ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥
به پنج گروه كلى تقسيمبندى كرد.[١]
١- انشعاب اول: انقطاع امامت؛ اين گروه معتقد بودند كه از زمان رحلت امام حسن عسكرى (ع)، ديگر امامى وجود ندارد.
٢- انشعاب دوم: واقفه؛ آنچه افراد اين فرقه را به هم مىپيوست، اعتقاد آنها به اين مطلب بود كه امام يازدهم حضرت عسكرى (ع)، قائم مهدى است گرچه در كيفيت آن با يكديگر اختلاف داشتند.
٣- انشعاب سوم: جعفريه؛ اين انشعاب مدعى بودند كه جانشين امام حسن عسكرى (ع)، برادر جوانترش، جعفر است. ولى در چگونگى انتقال امامت به او اختلاف نظر داشتند.
٤- انشعاب چهارم: محمديه؛ اين فرقه امامت جعفر و حضرت عسكرى (ع) را منكر بودند و محمد را كه در زمان حيات پدر در گذشته بود امام مىدانستند و معتقد بودند كه نه امام حسن عسكرى (ع) و نه جعفر هيچكدام امام نبوده بلكه محمد فرزند امام هادى (ع) امام است كه فرزند پرهيزكارى از خود به جا گذاشته.
٥- انشعاب پنجم: قطعيه؛ اين فرقه بخش بزرگترى از اماميه را دربر مىگرفت. اينان معتقد بودند كه امام حسن عسكرى (ع) رحلت كرده و پسرى به جانشينى خود باقى گذاشته است ولى در زمان تولد، نام و اينكه آيا او قائم مهدى است يا نه با هم اختلاف نظر داشتند و به همين جهت به شش گروه قابل تقسيمبندى بودند.
در بين آنها گروهى كه اكثريت پيروان امام حسن عسكرى (ع) را شامل مىشد معتقد بودند كه امام حسن عسكرى از دنيا رفته و بدون ترديد حجت خدا در زمين، پسر اوست. او تنها جانشين و وصى آن حضرت است و مسئوليت امامت را پس از امام عسكرى (ع) براساس روشى كه در احاديث آمده، بر عهده دارد. از اين رو تا قيام قيامت امام است ولى بر طبق دستورى غايب شده و از ديدگان پنهان است. علىرغم غيبت تعداد كمى از پيروان مورد اعتمادش مىتوانند با او تماس حاصل كنند. آنان عقيده داشتند كه مؤمنان را نرسد كه امامى بر خود انتخاب كنند. بلكه بر خداوند است كه امام را منصوب و او را در زمان مقتضى ظاهر سازد.
همانگونه كه مشاهده شد اكثريت پيروان امام حسن عسكرى (ع) با داشتن ايمان قلبى و شناخت كامل از موضوع امام غايب نه تنها از مسير تعيين شده توسط ائمه (ع) منحرف نشده بلكه با تلاش و مجاهدتهاى علمى بزرگانشان توانستند ساير فرقهها را نيز با حقانيت موضوع امام غايب آشنا سازند و با تكيه بر ميراث به جاى مانده از خاندان نبوت، حق را آشكار كنند. به صورتى كه شيخ مفيد مىگويد:
از تمام اين فرقهها در زمان ما؛ يعنى سال ٣٧٣ هجرى قمرى هيچكدام باقى نماندهاند مگر اماميه اثنا عشريه كه معتقد به امامت پسر امام حسن عسكرى (ع) هستند كه به اسم رسولالله (ص) ناميده مىشود. اين گروه يقين دارند كه پسر امام حسن عسكرى زنده است و تا زمانى كه با شمشير قيام كند زنده خواهد بود. اين گروه از لحاظ تعداد و داشتن دانشمندان، متكلمان، صالحان، عابدان، فقيهان، اصحاب حديث، اديبان و شعرا، بيشتر از ساير فرقههاى شيعه هستند ... و ساير فرقهها همگى منقرض شدهاند و از آنها فقط حكايتهايى باقى مانده است.[٢]
بنابراين هر چند بعد از به شهادت رسيدن امام حسن عسكرى (ع) برخى از شيعيان دچار سردرگمى و انحراف شدند و فرقههاى مختلفى نيز بوجود آمد، اما اين موضوع هرگز به آن معنى نبود كه شيعيان واقعى فاقد تئورى امام غايب بودند؛ زيرا همانگونه كه بيان شد، شيعيان راستين كه اكثريت را نيز تشكيل مىدادند براساس آموزشهاى پيشوايان معصوم، پذيراى امامت حضرت مهدى (ع) شدند، به تولد ايده امام غايب نيازى نداشتند.
