ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٥ - مكتب كوفه
مكتب كوفه:
شهر كوفه را بايد اولين شهرى دانست كه تمايلات شيعى در آن به طور وسيعى بروز و ظهور يافت. اين امر به زمانى برمىگردد كه امام على (ع) مركز خلافت خويش را از مدينه به اين شهر منتقل كرد. گرايشات شيعى در ميان قبايل يمنى به خصوص قبايل ربيعه و حمير ومذحج و همدان فراوان بود.[١] اين امر را به وضوح از ستايشهاى امام (ع) از اين قبايل در جنگ صفين مىتوان دريافت.[٢] در دوران امويان شهر كوفه مركز تجمع شيعيان و حركتهاى ضد اموى بود. قيامهايى كه پس از واقعه كربلا در شهر به وسيله شيعيان و علويان برپا شدگوياى همين مطلب است. در زمان امام صادق (ع) مراودات برخى خاندانهاى شيعى و گروهى از محدثان با امام (ع) موجب شد تا جوّ علمى شهر شكل گيرد به زودى شهر كوفه يكى از مراكز حديثى شيعه گرديد. بسيارى از اصحاب ائمه (ع) محدثان كوفى بودند. با انتقال ائمه (ع) به عراق، در نيمه اول قرن سوم، اين شهر به جهت نزديك بودن به محل استقرار امامان و گسترش مراودات شيعيان با ايشان موقعيت ممتازترى يافت.
در عصر غيبت اين شهر گرچه موقعيت علمى خود را كمابيش حفظ كرده بود وليكن همانند گذشته نبود مركزيت يافتن شهر قم به عنوان شهرى علمى كه عالمان آن داراى عقايد درستى بودند از يك سو، و شكلگيرى تدريجى مكتب بغداد از سوى ديگر، موجبات ضعف موقعيت علمى كوفه را فراهم ساخته بود.
با اين حال هنوز شهر كوفه به عنوان مركز اصلى تشيع قلمداد مىشد و داراى مكتب خاصى بود كه محدثان و فيهان شهر از آن پيروى مىكردند. در اين شهر خاندانهاى علمى قديمى مىزيستند كه تا اين دوران جايگاه علمى خويش را حفظ كرده بودند. از جمله اشعريان كه از قبايل يمنى بودند و شاخهاى از آنها در قم زعامت علمى و دينى را داشتند آلنُهيك از قبيله نخع، آل جهم از قبيله لخم، آل زربى از بنىاسد و آل اعيَن از ديگر خاندانهاى مشهور شهر بودند.
در بين اين خاندانها، آل اعيَن از همه سرشناستر بودند. اين خاندان كه اصل آنها از اعراب غساسه بود داراى عقيدهاى راسخ در تشيع و مكانت علمى والايى بودند. آنها بزرگترين خاندان شيعه مذهب درشهر كوفه بودند كه رجال علمى و مذهبى آنها بيش از ديگران و ممتازتر از ديگران بودند. نخستين رجال دينى آنها در زمان امام سجاد وامام باقر (ع) بودند و بازماندگان آنها تا عصر غيبت باقى بودند و در ميان آنها فقيهان و قاريان و اديبان و راويان حديث بسيار بود. در شهر كوفه محلهاى به آنها اختصاص داشت كه پيشتر از آن قبيله بنىشيبان بود و مسجدى داشتند كه در آن نماز اقامه مىكردند و خانههايشان آنجا بود.[٣] در عصر غيبت چند تن از اين خاندان شاخص بودند: علىبن سليمان بن حسن از شاخه بكريون، كه توقيعاتى از ناحيه امام (ع) درباره وى صادر شد. وى از مشايخ روايت ابنبابويه قمى است و كتابى به نام النوادر نوشت.[٤] علىبن يحيى ابوالحسن زرارى، شيخ طوسى در كتاب الغيبه در فصل مربوط به كسانى كه امام مهدى (ع) را ديدهاند روايتى از محمدبن حسن قمى نقل مىكند كه بر طبق آن امام (ع) راوى را در مسائل دينىاش به ابوالحسن زرارى ارجاع داده بود. طوسى اين امر را دليل بر اين مىداند كه او وكيل امام بوده است.[٥] محمدبن سليمان بن حسن كه از اصحاب امامعسكرى (ع) بود و در ايام غيبت با امام (ع) در ارتباط بود و گويا وكيل آن حضرت بوده است. او در سال ٣٠٠ ق. درگذشت و تأليفاتى از خود باقى گذاشت.[٦] اما چهره شاخص اين خاندان در اين غصر، ابوغالب زرارى است، عبيدالله بن احمدبن محمد (٣٦- ٢٥) ق. از شاخه بكريون خاندان اعين بود. او عالمى فرهيخته و صاحب تصنيفاتى بود كه تنها رساله وى در باب رجال خاندان اعين به دست ما رسيده است.
اين كتاب در واقع رسالهاى است كه وى براى پسرش نوشته و در آن به شرح احوال خاندان اعين ورجال آنها پرداخته است. اين كتاب قديمىترين كتاب رجالى شيعه است كه ما در دست داريم و برخى اين