ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٢ - ٣- ٢- ٢ عدالت اقتصادى
به عدالت مهدوى به عدالت اقتصادى يا عدالت قضايى محدود نشده و همه حوزههاى فرهنگى، سياسى، اقتصادى و حقوقى را شامل مىشود.
حضرت تعدادى از ياران خود را برمىگزيند و براى قضاوت به سراسر جهان گسيل مىدارد.
آنها در بالاترين مراتب تقوى و پرهيزگارى قرار دارند و ثانياً، در يك ارتباط مستقيم با امام خود، حكم كليه قضايايى را كه در آنها دچار شك و ترديد شدهاند دريافت مىكنند.
رسولالله (ص).
... در دوران او شما از حكمت برخوردار مىشويد تا آنجا كه يك زن در خانه خود برابر كتاب خداى تعالى و روش پيامبر- كه درود بر او و خاندانش باد- [همچون مجتهد با استنباط شخصى] به انجام تكاليف شرعى[١] خود پردازد.[٢]
٢- ٢- ٢. عدالت قضايى
در زمان حكومت امام مهدى (ع) عدالت به تمام معنا در مناسبات حقوقى و قضايى حاكم شده و داورى و قضاوت ميان مردم از هرگونه شائبه خطا، اشتباه، بىعدالتى، جانبدارى و ... پيراسته مىگردد كه اين امر به نوبه خود تأثير مهمى در عادلانه شدن همه روابط اجتماعى و جلوگيرى از ظلم و تجاوز به حقوق ديگران خواهد داشت.
در اين زمينه نيز روايتهاى فراوانى وارد شده كه در اينجا به برخى از آنجا اشاره مىكنيم.
امام صادق (ع) شيوه قضاوت امام مهدى (ع) را به شيوه پيامبرانى چون حضرت داوود (ع)- كه قضاوت عادلانه و بدون اشتباه آنها در تاريخ مشهور است- تشبيه كرده، مىفرمايد:
إذا قام قائم آلمحمد عليهمالسلام حكم بين الناس بحكم داود لايحتاج إلى بينة يلهمه الله تعالى فيحكم بعلمه و يخبر كلّ قوم بما استبطنوه ...[٣]
زمانى كه قائم ال محمد- كه بر آنها درود باد- به پاخيزد، در ميان مردم به حكم داود قضاوت خواهد نمود. او به بينه (شاهد) نيازى نخواهد داشت؛ زيرا خداى تعالى امور را به وى الهام مىكند و او بر پايه دانش خود داورى مىكند و هر قومى را به آنچه پنهان نمودهاند آگاه مىسازد.
بديهى است قضاوتى كه با الهام خداوند صورت گيرد در آن هيچ اشتباه و بىعدالتى نخواهد بود؛ اما در اينجا چند سؤال مطرح است: اول اينكه آيا امام مهدى (ع) خود به تنهايى امر قضا را به عهده خواهد گرفت يا اينكهكسانى ديگرى را هم براى قضاوت برمىگزيند؟ و دوم اينكه اگر امام مهدى (ع) كسان ديگرى را هم براى قضاوت ميان مردم برمىگزيند، چه تضمينى وجود دارد كه آنها دچار اشتباه و خطا و يا قضاوت ناعادلانه نشوند؟ در پاسخ اين دو سؤال بايد گفت: آنچه از روايات استفاده مىشود اين است كه آن حضرت تعدادى از ياران خود را برمىگزيند و براى قضاوت به سراسر جهان گسيل مىدارد، اما آنچه باعث مصون بودن آنها از اشتباه و قضاوت ناعادلانه مىشود اين است كه: اولًا، آنها در بالاترين مراتب تقوى و پرهيزگارى قرار دارند و ثانياً، در يك ارتباط مستقيم با امام خود، حكم كليه قضايايى را كه در آنها دچار شك و ترديد شدهاند دريافت مىكنند.
در روايتى كه در اين زمينه از امام صادق (ع) نقل شده چنين مىخوانيم:
إذا قام القائم بعث فى أقاليم الارض، فى كلّ إقليم رجلًا، يقول: عهدك فى كفّك، فإذا ورد عليك أمر لا تفهمه، ولاتعرف القضاء فيه فانظر إلى كفّك و اعمل بما فيها.[٤]
هنگامى كه قائم قيام كند در كشورهاى روى زمين كسانى را برمىانگيزد، در هر سرزمين يك نفر را، و به او مىگويد: فرمان تو در كف دست تو است، هرگاه كارى براى تو پيش آمد كه آن را نفهميدى و ندانستى چگونه در آن حكم كنى، به كف دست خود بنگر و به آنچه در آن (مكتوب) است عمل كن.
٣- ٢- ٢. عدالت اقتصادى
عدالت اقتصادى يكى از مهمترين شاخصههاى عدالت اجتماعى است و به جرأت مىتوان گفت كه بسيارى از تحولات و نهضتهاى اجتماعى، سياسى كه در طول تاريخ در جوامع مختلف رخ داده، به نوعى با اين موضوع مرتبط بوده است. اگر چه سوگمندانه بايد اذعان داشت كه هر چه انسانها براى تحقق عدالت اقتصادى بيشتر تلاش كردهاند، كمتر بدان دست يافتهاند و جز در مقاطعى محدود از حيات بشر در كره خاك، عدالت اقتصادى بر جوامع حاكم نبوده است.
نگاهى اجمالى به تاريخ تحولات نظامهاى سياسى، اجتماعى نشان مىدهد كه در گذر زمان نظامهاى مختلفى با داعيه برقرارى و گسترش عدالت اقتصادى به ميدان آمدهاند و پس از چند صباحى حاكميت، و اتلاف سرمايههاى مادى و معنوى ملتها صحنه سياست را ترك كردهاند، كه نظامهاى سوسياليستى آخرين نمونه از اين دست نظامها هستند.
در دولت امام مهدى (ع) به عنوان آخرين دولتى كه بر كره خاك حكومت خواهد كرد، تأمين عدالت اقتصادى نقش و جايگاه برجستهاى دارد و در روايتهاى اسلامى نيز بر اين بعد از ابعاد عدالت موعود بسيار تأكيد شده است. با نگاهى گذرا به روايات اسلامى به روشنى مىتوان دريافت كه با استقرار حكومت مهدوى، رفاه اقتصادى همراه با قسط و عدالت بر سراسر جهان حاكم شده و بشر به آرزوى ديرين خود دست مىيابد.
براى به دست آوردن تصويرى اجمالى از عدالت و رفاه اقتصادى عصر ظهور، به چند نمونه از روايتهايى كه در اين زمينه وارد شدهاند، اشاره مىكنيم:
يكون المهدى فى أمّتى ... تتنعّم أمّتى فى زمانه تنعّماً لم يتنعّم (يتنعّموا) مثله قطّ، البرّ منهم والفاجر. يرسل السّماء عليهم مدراراً ولا تحبسالارض من نباتها، و يكونالمال كدوساً، يأتيه الرجل فيسأله فيحثى له فى ثوبه ما استطاع أن يحمله.[٥]
مهدى در امت من است .... امت من، [اعم از] نيكان و بدان آنها، در عصر او به آنچنان رفاه و آسايشى دست مىيابند كه هرگز مانند آن سابقه نداشته است. آسمان بر آنها بارش فراوان مىفرستد و زمين گياهانش را از آنها دريغ نمىدارد. در