ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - ٤ اهداف عدالت موعود
... أما والله ليدخلنّ عليهم عدله جوف بيوتهم كما يدخل الحرّ والقرّ.[١]
به خدا سوگند، او عدالتش را تا آخرين زواياى خانههاى مردم وارد مىكند، همچنانكه سرما و گرما وارد خانهها مىشود.
براساس اين روايت مىتوان گفت كه در زمان امام مهدى (ع) روابط خانوادگى، اعم از روابط زن و شوهر، روابط پدر و مادر و فرزندان و روابط ساير خويشان و بستگان با يكديگر بر پايه عدالت سامان مىيابد و هرگونه ستم، تجاوز، بىعدالتى و تضييع حقوق از نهاد خانواده، به عنوان اساسىترين ركن اجتماع، رخت برمىبندد. قطعاً در چنين شرايطى همه آسيبها و نابسامانىهاى اجتماعى كه در اثر نبود روابط عادلانه و انسانى در كانون خانوادهها به وجود مىآيد، از بين مىرود.
٤. اهداف عدالت موعود
از مجموعه آنچه تا كنون گفته شد به تصوير جامعى از شرايط اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى عصر ظهور دست مىيابيم و بر ما روشن مىشود كه عدالت موعود چگونه جوامع انسانى را متحول ساخته و زمينه رشد و كمال معنوى انسانها را فراهم مىسازد. به بيان ديگر عدالت موعود، همه ابعاد وجود آدمى را هدف قرار داده و چون ميزانى دقيق، زندگى مادى و معنوى انسانها را به اعتدال مىكشاند.
عدالت مهدوى- چنانكه در كلام پيامبر گرامى اسلام (ص) نيز بر آن تأكيد شده- انسانى را كه در پس قرون و اعصار از اصل خود دور و در حجابهاى ظلمانى غوطهور شده بود، با حقيقت خود آشنا و به اصل خود برمىگرداند:
تأوى إليه أمّته كما تأوى النَّحلة [إلى] يعسوبها، يملاء الارض عدلًا كما ملئت جورا، حتّى يكون الناس على مثل أمرهم الاوّل.[٢]
امت مهدى به سوى او پناه مىبرند، چنانكه زنبوران عسل به ملكه خود پناه مىآورند. او زمين را از عدالت پر مىسازد، همچنانكه از ستم انباشته شده بود؛ تا مردم آنگونه شوند كه در آغاز [آفرينش] بودند.
با اين بيان مىتوان گفت كه در فرهنگ مهدوى، عدالت، مظهر همه خوبىها و ظلم، نماد همه بدىهاست و از اين رو عدالت جامع همه هدفهايى است كه مىتوان براى انقلاب رهايىبخش امام مهدى (ع) تصور كرد. و به همين دليل است كه مىبينيم در روايات بيش از هر چيز بر عدالت گسترى و ظلم ستيزى آن حضرت تأكيد شده است.
پىنوشتها:
[١]. قرآن كريم شرك را ستمى بزرگ برشمرده است: «... إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظِيمٌ» (سوره لقمان (٣١) آيه ١٣).
[٢]. در آيات متعددى از قرآن از «ظلم به خود» سخن به ميان آمده است كه براى نمونه به اين موارد مىتوان اشاره كرد: «ثُمَّأَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ وَ ...» (سوره فاطر (٣٥) آيه ٣٢)؛ «... وَ مَنْ يَتَعَدَّ حُدُودَ اللَّهِ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ» (سوره طلاق (٦٥) آيه ١).
[٣]. يكى از آيات قرآن كه در آن از ظلم به مردم سخن گفته شده آيه زير است: «إِنَّمَاالسَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَظْلِمُونَ النَّاسَ وَ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ...» (سوره شورى (٤٢) آيه ٤٢).
[٤]. سوره نساء (٤) آيه ٤٨.
[٥]. نهجالبلاغه، ترجمه مهدى فولادوند، خطبه ١٧٤، ص ٢٢٨.
[٦]. سوره توبه (٩) آيه ٣٣.
[٧]. المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٥١، ص ٦٠، ح ٥٨.
[٨]. ر. ك: همان، ص ٦٠- ٦١.
[٩]. القمى، ابوالحسن على بن ابراهيم، تفسير القمى، ج ١، ص ٢٢٨؛ بحارالانوار، ج ٥١، ص ٥٠. گفتنى است آنچه در بحارالانوار از تفسير ياد شده نقل شده، اندكى با متن نسخه چاپى اين تفسير تفاوت دارد و آنچه در اينجا آمده عبارت نقل شده در بحارالانوار است.
[١٠]. سوره حج (٢٢) آيه ٤١.
[١١]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ٤٧- ٤٨، ح ٩.
[١٢]. الطوسى، ابوجعفر محمدبن الحسن، كتاب الغيبة، ص ١١٤؛ بحارالانوار، ج ٥١، ص ٧٥، ح ٢٩.
[١٣]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٢٨٠، ح ٦.
[١٤]. همان، ص ٣٢١- ٣٢٢، ح ٢٩.
[١٥]. سوره حديد (٥٧) آيه ١٧.
[١٦]. الصدوق، ابوجعفر محمدبن الحسن، كمالالدين و تمامالنعمة، ج ٢، ص ٦٦٨، ح ١٣.
[١٧]. بحارالانوار، ج ٥١، ص ٥٣، ح ٣١.
[١٨]. الكلينى، ابوجعفر محمدبن يعقوب، الكافى، ج ١، ص ٢٥، ح ٢١.
[١٩]. برخى از نويسندگان اين روايت را اينگونه ترجمه كردهاند: «در زمان مهدى (ع) به همه مردم، حكمت و علم بياموزند. تا آنجا كه زنان در خانهها، با كتاب خدا و سنت پيامبر، قضاوت كنند» حكيمى، محمد، عصر زندگى و چگونگى آينده انسان و اسلام، ص ١٩١.
[٢٠]. النعمانى، ابن ابى زينب محمدبن ابراهيم، غيبت نعمانى، ترجمه محمد جواد غفارى، باب ١٣، ص ٣٣٧، ح ٣٠.
[٢١]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٩، ح ٨٦.
[٢٢]. غيبت نعمانى، باب ٢١، ص ٤٤٣، ح ٨.
[٢٣]. بحارالانوار، ج ٣٦، ص ٣٦٩.
[٢٤]. همان، ج ٥١، ص ٢٩، ح ٢.
[٢٥]. همان، ج ٥٢، ص ٣٩٠، ج ١٢.
[٢٦]. ابن حماد، الفتن، ص ١٠٠، به نقل از: معجم احاديث الامام المهدى، ج ١، ص ٢٤٠، ح ١٤٥.
[٢٧]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٦٢، ح ١٣١.
[٢٨]. الفتن، ص ٩٩ به نقل از: معجم احاديث الامام المهدى، ج ١، ص ٢٢٠، ح ١٣٠.