ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - شواهد و قرائن نقلى
مدعاى نظريه تنازل معرفت دينى
بر خلاف آنچه مشهور است، نظريه تنازل معرفت دينى، اين ايده را مطرح مى كند كه معرفت دينى از عصر نزول دين اسلام تا عصر ظهور مهدى موعود (عج) در سير و حركت كلان خود، رو به افول و نزول است و سير تكاملى ندارد.
البته حركت هاى موقتى و قسرى تكاملى ممكن است اتفاق افتاده باشد و يا اتفاق بيفتد، اما سير نهايى كاروان معرفت دينى، تنازلى است، نه تكاملى! اين نظريه مى گويد: تا گوهر دين شناخته نشود، نمى توان در مورد معرفت دين و تكامل يا تنازلى بودن آن سخن گفت و گوهر دين چيزى جز «عبوديت» نيست: وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ[١] (اى: ليعرفون). و نيز در قرآن آمده است: وَ لَقَدْ بَعَثْنا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ[٢]. بر اساس اين نظريه، معرفت دينى در حقيقت معرفتى حضورى و شهودى است، نه معرفتى حصولى و مفهومى و ذهنى. بنابراين انباشت مفاهيم و تصورات و تصديقات ذهنى، نشانگر تكامل معرفت دينى نمى تواند باشد. اين نظريه مى گويد افزايش كمى با تكامل كيفى، فرق اساسى دارد. تكامل از مقوله كيف است و افزايش از مقوله كم. انباشت مفاهيم ذهنى با جهل مركب هم مى سازد و حال آنكه معرفت حقيقى به دين و گوهر آن، با جهل مركب سازگار نيست. نظريه تنازل معرفت دينى مى گويد تكامل و يا تنازل معرفت دينى، البته امرى قهرى نيست، بلكه به اختيار و اراده آدمى بستگى دارد. طبق اين نظريه، علوم عصرى و برون دينى، ضرورتا موجب تكامل معرفت دينى نمى شوند، بلكه چه بسا همين علوم و دانش ها، معرفت دينى عالمان دين را تنزل دهند. اگر محور دانشهاى بشرى و علوم برون دينى، انسان محورى (امانيسم(Humanism) باشد- كه هست- همين علوم هرچه بيشتر شوند، بيشتر آدمى را از گوهر دين دور مى كنند و تنازل معرفت دينى، جز اين نيست. در نظريه تنازل، جايگاه معرفت دينى در جان آدمى است، نه در ذهن او.
از اين رو در باب تكامل و يا تنازل معرفت دينى نبايد از منظر كمى نگريست، بلكه بايد نگاه كيفى داشت. در حقيقت نزاع نظريه تنازل با تئورى تكامل معرفت دينى، نزاع كم و كيف است. نظريه تنازل، نگاهى كيفى دارد و نظريه تكامل، نگاهى كمى. و حق اين است كه افزايش كمى، حقيقتا تكامل نيست، بلكه توسعه و فربهى است.
غرض از ظهور مصلح و منجى كل در نظريه تنازل
نظريه «تنازل» مدعى است كه اگر روند كلى معرفت دينى رو به تكامل باشد، ديگر نيازى به مصلح و منجى كل در آخرالزمان باقى نمى ماند! طبق اين نظريه، جريان كلى معرفت دينى در آخرالزمان به نهايت درجه نزول و سقوط خود مى رسد كه احتياج به منجى و مصلح پيدا مى شود. البته در عصر ظهور، عطش دين خواهى بسيار بالا است ولى خود معرفت دينى بسيار نازل است و نبايد بين معرفت دينى و عطش دين خواهى خلط شود! نظريه «تنازل معرفت دينى» بر خلاف مشهور، مدعى است كه بحث مصلح و منجى موعود را بايد به حوزه معرفت دينى هم بياوريم و آن را منحصر به حوزه عدالت اجتماعى ندانيم. اين نظريه مى گويد اگر قبل از زمان ظهور مصلح كل، ظلم و ستم فراگير مى شود، معلول علت و سببى معرفتى است و لااقل معرفت دينى، جزئى از علت- آن هم جزئى رئيسى- است و طبق قاعده اى كه مى گويد «نتيجه تابع اخس مقدمات است» نزول و تنزل نتيجه، كاشف از نزول و تنزل مقدمات و اسباب و علل است. بنابراين اگر در آخرالزمان عمل دينى، ضعف دارد، حاكى از اين است كه علم دينى هم ضعف و كاستى دارد، ولو اينكه علم و معرفت دينى، تمام العلة براى عمل دينى نباشد، بلكه جزء العلة باشد.
نظريه «تنازل معرفت دينى» مى گويد قائل شدن به تكامل معرفت دينى از عصر نزول تا عصر ظهور با توجه به انقطاع وحى ارسالى، ملاك استغنا و بى نيازى از وحى و منجى و مصلح كل است؛ اما قائل شدن به تنازل معرفت دينى، ملاك نيازمندى به وحى و اصلاح كلى است و با تئورى خاتميت نبوت خاصه پيامبر اكرم (ص) سازگارتر و مناسب تر است.
شواهد و قرائن نظريه «تنازل معرفت دينى»
قرائن عقلانى
بر صحت تنازل معرفت دينى از صدر اسلام تا عصر ظهور مى توان قرائن و شواهد عقلايى زير را ارائه داد:
الف. فاصله زمانى از عصر نزول آيات و صدور روايات و عدم دسترسى مستقيم به معصومين (ع)؛
ب. دخالت بيشتر تفسيرهاى به راى درگذشت ايام و ازمنه؛
ج. گسترش روحيه انانيت و غرور علمى با پيدايش و گسترش دانش هاى بشرى؛
د. جريان قاعده عام افول و نزول اديان و فرهنگ ها در طول تاريخ؛
ه. اماره بودن ضعف عمل دينى بر ضعف علم دينى؛
شواهد و قرائن نقلى
علاوه بر شواهد و قرائن عقلايى، قرائن و ادله نقلى متعددى بر درستى نظريه «تنازل معرفت دينى» وجود دارد كه ذيلا به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
الف. در دعاى عهد آمده است: «واجعله اللهم ... مجددا لما عطل من احكام كتابك». از اين تعبير استنباط مى شود كه جريان معرفت دينى به سمت تعطيل احكام كتاب خدا «قرآن» پيش مى رود و آن حضرت پيش از ظهور، احكام را تجديد مى كنند.
ب. در دعاى ندبه مى خوانيم:
١. «اين المنتظر لاقامة الامت و العوج». با توجه به معناى «امت و عوج» معلوم