ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٦ - ٤ فقدان امنيت
اقتصاد مصرفگرايانه و فرهنگ جمهورى آكنده از احزاب متعدد بر جهان دارد.
اساس قدرت آمريكا غلبه بر احوال مردم، بازارهاى جهانى و ارتباطات است به طورى كه ٨٠ درصد از كلمات و تصاويرى كه در جهان منتشر مىشود از آمريكا صادر مىشود. اين سيطره واقعى بر جريان اطلاع رسانى به امريكائيان كمك مىكند سرپرستى جهان را بر عهده بگيرند، و باطن عقلانى كردن جهان به دست نيروها و قواى جديد كارگزاران و سياستمداران چيزى جز اين نيست.
سيطره بر تكنولوژى اطلاعات و ارتباطات به ايالات متحده نقش محورى بخشيده و زمينه سلطه افكنى كامل او را بر جهان فراهم مىكند.[١]
سبك جديد اطلاع رسانى ممكن است پل مادى وسيعى بين جوامع بهوجود آورد كه ارزشهاى مصرف گرايانه و لاابالى مآبانه را منتشر كند، لذا نه تنها نمىتواند موانع نفسانى در راه عمق بخشيدن به ارتباطات فرهنگى را برطرف كند بلكه تا چند وقت ديگر با دفاع جدّى كشورهاى گوناگون دنيا در مقابل خود مواجه خواهد شد؛ زيرا آنها مىخواهند در اين جنگ جديد، اصالت فرهنگى و اقتصادى خويش را حفظ كنند. رشد تصاعدى پديد آمدن برخى مجموعههاى حزبى (داراى بعد ايدئولوژيكى معلوم و مشخص) و استفاده از آنها در قانونگذارىها جهت ارتقاى آنها به گونهاى خاص و معرفى كردن آنها و بسيج نيروها در اين راستا پرسشهاى جديدى را در محدوده فكر و انديشه بينالمللى بهوجود آورده است.[٢]
ايجاد كانالهاى ارتباطى قوى كه هر روز بيش از پيش ديده مىشود، اهداف حقيقى و پشت پرده غرب را كه تنها به فكر مصالح و منافع خويش است آشكار مىكند. كما اينكه مصوبه اخير كنگره آمريكا براى جلب تجارت هستهاى دنيا شاهدى ديگر بر فداكارى ايالات متحده در مقابل مقدرات اين جهان پر از امنيت و با فرهنگ است و اينكه تمام همّ و غم او سودهاى شخصى و بهدست آوردن بازارهاى اسلحه جهانى است.
٣. جهانى سازى و زير پا گذاشتن عدالت اجتماعى
براى برپاشدن جامعه جهانى واحد بايد به شكلى جدّى موانع نفسانى و اجتماعى را بر طرف كرد؛ چرا كه آنها همواره شكافهاى عميقى در جسم و جان بشريت به وجود آورده است و اختلافات طبقاتى، نژادى و مليتى ريشه بسيارى از مشكلات و هرج و مرجها و پديد آمدن جنگها و زير پا گذاشتن عدالت و سيطره ظلم و جور است.
با اين حال آنچه در عصر جهانىسازى انجام مىشود، زير پا نهادن ارزشها و عدالت اجتماعى آن هم به شديدترين شكل خود در طول تاريخ است. فقرى كه در دهه ٩٠ قرن بيستم ديده شد. در تمام طول تاريخ بىسابقه بود. هم تعداد اين فقرا به اين حد نبوده است و هم شدت فقر. فقر كنونى رإ؛ مىتوان فقر مطلق به حساب آورد؛ چرا كه شخص فقير از تمام حوائج و نيازهاى حياتى خويش بىبهره است.[٣]
نزديك به ٨٠ در صد جمعيت ٤/ ٥ ميلياردى كشورهاى مدعى توسعه و پيشرفت را فقرا تشكيل مىدهند. ١/ ٣ ميليارد نفر محتاج تنها يك دلار هستند تا بتوانند حداقل مايحتاج روزانه خويش را تامين كنند. بيش از ٨٠٠ ميليون نفر غذاى كافى مصرف نمىكنند و ٨٠٠ ميليون نفر انسان ديگر نيز وضعيت زندگى شان چندان مطلوب نيست و در اين كشورها حداقل ٨٤٠ ميليون نفر سواد خواندن و نوشتن را ندارند.
در جهان نخبگان و برگزيدگان جهانىسازى امروز، ٣٥٨ ميلياردر هستند كه مىدانند چطور مىتوان به راحتى با ثروتهاى ديگران ثروتمند شد و مجموع ثروتهاى آنها معادل دارايىهاى ٢/ ٨ ميليارد نفر يعنى حدود نيمى از جمعيت زمين است.[٤]
گرايش به جهانى كردن اقتصاد جهانى، باعث سقوط اجتماعى مىشود و نمىتوان آن را گرايش و تمايلى غير انسانى شمرد. چون حقوقها را كاهش مىدهد تا سرمايه داران درمدتى كوتاه به حداكثر سود و مزاياى شخصى دست يابند.[٥]
از همين روست كه نخبگان و شركتهاى بزرگ به دولتها فشار مىآورند تا با خصوصى سازى هر چه بيشتر و بر هم زدن نظام اجتماعى، اقتصادى و قانونى موجود و برداشتن قيود اجتماعى، بهداشتى، گمركى و انسانى كه مانع بهرهكشى بيشتر از انسانها هستند بتوانند با حداكثر سود و حداقل هزينه كل جهان را فتح كنند.
٤. فقدان امنيت
كاهش عدالت اجتماعى در سايه خوابهاى پريشان و خيالات شوم جهانى سازى، عالم را به مركز جرم و جنايت وناامنى تبديل كرده است. اين از آن جهت است كه بىتوجهى انسان به جنبه عدالت و حقوق نفسانىاش، ابتدا او را به ورطه يأس و نوميدى افكنده و پس از آن براى بهدست آوردن حيثيت برباد رفتهاش مرتكب هر نوع ظلم و جور و ستم، آن هم در سطوح بالا مىگردد. تا وقتى اعتقاد به ايدئولوژىهاى موجود كه مسابقهاى است ميان كالا و سرمايه، وعدههاى بىاساس شفابخشيف بازارها در بستر تجارت سرمايهدارى آزاد و نوين و عمليات از بين بردن حق و شخصيت با كرامت انسان ناشى از محيطى همراه با امنيت اجتماعى، سلامت و بهداشت به انتهاى خود نزديك شود.
جهانى شدن كه بعد معنوى و باطنى آن را بهره كشى، منفعت طلبى و سودجويى فردى از هر ارزش انسانى و اخلاقى و بعد ماديش را استفاده از ابزار اطلاع رسانى تشكيل مىدهد؛ افقهاى جديدى را براى ارتكاب جرمها نمايان كرده و حتى مىتوان اين دو را با هم همكار و شريك در راستاى نيل به سود و منفعت يكسان دانست.
سود تجارت هروئين طى دو قرن اخير حدود ٥٠ برابر