ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٣ - الف- مردان آسيب ديده در آخر الزمان
اشاره: در قسمت اول گفتيم كه معصومين (ع) پيشگويىهايى درباره آخرالزمان داشتند و به اين وسيله به بيان حوادث و ويژگىهاى مردم در آن دوران مىپرداختند كه مىتوان از آنها براى شناخت آسيبهاى اجتماعى يارى جست. پس از تبيين ضرورت و ابعاد موضوع در بخش پيشين در اين شماره نويسنده جزيىتر و دقيقتر به اين مطلب مىپردازد.
الف- مردان آسيب ديده در آخر الزمان:
جامعه اسلامى تركيبى است از انسانهايى كه در آن زندگى مىكنند، اعم از مردان و زنان. پس مسلماً آسيبى كه در آخرالزمان اتفاق مىافتد هم در مورد مردان صادق است و هم زنان.
در اين جا مىخواهيم ببينيم در روايات ما براى مردانى كه در آخر الزمان دچار آسيب شدهاند چه نشانههايى ذكر شدهاست. روايت اول كه بسيار تكان دهنده است، از پيامبر بزرگوار اسلام (ص) نقل شده است. به عنوان مقدمه بگوييم كه معمولًا اسلام توقعش از مرد اين است كه حس غيرت دينى و مهابت الهى داشته باشد. اطلاعات رسيده حاكى است كه در سيماى مبارك خود امام زمان (ع) هم مهابت الهى وجود دارد. يعنى در چهره مبارك امام زمان (ع) در عين ملاحت و شيرينى، نوعى مهابت و ترس الهى هم وجود دارد. و تركيبى از ملاحت و مهابت در آن ديده مىشود. امّا در آخرالزمان بنابر آنچه از روايات به دست مىآيد اگر شما در بين ٢٠ مرد كمتر يا بيشتر، چهرههايى را مورد ارزيابى و شناسايى قراردهيد نمىتوانيد كسى را پيدا كنيد كه در چهرهاش هيبت و مهابت الهى و آثار ترس از خداوند وجود داشته باشد.
آنچه كه در سيماى اولياى الهى مشهود است. امّا در چهره مردان آسيب ديده آخرالزمان، هيچ ترسى از خدا وجود ندارد، اهل معصيت خيلى راحت در برابرشان مرتكب معصيت مىشوند و آنها هم هيچ عكسالعملى از خود نشان نمىدهند روايت دوم درباره نشانهها و خصلتهاى منفى مردان آخرالزمان مىفرمايد يطيع الرجل زوجته و يعصى والديه مردان آسيب ديده دوره آخرالزمان از اطاعت و احترام والدين دورى مىكنند. در عين حال يك گرايش و اطاعت و پيروى صد در صد از همسران خود در رفتارشان ديده مىشود. البته منظور اين نيست كه انسان بايد در مسايل خانوادگى تفاهم نداشته باشد، بلكه اشاره به اين مطلب است كه در آخر الزمان مردانى وجود دارند كه صد در صد مطيع زنان خود هستند و در برابر پدر و مادرشان هيچ تواضع و فروتنى ندارند و احترامى براى آنها قايل نيستند.
باز روايت ديگر- كه برخى آفتهاى اعتقادى و اخلاقى مردان آسيب ديده اين دوره را نشان مىدهد- مىفرمايد: يكون الرّجل همّه بطنه و قبلته زوجه و دينه دراهمه: مردان آسيب ديدهاى وجود دارند كه تمام همت و عزمشان براى پر كردن شكمهايشان است و اصلًا به فكر معيشت ديگران نيستند. هممسرانشان قبله آنها مىباشند. قبلته زوجته شايد به اين معنا باشد كه آنها اگر هم اهل نماز هستند آن قدر براى آنها اطاعت از همسر در هر بعدى از ابعاد مهم مىشود كه گويا اين زنها، خداى مردان خود شدهاند و براى آنها اطاعت از همسر اطاعت از خدا به حساب مىآيد؛ و دين آنها هم پولشان مىگردد. يعنى براى آنها مقدسترين و مهمترين مسئله پول و ثروت است.
روايت چهارم هم از اين حكايت مىكند كه مردان از مرد بودن خودشان خسته مىشوند: لعناللَّه المخنّثين من الرجال. تعبير روايت اين است كه اينها از صفات مردانه خود خسته شده و سعى مىكنند كه گرايشها، تمايلات و حالتهاى زنانه را در خودشان نمايان بكنند. اين گرايشها ممكن است در حرف زدن، آرايش و آراستگى، طرز پوشش باشد، و يا تفكر باشد. خلقت زن و مرد اقتضا مىكند كه هركدام از آنها مشخصات روحى و روانى خاص خودشان را داشته باشند، امّا در آخر الزمان يكى از اتفاقات شومى كه مىافتد اين است كه بعضى از مردان مىخواهند از نظر صفات مثل زنان