ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - ٢ وقوع اختلاف ها و درگيرى هاى بسيار
مراحل مختلف، در كاملترين شكل خود به بشر عرضه شده:
«الْيَوْمَأَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» (مائده (٥)، ٣).
و همواره با انتقال از جامعهاى به جامعه ديگر شكوفاتر مىگردد:
«مَنْيَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ». (مائده (٥)، ٥٤)[١]
خداوند از پيامبران گذشته، پيمان گرفته كه به پيامبر خاتم (ص) ايمانآورده، بهاو يارى رسانند (آل عمران (٣)، ٨١) بنابراين، تمام نبوتها و شرايع پيشين، مقدمه و پيش درآمد شريعت ختميّهاند.[٢] از ظاهر برخيآيات، چون:
«وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ\* أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ» ... «\* ثُلَّةٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ\* وَ قَلِيلٌ مِنَ الْآخِرِينَ» (واقعه (٥٦)، ١٠- ١٣ و ١٤).
و نيز بعضى روايات[٣] برمىآيد كه پيشينيان از مردم آخرالزمان، فضيلت و مرتبه بالاترى داشتهاند؛[٤] امّا اهل تفسير، سبقت گرفتگان را پيامبران و اصحابشان دانسته و سبقت را فضيلتى براى اقوام گذشته نشمردهاند؛ زيرا طبيعى است كه اصحاب پيامبر (ص)، نسبت به تمام پيامبران ديگر و اصحابشان بسيار كمتر باشند؛[٥] البته رواياتى نيز حاكى از نسخ آيه مزبور نقل شده[٦] كه درست به نظر نمىرسد؛[٧] و به دليل سطح بالاى معرفت مردم آخرالزمان معجزات حسّى اقوام گذشته، جاى خود را در اسلام به معجزه عقلى و علمى (قرآن) داده[٨] و وحى قرآنى، با سخن از قرائت و علم و قلم، آغاز مىشود:
«اقْرَأْبِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ\* خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ\* اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ\* الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ\* عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ». (علق (٩٦)، ١- ٥).
و قرآن، از دوره ماقبل اسلام، به عنوان عصر جاهليت در مقابل عصر علم و خرد ياد مىكند:
«الْجاهِلِيَّةِالْأُولى»[٩] (احزاب (٣٣)، ٣٣).
از اين رو، طبق روايات، سوره توحيد و شش آيه آغازين سوره حديد، براى اقوامى در آخرالزمان نازل شده كه در كاوشهاى دينى، از اقوام پيشين ژرفانديشتر و دقيقترند.[١٠] در
روايات متعدد ديگر نيز دوره آخرالزمان و مردم آن، به رغم وقوع فتنهها و آشوبهاى بسيار، بهترين زمان و بهترين مردم شناسانده شدهاند؛[١١] بنابراين، ميان ديدگاه خوشبينانه اسلام درباره پايان تاريخ و ظهور آفتهاى اجتماعى بسيار در آن دوره، هيچ گونه تنافى وجود ندارد. برخى از پيامبران نيز به دليل فضيلت مردم آخرالزمان، از خداوند خواستهاند كه نام و راهشان در ميان آنان جاويد بماند. (شعراء (٢٦)، ٨٤)[١٢] قرآن، امت پيامبر را معتدلترين و در نتيجه كاملترين:
«وَكَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً» (بقره (٢)، ١٤٣). [١٣]
و بهترين امّت: «خَيْرَأُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ» (آل عمران (٣)، ١١٠). معرفى مىكند؛[١٤] بر همين اساس خوارق عادت در آخرالزمان به كمترين ميزان رسيده و خداوند از طريق سنتهاى طبيعى تاريخ، جوامع بشرى را با آزمايشهاى مختلف به حدى از بلوغ، شعور و تجربه مىرساند كه زمينه حكومت جهانى صالحان مهيا شود[١٥] و بر اساس سنّت هميشگى خويش، مؤمنان را بر همه موانع چيره ساخته، به فتح و پيروزى پايدار مىرساند:
«إِنَّهُمْلَهُمُ الْمَنْصُورُونَ\* وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ». (صافات (٣٧)، ١٧٢ و ١٧٣).[١٦]
از مجموعه مباحث گذشته مىتوان نتيجه گرفت كه دوره اسلامى، همان دوره آخرالزمان است كه تحقق كامل ديدگاه مثبت اسلام درباره پايان تاريخ، در عصر ظهور امام مهدى (عج) به وقوع خواهد پيوست.
نشانهها و رخدادهاى مهم آخرالزمان
ختم نبوت و نزول واپسين شريعت كه با ظهور پيامبر اسلام تحقق يافت، نخستين نشانه پايان تاريخ به شمار مىرود؛[١٧] لذا مفسران، مقصود ازنشانههاى قيامترادر آيه ذيل، بعثت پيامبر (ص) دانستهاند كه نسبت به عمر جهان، فاصله بسيار كمى تا قيامت دارد:[١٨]
«فَهَلْيَنْظُرُونَ إِلَّا السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِيَهُمْ بَغْتَةً فَقَدْ جاءَ أَشْراطُها». (محمد (٤٧)، ١٨)
در آخرالزمان وقايع فراوان ديگرى نيز پيشبينى شده كه بيشتر به دوره پايانى آن (مقارن با ظهور حضرت مهدى) مربوط مىشود:
١. بحران معنويّت:
پيش از ظهور امام زمان (عج) جوّ حاكم بر جهان، جوّ ستم، گناه و فساد خواهد بود:
«اقْتَرَبَلِلنَّاسِ حِسابُهُمْ وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ.» (انبياء (٢١)، ١).
در اين آيه، مردم آخرالزمان، به غفلت و اعراض از خداوند، متّصف شدهاند.[١٩] در روايات نيز منظور از اشراطالساعة كه در آيه ١٨ سوره محمد (٤٧) به آن اشاره شده، رواج بيش از حدّ كفر، فسق و ظلم دانسته شده و موارد متعدّدى از آن بر شمرده شدهاست.[٢٠]
٢. وقوع اختلافها و درگيرىهاى بسيار:
يكى از نشانههاى آخرالزمان، اختلافها و درگيرىهاى فراوان ميان گروههاى گوناگون است:
«فَاخْتَلَفَالْأَحْزابُ مِنْ بَيْنِهِمْ فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ»