ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٣ - ٣ ژرفاى عدالت موعود
آن زمان مال و ثروت چون خرمن برهم انباشته مىشود. مردى پيش آن حضرت مىآيد و از او درخواست [كمك] مىكند. ايشان هم به مقدارى كه آن مرد مىتواند با خود بردارد در لباسش مىريزد.
امام محمدباقر (ع) نيز عدالت اقتصادى دوران ظهور را چنين توصيف مىكنند:
... فإنّه يقسم بالسوية و يعدل فى خلق الرحمن، البرّ منهم والفاجر.[١]
... او مال و ثروت را به مساوات [بين مردم] تقسيم و در ميان آفريدگان [خداى] رحمان، [اعم از] نيكان و بدان آنها، عدالت برقرار مىكند.
آن حضرت در روايتى ديگر در بيان رفاه عمومى و برابرى اقتصادى كه در عصر حاكميت حضرت قائم (ع) ايجاد مىشود، مىفرمايند:
... و يعطى الناس عطايا مرتين فىالسنة و يرزقهم فىالشهر رزقين و يسوّى بينالناس حتى لاترى محتاجاً الى الزكاة و يجىء أصحاب الزكاة بزكاتهم إلى المحاويج من شيعته فلايقبلونها، فيصرّونها و يدورون فى دورهم فيخرجون إليهم، فيقولون: لاحاجة لنا فى دراهمكم، ... و يجتمع إليه أموال أهل الدنيا كلّها من بطن الارض و ظهرها، فيقال للناس: تعالوا إلى ما قطعتم فيه الارحام و سفكتم فيه الدم الحرام، و ركبتم فيه المحارم. فيعطى عطاء لم يعطه أحد قبله.[٢]
... او بخششهايش را دو بار در سال بر مردم ارزانى مىدارد و در هر ماه دو بار به آنها روزى مىدهد. او ميان مردم چنان برابرى ايجاد مىكند ك هيچ نيازمند زكاتى يافت نمىشود. صاحبان زكات با زكاتهاى خود به سوى مستمندان از شيعيان او روى مىآورند، اما آنها از پذيرش زكات خوددارى مىكند. پس صاحبان زكات، زكاتشان را در هميان گذاشته، در خانههاى مستمندان مىگردانند و به آنها عرضه مىكنند، اما آنها مىگويند: ما را نيازى به دراهم شما نيست ... همه اموال اهل دنيا، چه [آنها كه] از دل زمين [به دست مىآيد] و [چه آنها كه] از روى زمين [حاصل مىشود] نزد او جمع مىشود؛ پس او به مردم مىگويد: بياييد به سوى آنچه در راه [به دست آوردن] آن پيوندهاى خويشى را گسستيد؛ خون به ناحق ريختيد و به محارم دست يازيديد. پس او آنچنان بخششى به مردم ارزانى مىكند كه پيش از آن هيچكس ارزانى نداشته است.
نكته مهمى كه از اين روايات و برخى ديگر از روايات به دست مىآيد اين است كه در زمان امام مهدى (ع) مردم علاوه بر بىنيازى ظاهرى كه در اثر گسترش رفاه عمومى و توزيع عادلانه ثروتها، بدان دست مىيابند؛ از نظر باطنى نيز به بىنيازى مىرسند و روحيه زيادهخواهى و زيادهطلبى در آنها از ميان مىرود تا آنجا كه از پذيرش مال و ثروتى كه احساس مىكنند نيازى بدان ندارند خوددارى مىكنند. روايت زير كه از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده، اين نكته را به روشنى بيان مىكند:
إذا خرج المهدى ألقى الله تعالى الغنى فى قلوب العباد، حتّى يقول المهدى: من يريد المال؟ فلا يأتيه أحد إلّا واحد يقول أنا. فيقول: أحث فيحثى فيحمل على ظهره، حتى إذا أتى أقصى الناس. قال: ألا أرانى شرّ من هاهنا، فيرجع فيردّه إليه، فيقول: خذ مالك، لاحاجة لى فيه.[٣]
هنگامى كه مهدى ظهور كند، خداوند تعالى بىنيازى را در دلهاى بندگان جايگزين مىسازد، تا آنجا كه وقتى مهدى مىگويد: چه كسى مال و دارايى مىخواهد؟ جز يك نفر هيچكس به سوى او نمىآيد. پس او مىگويد: [هر چه خواهى] برگير. آن مرد هم مقدارى مال برگرفته بر دوش خود گذاشته مىرود، تا آنجا كه به دورترين مردم مىرسد. در اين وقت مىگويد: آيا من از اين مردم هم بدترم. پس باز مىگردد و آن مال را به مهدى برمىگرداند و مىگويد: مالت را بگير نيازى به آن ندارم.
در زمان امام مهدى (ع) مردم علاوه بر بىنيازى ظاهرى از نظر باطنى نيز به بىنيازى مىرسند و روحيه زيادهخواهى و زيادهطلبى در آنها از ميان مىرود تا آنجا كه از پذيرش مال و ثروتى كه احساس مىكنند نيازى بدان ندارند خوددارى مىكنند.
٣. ژرفاى عدالت موعود
عدالت مهدوى نه تنها نمودهاى مختلف روابط اجتماعى را تحت تأثير قرار داده و روابط فرهنگى، آموزشى، حقوقى، قضايى و اقتصادى جوامع انسانى را عادلانه مىسازد، بلكه بر روابط فردى مردم نيز تأثير گذاشته و تا اندرونىترين و شخصىترين روابط مردم نيز نفوذ مىكند؛ كارى كه از عهده هيچ نظام سياسى، اجتماعى ساخته نيست.
براى روشنتر اين موضوع توجه شما را به روايتى كه از امام صادق (ع) نقل شده جلب مىكنيم. آن حضرت در توصيف عدالت قائم آلمحمد (ع) مىفرمايد: