن حسين مسعودى در كتاب اثباتالوصيه سخنى در اين باره دارد كه نقل كردنى است:[١]
«امام هادى (ع) خود را از بسيارى از شيعه پوشيده مىداشت و جز با اندكى از خواص مراوده نداشت. چون امامت به فرزندش امام عسكرى (ع) رسيد با شيعيان از پشت پرده سخن مىگفت، مگر در اوقاتى كه براى بردنش به خانه سلطان بر مركب سوار مىشد و آشكارا مىگذشت، كه همه او را مىديدند. اين دورى گزيدن از عموم و پردهنشينى مقدمه غيبت صاحبالزمان (ع) بود تا شيعه به تدريج به پنهان بودن امامش عادت كند و با مسأله غيبت يكباره روبرو نشود».
اين نظريه را برخى انديشمندان معاصر نيز تأييد كردهاند حتى اين دورى گزيدن را از برنامههاى حساب شده امام هادى (ع) شمردهاند.[٢]
بنابراين شيعيان خالص و نزديك، هنگامى كه با غيبت امام خود مواجه شدند كاملًا آمادگى داشتند و هيچگونه حيرت و تشويشى در آنها راه نيافت.
ب- سفيران آشنا مانع حيرت
موضوع جالب توجه اين است كه اولين نايب خاص امام زمان (ع) يعنى جناب عثمان بن سعيد عمرى (متوفاى ٢٦٥ ق.) نه تنها نيابت ايشان را برعهده داشت بلكه قبل از امام زمان (ع)، همين وظيفه را در خدمت امام يازدهم و قبل از ايشان، در خدمت امام دهم (ع) عهدهدار بودند.[٣] حتى امام حسن عسكرى خبر داده بود كه فرزند عثمان بن سعيد عمرى به نام محمد، وكيل امام زمان (ع) خواهد بود.[٤] در واقع شيعيان بعد از شهادت امام حسن عسكرى (ع) ارتباط خود را از طريق همان نايبى كه مىشناختند يعنى عثمان بن سعيد عمرى، با امام زمان (ع) ادامه دادند. و هيچگونه حيرتى نيز بر شيعيان و خاصان خاندان نبوت مستولى نشد.
يكى ديگر از عواملى كه باعث مىشد هيچگونه شبهه و شكى در ارتباط شيعيان با امام مهدى (ع) راه نيابد اين بود كه توقيعات و پاسخ سؤالات آنها كه از سوى آن حضرت به وسيله عثمان بن سعيد و پسرش محمد به دست شيعيان مىرسيد، با همان دستخطى نگارش يافته بود كه در دوران حيات امام حسن عسكرى (ع) نوشته مىشد و مردم آن دستخط را ديده بودند و با آن آشنايى كامل داشتند.[٥]
ج- آمادگى علمى
راويان و محدثان شيعه كه از زمان پيامبر (ص) و خاندان نبوت همواره احاديث گوناگونى را در مورد غيبت امام مهدى (ع) شنيده و ضبط كرده بودند، قبل از بهدنيا آمدن آن امام، كتابهاى متعددى در مورد ايشان و موضوع غيبت تأليف كرده بودند. بنابراين از لحاظ علمى و تئوريك نيز نزديكان و شيعيان آمادگى مواجه با غيبت امام زمان (ع) را داشتند. اين موضوع مخصوصاً از زمان امام موسى بن جعفر (ع) وسعت بيشترى پيدا كرد و كتابهايى درباره غيبت نوشته شد و احاديث غيبت در آنها ثبت گشت. به عنوان مثال مىتوان به افراد زير اشاره كرد كه در مورد غيبت به تأليف كتاب اقدام كردند.[٦]
١- على بن حسن بن محمد طايى طاطرى از اصحاب موسى بن جعفر (ع)؛
٢- على بن عمر اعرج كوفى از اصحاب