ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - فرجام تاريخ و انسان واپسين
مقابل هم انتظار دارند.
اين نگاه مختصرى بود به ديدگاه متفكران معاصر غرب در زمينه جهان آينده و انسان واپسين. نكته جالبى كه در اينجا وجود دارد اين است كه اينكه فوكوياما بعد از كمتر از يك دهه از طرح ديدگاهش و بعد از اينكه شاهد صدها اثر انتقادى در نقد ديدگاههاى او در غرب منتشر شد، در كتابى كه دو سال قبل نوشت از نظريه خودش عدول كرد.
او در كتابى تحت عنوان فروپاشى بزرگى اظهار كرد: بر خلاف آنچه كه من گمان مىكردم، حوادثى دارد در جهان اتفاق مىافتد كه اين آينده را دچار تأخير مىكند؛ همين فنّاورى كه من به عنوان ابزار تحقق ليبرال دموكراسى در آينده بدان اميد بسته بودم امروز دارد مسئله جدّى براى بشريت مىشود. امروز بيوتكنولوژى و تحقيقات ژنتيك دارد اين انسان واپسينى را كه من تصوير مىكردم تغيير مىدهد. در آينده ديگر خواستههاى اين انسان غربى معلوم نيست. همان خواستههاى پيشين باشد. به قول يكى از منتقدان او در غرب قدم فراتر مىگذاشت به خاورميانه و به شرق مىرفت، مىديد كه بسيارى از انسانهاى اروپا و آمريكا وجود دارند كه به گونهاى ديگر مىانديشند، به گونهاى ديگر خود را تعريف مىكنند. از اينرو، فلسفه تاريخى كه اسلام و اديان الهى معرفى مىكنند و انسان واپسين آنها به كلى با انسان فوكوياما متفاوت است.
ما معمولًا وقتى به منابع دينى در باب آينده جهان و ظهور امام عصر (ع) مراجعه مىكنيم، سريع شروع مىكنيم و ويژگىهايى را كه در روايات براى جهان آينده آمده، ذكر مىكنيم. مثلًا گفته مىشود كه در آن عصر درختان بار مىدهند، آسمان فراوان مىبارد و ...
البته تمام اين عناصر كه ما به عنوان ويژگىهاى آيندهموعود اسلامى به آنها توجّه مىكنيم هم اينگونه است ولى فراموش مىكنيم كه در معارف دينى، از انسان واپسين به عنوان انسان ثروتخواه و انسان رفاهطلب و قدرتجو، ياد نشده است. انسان موعود از ديدگاه اسلامى «خليفه» است. خليفه چه كسى است؟ خليفه خدا. انسان موعود اسلامى وارث زمين است. وراثت از كى؟ از خداوند. انسان موعود و انسان واپسين اسلامى «عبدصالح» است. در آينده جهان و و در آينده انسان، از ديدگاه اسلامى آن آينده نه با ظاهر انسان، بلكه با ماهيت انسان رقم مىخورد. انسان واپسين اسلامى انسانى است كه حقيقت درونى انسان را اعاده و احيا مىكند. انسان واپسين اسلامى انسانى است انسانى است كه حقيقت درونى انسان را اعاده و احيا مىكند. انسان واپسين اسلامى انسانى است كه به حقيقت به معناى جامع خودش مىانديشد، نه به «من» و تمنيات «من» و بالأخره انسان واپسين اسلامى انسانى است كه با جهان هستى آنچنان هماهنگ مىشود و درونمايههاى هستى خود و هستى جهان را آنچنان شكوفا مى كند كه جهان به خواستههاى او پاسخ مىدهد. اگر از آسمان باران مىبارد به دليل اين است كه دورن انسان بارانى شده است؛ اگر جهان سبز مى مىشود، به دليل اين است كه انسان در آنجا كه سبزى هستى خود مىرسد. سبزى انسان هم حقيقت پنهان و اندرونى ماست كه در غبار تاريخ زنگار بسته و پنهان مانده است و آنجاست كه وقتى خليفه آخرين خدا مىآيد، با دست كشيدن بر سر انسانها، همه انسانها را خليفه مىكند، درونمايههاى وجودى آنها را شكوفا مى كند. جهان آينده اسلامى جهانى نيست كه تمتع محور اصلى باشد، در آنجا تعقّل، مدار هستى است و احياى حقيقت انسانى و حقيقت هستى.