آنچه نگارنده را به رفع اين سوء تفاهم برانگيخت، اين انگيزه بود كه احتمال داده مىشد، جايگاه علمى مؤلف مقاله مزبور، باعث شود اين نظريه غير منطبق با واقعيت تاريخى، با گذشت زمان، خودش به عنوان بخشى از تاريخ تحليلى مهدويت مطرح شود و بعدها به عنوان مأخد و مرجع محققين، مورد استفاده قرار گيرد و موجب انحرافات بعدى شود.
به هر حال از ساحت مقدس امام زمان (ع) تقاضا مىكنيم كه همه مسلمانان و شيعيان را از سرگردانىها و فتنههاى دوران غيبت حفظ نمايد و از خداوند متعال نيز مىخواهيم كه هر چه زودتر زمان ظهور حضرت ولىعصر (عج) را فرا برساند.
پىنوشتها:
[١]. عبدالكريم سروش، «مهدويت و احياى دين»، نشريه آفتاب، تهران شماره دوازدهم، بهمن ١٣٨٠، ص ٦٠.
[٢]. محمد مهدى ركنى، نشانى از امام غايب (ع)، انتشارات آستان قدس رضوى، چاپ سوم، مشهد، ١٣٧٥، ص ٣٣- ٦٣.
[٣]. كامل سليمان، روزگار رهايى، ترجمه علىاكبر مهدىپور، جلد اول، نشر آفاق، تهران، ١٣٧٦، ص ٢٦٦.
[٤]. به نشانى از امام غائب (ص)، ص ١٥.
[٥]. همان.
[٦]. شيخ طوسى، كتاب الغيبة، مكتبة نينوى، تهران، بىتا، ص ٢١٦- ٢١٥.
[٧]. همان.
[٨]. همان.
[٩]. ابراهيم امينى، مسئله غيبت، «نور مهدى»، نشر آفاق، تهران پانزدهم شعبان ١٤٠١، ص ٨١.
(١٠). شيخ صدوق، كمالالدين و تمامالنعمه، ترجمه آيتاللَّه كمرهاى، كتاب فروشى اسلامى، تهران ١٣٧٧، مقدمه ص ٦٥؛ و نشانى از امام غائب (ع)، ص ١٩.
[١١]. ابن ابىزينب نعمانى، كتاب الغيبة، مترجم جواد غفارى، كتابخانه صدوق، تهران ١٣٦٣، ص ١٥ و٤١ .
[١٢]. شيخ مفيد، فصول العشره فىالغيبة، مترجم: محمد باقر خالصى، انتشارات راه امام، تهران، ١٣٦٠، ص ٤.
[١٣]. سيدمرتضى، المقنع، مترجم: واحد تحقيقات مسجد جمكران، انتشارات مسجد جمكران، قم، ١٣٧٥، ص ٧.
[١٤]. ابوالصلاح حلبى، تقريب المعارف، تحقيق رضا استادى، انتشارات جامعه مدرسين، قم، ١٣٦٣، ص ٣.
(١٥). كتاب الغيبة، ص ٩.
[١٦]. لطفاللَّه صافى گلپايگانى، منتخبالاثر، مكتبةالصدر، تهران، بيتا، فهرست، ص ١٨- ١.
[١٧]. جاسم حسين، تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ترجمه دكتر سيدمحمد تقى آيتاللهى، انتشارات اميركبير، تهران ١٣٧٧، ص ١٠١.
[١٨]. عباس راسخى نجفى، سفيران امام، انتشارات محب، چاپ دوم، قم، ١٣٧٥، ص ٥٠- ٥١.
[١٩]. روزگار رهايى، ص ٩٦.
[٢٠]. همان، ص ٩٨.
[٢١]. همان، ص ١٠٠.
[٢٢]. همان، ص ٣٣٣.
[٢٣]. همان، ص ٣٣٨.
[٢٤]. همان، ص ٣٣٥- ٣٣٦.
[٢٥]. همان، ص ٣٣٧.
[٢٦]. تاريخ سياسى غيبت امام دوازدهم، ص ١٠١- ١٠٢.
[٢٧]. همان، ص ١٠٣- ١١٣.
[٢٨]. الشريف المرتضى، الفصول المختارة من العيون و المحاسن، از مجموعه مصنفات الشيخ المفيد، المؤتمرالعالمى لالفية الشيخ المفيد، قم، ١٣٧١، ج ٢، ص ٣٢١.