ماهنامه موعود
(١)
شماره سى و ششم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
پايان تاريخ
٢ ص
(٤)
انقلاب اسلامى ايران به روايت ميشل فوكو
٤ ص
(٥)
عصر امام خمينى، عصر ظهور حضرت ولى الله الاعظم (عج)
٨ ص
(٦)
فرجام تاريخ و انسان واپسين
١٠ ص
(٧)
منجى معرفت
١٨ ص
(٨)
مدعاى نظريه تنازل معرفت دينى
١٩ ص
(٩)
غرض از ظهور مصلح و منجى كل در نظريه تنازل
١٩ ص
(١٠)
شواهد و قرائن نظريه «تنازل معرفت دينى»
١٩ ص
(١١)
قرائن عقلانى
١٩ ص
(١٢)
شواهد و قرائن نقلى
١٩ ص
(١٣)
شواهد و قرائن روايى
٢٠ ص
(١٤)
7 پاره اى از نتايج و آثار نظريه «تنازل معرفت دينى»
٢٠ ص
(١٥)
يك فروغ روى او
٢١ ص
(١٦)
دولت جاويدان
٢١ ص
(١٧)
آخرين دولت
٢٢ ص
(١٨)
مقدمه
٢٢ ص
(١٩)
1 منشأ تعبير آخرين دولت
٢٣ ص
(٢٠)
2 معناى آخرين دولت
٢٣ ص
(٢١)
3 چرا پس آخرين دولت
٢٥ ص
(٢٢)
نسل انتظار
٢٧ ص
(٢٣)
من هرچه دارم از اوست
٢٨ ص
(٢٤)
نامه اى به موعود
٣٣ ص
(٢٥)
آيا جامعه ما آماده ظهور است؟
٣٤ ص
(٢٦)
روش تحقيق
٣٤ ص
(٢٧)
الف) جامعه آمارى و روش نمونه گيرى
٣٤ ص
(٢٨)
ب) روش تحقيق و گردآورى اطلاعات
٣٤ ص
(٢٩)
ج) زمان تحقيق
٣٤ ص
(٣٠)
جدول شماره 1- حجم نمونه در شهرهاى مورد بررسى
٣٥ ص
(٣١)
جدول شماره 2- توزيع پاسخگويان بر حسب جنس
٣٥ ص
(٣٢)
جدول شماره 3- توزيع پاسخگويان بر حسب گروه هاى سنى به تفكيك جنس (درصد)
٣٥ ص
(٣٣)
جدول شماره 4- توزيع پاسخگويان بر حسب ميزان تحصيلات به تفكيك جنس (درصد)
٣٥ ص
(٣٤)
ميزان آمادگى جامعه براى ظهور حضرت مهدى (عج) از نظر پاسخگويان
٣٥ ص
(٣٥)
توزيع نظر پاسخگويان درباره ميزان آمادگى جامعه براى ظهور حضرت مهدى (عج) به تفكيك سن، ميزان تحصيلات و نوع فعاليت
٣٦ ص
(٣٦)
توزيع نظر پاسخگويان درباره ميزان آمادگى جامعه براى ظهور حضرت مهدى (عج)
٣٦ ص
(٣٧)
توزيع دلايل پاسخگويانى كه جامعه را در حد زياد يا خيلى زياد يا كاملًا آماده ظهور حضرت مهدى (عج) مى دانند
٣٧ ص
(٣٨)
توزيع دلايل پاسخگويانى كه جامعه را اصلًا آماده ظهور حضرت مهدى (عج) نمى دانند يا گفته اند در حدّ كم يا خيلى كمى اين آمادگى وجود دارد
٣٧ ص
