ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ٢ معناى آخرين دولت
اجتماعى است و هم ايمانى؛
٨. «دولت رفاه» كه اشاره به فراگيرى رفاه در پهنه زمين است و ...
يكى ديگر از تعبيرهايى كه از دولت مهدوى شده ولى كمتر مورد توجه قرار گرفته، تعبير «آخرين دولت» است. در اين نوشتار برآنيم تا در اين باره سخن بگوييم. در اين بحث سه مسأله مطرح خواهد شد؛ يكى اين كه منشأ اين تعبير چيست؟ ديگرى اين كه معنى آخرين دولت چيست؟ و سوم اين كه علت آخر بودن دولت مهدوى كدام است؟
١. منشأ تعبير آخرين دولت
اين تعبير در كلمات نورانى معصومان (ع) وجود دارد. امام باقر (ع) مىفرمايند:
دولتنا آخرالدول.
دولت ما آخرين دولت است.
سپس در پايان كلام خويش مىفرمايند:
و هو قولالله عزوجل: «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ»[١] و[٢]
و اين همان سخن خداوند است كه مىفرمايد: عاقبت از آن پرهيزكاران است.
همچنين روايت شده كه امام صادق (ع) در بسيارى از اوقات اين شعر را زمزمه مىكردند كه:
لكلّ اناس دولةٌ يَرقبونها و دولتنا فى آخر الدهر تظهر[٣]
هر مردمى را دولتى است كه منتظر آن هستند و دولت ما در پايان روزگار آشكار مىشود.
در پارهاى از روايات، اين حقيقت با عبارت «عاقبت از آن ما خواهد بود» آمده و آيه شريفه «وَالْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ» به همين حقيقت تفسير شده است، اين مسأله را در كلام امام باقر (ع)- كه در آغاز سخن نقل كرديم- به وضوح مىبينيم.
امام حسن (ع) نيز اين حقيقت را ياد كردهاند و امام على (ع) آن را تأييد نمودهاند. ابن سيرين مىگويد:
از تنى چند از بزرگان بصره شنيدم كه گفتند: علىبنابىطالب (ع) پس از جنگ جمل ناخوش گرديد و نتوانست در نماز جمعه شركت كند. لذا به فرزندش حسن (ع) فرمود: «تو برو و نمازجمعه را با مردم بخوان». حسن (ع) به مسجد آمد و بر فراز منبر رفت. او ابتدا حمد و ثناى الهى را به جاى آورد، شهادتين گفت، بر رسول خدا درود و صلوات فرستاد و فرمود:
«اى مردم! خداوند، نبوت را در ميان ما قرار داد و ما را بر خلق خويش برگزيد و مقدم داشت و كتاب و وحى خود را بر ما فرو فرستاد. به خدا قسم كه هر كس چيزى از حق ما كم گذارد، خداوند در دنيا و آخرت از حق او بكاهد، و هيچ دولتى ضدّ ما نباشد، مگر اين كه عاقبت از آنف ما باشد».
آنگاه اين آيه را خواند كه: «وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَهُ بَعْدَ حِينٍ؛[٤] و قطعاً پس از چندى خبر آن را خواهيد دانست.»
در اين كلام، امام حسن (ع) با بيان اين جمله كه عاقبت از آن ما است، به اين حقيقت توجه مىدهند كه دولت اهلبيت، دولت آينده است. جالب اين كه امام على (ع) سخنان فرزندشان را مىشنيدند. پس از اتمام مراسم نماز و بازگشت امام حسن (ع)، امام على (ع) به او نگاهى كرد و بىاختيار، اشكهايش بر گونههايش جارى شد و از فرزندش خواست كه نزديك آيد و ميان چشمانش را بوسيد و اين آيه را خواند كه:
ذُرِّيَّةً بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ.[٥] و[٦]
فرزندانى بودند، برخى از نسل برخى ديگر پديد آمده، و خدا شنوا و داناست.
اين برخورد امام على (ع)، حكايت از تأييد سخن امام حسن (ع) دارد. همچنين نقل شده كه در خطبه ديگرى نيز امام حسن (ع) همين جملات را درباره دولت اهل بيت بيان كردند.[٧]
از امام باقر (ع) نيز نقل شده كه ايشان دولتهاى ديگر را «دولت حال» ناميدهاند و دولت اهل بيت را «دولت آينده». ابوبكر حضرمى مىگويد: وقتى امام باقر (ع) را نزد هشام در شام بردند، هشام اهل بيت (ع) را به تفرقهافكنى متهم ساخت و بدين وسيله امام را بسيار توبيخ كرد. به دنبال وى حاضران مجلس نيز به نكوهش امام (ع) پرداختند. وقتى آنان خاموش شدند، امام باقر (ع) برخاست و فرمود:
أيّها الناس، أين تذهبون؟! و أين يراد بكم؟! بنا هدى الله أوّلكم و بنايختم آخركم. فإن يكن لكم ملك معجّل فإنّ لنا ملكاً مؤجّلًا.
اى مردم به كجا مىرويد؟ و شما را به كجا مىبرند؟ به وسيله ما بود كه خداوند پيشينيان شما را هدايت كرد و هدايت آيندگان شما نيز به وسيله ما انجام مىشود. اگر شما سلطنت اكنون را داريد، حكومت ما حكومت آينده است.[٨]
از آنچه تا كنون نقل كرديم به خوبى روشن مىشود كه اهل بيت (ع) از دولت حضرت مهدى (ع) به عنوان «آخرين دولت» ياد كردهاند. اكنون دو سؤال مطرح است: نخست، آخرين دولت بودن به چه معنا است؟ و دوم، علت آخرين بودن دولت حضرت مهدى (ع) چيست؟ پس با دو پرسش روبرو هستيم؛ يكى تفسير آخرين دولت و ديگرى تعليل آخرين بودن.
٢. معناى آخرين دولت
در پرسش اول مىخواهيم بدانيم منظور از صفت «آخرين» بيان مفهوم زمانى است يا فكرى و انديشهاى؛ در برخى روايات آمده است كه دولت اهلبيت (ع) پس از حاكميت همه انديشههاى بشرى تحقق مىيابد و لذا اين معنا به ذهن مىرسد كه شايد صفت «آخرين» براى بيان اين واقعيت است كه دولت امام مهدى (ع) و يا به تعبير ديگر نظريه ولايت و امامت آخرين و مترقىترين انديشه در باب حكومت است. البته امكان دارد كه پس از ارائه و اجراى اين نظريه، بار ديگر حكومت به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد.
در مراجعه به روايات و با استفاده از آيات قرآن، مىتوان فهميد كه هر دو