(٣٩)
على يعنى
٣٨ ص
(٤٠)
غدير، پيامبر، على (ع)
٤٠ ص
(٤١)
گلبانگ
٤٢ ص
(٤٢)
راهنماى خلق عالم
٤٢ ص
(٤٣)
امير عاشقان
٤٢ ص
(٤٤)
اميد زمين
٤٣ ص
(٤٥)
كسى از دور مى آيد
٤٣ ص
(٤٦)
سپيده مى دمد
٤٣ ص
(٤٧)
جمكران
٤٣ ص
(٤٨)
قرآن و پايان تاريخ
٤٤ ص
(٤٩)
ديدگاه كلّى قرآن درباره پايان تاريخ
٤٥ ص
(٥٠)
نشانه ها و رخدادهاى مهم آخرالزمان
٤٦ ص
(٥١)
1 بحران معنويّت
٤٦ ص
(٥٢)
2 وقوع اختلاف ها و درگيرى هاى بسيار
٤٦ ص
(٥٣)
3 ظهور دجّال
٤٧ ص
(٥٤)
4 وقوع مصائب
٤٧ ص
(٥٥)
5 خروج سفيانى
٤٧ ص
(٥٦)
6 نداى آسمانى
٤٧ ص
(٥٧)
7 ظهور منجى بزرگ بشر
٤٧ ص
(٥٨)
8 نزول عيسى (ع)
٤٧ ص
(٥٩)
9 خروج جنبنده اى از زمين
٤٧ ص
(٦٠)
10 هجوم يأجوج و مأجوج
٤٨ ص
(٦١)
11 رجعت
٤٨ ص
(٦٢)
12 صلح و آرامش پايدار در سرتاسر جهان
٤٨ ص
(٦٣)
در انتظار مهدى (عج)
٥٠ ص
(٦٤)
اركان عدالت موعود
٥٨ ص
(٦٥)
1 دامنه عدالت موعود
٥٨ ص
(٦٦)
1- 1 عدالت در رابطه انسان با خدا
٥٩ ص
(٦٧)
2- 1 عدالت در رابطه انسان با خود
٥٩ ص
(٦٨)
3- 1 عدالت در رابطه انسان با ديگران
٦٠ ص
(٦٩)
2 گستره عدالت موعود
٦٠ ص
(٧٠)
1- 2 جهان شمولى
٦٠ ص
(٧١)
2- 2 همه جانبه نگرى
٦١ ص
(٧٢)
1- 2- 2 عدالت فرهنگى و آموزشى
٦١ ص
(٧٣)
2- 2- 2 عدالت قضايى
٦٢ ص
(٧٤)
3- 2- 2 عدالت اقتصادى
٦٢ ص
(٧٥)
3 ژرفاى عدالت موعود
٦٣ ص
(٧٦)
4 اهداف عدالت موعود
٦٤ ص
(٧٧)
شوق وصال
٦٥ ص
(٧٨)
كى مى آيى ؟
٦٥ ص
(٧٩)
چشم به راه
٦٥ ص
(٨٠)
تو مى رسى
٦٥ ص
(٨١)
گل نرگس
٦٥ ص
(٨٢)
فجر مقدّس
٦٦ ص
(٨٣)
حوادث ماه شعبان
٦٦ ص
(٨٤)
حوادث ماه رمضان
٦٧ ص
(٨٥)
1- خورشيدگرفتگى و ماه گرفتگى در زمان غير عادى
٦٧ ص
(٨٦)
احتمال اول
٦٨ ص
(٨٧)
احتمال دوم
٦٨ ص
(٨٨)
احتمال سوم
٦٨ ص
(٨٩)
همگام با يقين
٧٠ ص
(٩٠)
الف- آمادگى به دليل شرايط سياسى و اجتماعى
٧٠ ص
(٩١)
ب- سفيران آشنا مانع حيرت
٧١ ص
(٩٢)
ج- آمادگى علمى
٧١ ص
(٩٣)
د- معصومين و آماده سازى شيعيان
٧٢ ص
(٩٤)
الف- سيره معصومين
٧٢ ص
(٩٥)
ب- آموزش تئورى غيبت توسط معصومين
٧٣ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - فرجام تاريخ و انسان واپسين

اساس فلسفه تاريخ از ديدگاه ليبراليسم جدال انسان است براى جلوگيرى از عدم توافق و اين كه هر جا كه احساس مى‌كند اين توافق و اين قرارداد اجتماعى به گونه‌اى دارد مختل مى‌شود وارد عمل شود، موانع را برطرف كند و پيمان اجتماعى را برقرار سازد. از ديدگاه ليبراليسم، توتاليتاريسم يكى از اين موانع است. اقتدارگرايى مانعى است كه موجب مى‌شود انسان‌ها نتوانند بر سر منافع و رفاه خود توافق كنند. فاشيسم، از ديدگاه ليبراليسم يكى ديگر از موانع تاريخى است. بايد با آن جنگيد؛ زيرا فاشيسم قدرت را در محدوده‌اى مى‌بيند كه اجازه نمى‌دهد بقيه سود ببرند. نزاع ليبراليسم و فاشيسم در اين نيست كه فاشيسم از نظر اخلاقى بد است، بلكه نزاع اصلى آنها در اين است كه فاشيسم رفاه، قدرت و ثروت را براى گروه اندكى مى‌خواهد و اجازه تعميم نمى‌دهد. بايد اجازه داد تا همه براساس يك توافق به نتيجه برسند.

بنابراين آينده تاريخ و انسان واپسين از ديدگاه ليبراليسم جامعه‌اى است كه اين توافق به شكلى مطلوب تحقق پيدا كرده است. فوكوياما- در كتاب فرجام تاريخ و انسان واپسين كه بحث‌هاى مفصل برانگيخت و «نظريه نظم نوين جهانى» بوش اول مبتنى بر همين ديدگاه فوكوياما بنا شد- اين نكته را دقيقاً بيان كرده است.

از فوكوياما به عنوان سرآمد جريان ليبرال دموكراسى در دنياى امروز مى‌پرسيم: آينده تاريخ و شرايطى كه شما ادعا مى‌كنيد انسان به همه تمنياتش مى‌رسد چگونه به دست مى‌آيد؟ چطور ممكن است كه ما انسان‌ها در اين بستر انسان‌شناسانه به جايى برسيم كه احساس آرامش كنيم؟ او در مجموع سه ويژگى را براى جهان آينده- كه معتقد است هم‌اينك آن فرجام تاريخ آغاز شده- برمى‌شمارد:

١. بازار آزاد اقتصادى؛

٢. تكنولوژى و فناورى مدرن؛

٣. آزادى سياسى.

اينها همه سر فصل بحثى است كه او چگونه ميان بازار آزاد اقتصادى (يعنى نظام سرمايه‌دارى در اقتصاد) و ميان تكنولوژى مدرن به عنوان بهترين ابزار انسان براى رسيدن به تمنيات و بالاخره آزادى سياسى پيوند مى‌زند تا جامعه مطلوب خود را به دست بياورد.

جامعه مطلوب از ديدگاه ليبرال دمكراسى جامعه‌اى است كه در آن انسان مى‌تواند از بستر نظام سرمايه‌دارى مادى، رفاه عمومى خود را تأمين كند.

فوكوياما به اين نكته ملتفت است كه جريان ليبرال دمكراسى سنتى نمى‌تواند اين آرامش و رفاه عمومى را فراهم كند. لذا در اينجا برگشتى دارد به انديشه‌هاى هگل. يعنى على‌رغم اينكه فوكوياما وارث هابز و جان لاك و جان استوارت ميل است، امّا به اينجا كه مى‌رسد هگل استناد مى‌كند. هگلى كه از ديدگاه ليبرال‌ها گاه به عنوان فاشيست و به عنوان بنيانگذار توتاليتاريسم معرفى شده است، امّا فوكوياماى ليبرال وقتى به اين نكته مى‌رسد كه آينده جهان قرار است انسان را به آرامش برساند، اظهار مى‌كند كه اين آينده‌اى كه ليبرال‌هايى مثل جان استوارت ميل و ديگران گفته‌اند كافى نيستو به هگل استناد مى‌كند. هگل هم همان بنياد انسان‌شناسانه غرب را كه از ماكياول باقى مانده قيدى مى‌زند و مى‌گويد انسان‌ها خواهان رفاه، ثروت و قدرت هستند؛ امّا چيز ديگرى هم مى‌خواهند و آن منزلت اجتماعى يا به تعبير او(Self) «شناسايى انسان» يا به «رسميت شناخته شدن انسان» است.(steem)

همين انگاره به عنوان مبناى انسان شناسانه فوكوياما در پايان تاريخ مى‌شود. او مى‌گويد انسان‌ها به غير از قدرت و رفاه دلشان مى‌خواهد در محيط پيرامون خودشان در تعامل با ديگران حالتى برسند كه احساس كنند ديگران به آنها احترام مى‌گذارند، حقوق آنها را رعايت مى‌كنند و آنچه را كه براى خود ارزش مى‌دانند از طرف‌