ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ٢ اطلاعات و رسانه هاى خبرى، ابزارى براى تسلط و ترويج فساد
كوچكترين تاثيرى بر آنها بگذارند.[١]
نتيجه دموكراسى در فضاى سرمايهدارى و جهانى سازى چيزى جز قانع كردن نخبه نماهاى دنيا پرست و رسيدن آنها به منافع و مقاصدشان نيست. وقتى جهانى سازى در ادعاهاى مبتنى بر دموكراسى و اعطاى آزادىهاى خود دروغ بگويد، هرگز نخواهد توانست در مسير تحقق جامعه جهانى واحد كه بر اساس ارزشهاى اصيل انسانى بنا شده باشد قدمى بردارد و در عوض جامعهاى خواهد ساخت كه شديداً به وسايل و ابزار مادى و مصالح گذرا و آنى وابسته است و نتيجهاش به خلاف تصورات وگفتهها چيزى جز هرج و مرج، آشوب، جنگ و تباهى و تار و مار شدن افراد و سرمايهها نخواهد بود.
لغزشگاهها و نقاط ضعف نظريه جهانى سازى
آنچه كه به شكل واقعى مىتواند بناى جامعه جهانى را استوار كند توجه به معنويات است، نه ماديات و ابزار و وسايل دنيايى؛ زيرا مشاركت انسانى تكامل يافته، از هماهنگى و سازگارى فرهنگى و تفاهم فكرى ريشه مىگيرد، نه از مبادلات تجارى يا روابط اطلاعاتى و خبرى صرف. به همين علت است كه اين روزها به وضوح مىبينيم اينترنت كه بنا بود ابزار اطلاع رسانى و تقويت ارتباطات باشد، آنقدر كه به انتشار ظلم و فساد و لاابالى گرى و تبادل اطلاعات و معلومات هرزه و بىثمر پرداخته، براى مبادله اطلاعات ارزشمند فكرى و فرهنگى كار بزرگى انجام نداده است.
اگر بخواهيم تعبير و تفسير دقيق و صحيحى از علل جدايى و تفرقه در جوامع بشرى و نبود اتحاد وانسجامى چشمگير ميان آنها داشته باشيم بايد به نكات زير توجه كنيم:
١. احتكار و استبداد جهانى
هر چند جهانى سازى، به ظاهر شعارهايى را همانند آزادى، دموكراسى، بازارهاى آزاد و حقوق بشر به همراه خواهد داشت، ليكن اگر به آثارش بهخوبى توجه كنيم چيزى جز راهى براى احتكار و تك قطبى كردن تجارت جهانى، رسانههاى خبرى و خبرگزارىها و بهرهبردارى ناعادلانه از نتايج زحمات علمى ديگران نخواهيم ديد. به عبارتى ديگر مىتوان گفت: دعوت به جهانى سازى در حقيقت از اعتبار انداختن دولتها، فرهنگها و اقتصاد كشورهاى مختلف و هموار كردن جادهاى است كه به سيطره ابرقدرتهاى جهانى سازى و شركتهاى بزرگى كه دشمنان دولتهاى دموكراتيك هستند ختم مىشود.
همزمان با تمركز سودآورىها در شركتهاى بزرگ، قدرتى جديد و پنهانى و در عين حال قابل رقابت و حتى مسلط بر پارلمان و دولت به وجود مىآيد. به اين دليل كه اين شركتها، موقعيتهاى خطير و حساسى را در دست دارند كه مىتوانند با آنها بهراحتى به اهداف سياسى خود دستيابند و ديگر شركتها را تحت كنترل خود داشته باشند. نكته قابل توجه اين است كه اين شركتها عليرغم صحبتهايى كه معمولًا شنيده مىشوند از اموال دولتى به عنوان سرمايه استفاده كرده و سودهايى را كه از اين طريق عايدشان مىشود به جاى تقسيم در ميان مردم جامعه، شخصاً تصاحب مىكنند.[٢]
شركتهاى وابسته نظام جهانى سازى چنان نفوذ توانمند و مؤثرى در ساقط كردن حكومتها، دگرگونى انقلابها، تشديد قحطىها وپديد آوردن مؤسسات اقتصادى مستقل و خصوصى دارند كه به راحتى مىتوانند جامعه بشرى را به طويلهاى مدرن و محيطى بنده پرور تبديل كنند؛ كه البته به اين منظور از ابزار و رسانههاى عمومى مبلغ مصرفگرايى آنقدر كه بتوانند، استفاده خواهند كرد.
پس، هدف جهانى سازى بنده پرورى است و در نظر دارد كه ذرهاى از سود و بهرههاى حاصله از اين جريان را به افراد و جوامع فقير و نيازمند جهان ندهد.[٣]
٢. اطلاعات و رسانههاى خبرى، ابزارى براى تسلط و ترويج فساد
مدعيان جهانى سازى به پديد آمدن جامعهاى جهانى و بدون مرز بشارت مىدهند؛ استدلال آنها چنين است كه با توجه به قدرت عظيمى كه رسانههاى خبرى از حيث وسعت و سرعت گسترش و انتشار به آن دست يافتهاند، به راحتى مى توانند ميان جوامع مختلف ارتباط برقرار كنند و با اوج گرفتن اين گفتگوهاست كه جامعه واحد جهانى به وجود مىآيد. امّا اشكال اساسى سخن آنها اين است كه سيطره و سلطه مطلق بر رسانههاى خبرى از آن آمريكاست كه او هم ارزشها و سياستها ومصالح خويش را ترويج مىكند. اين قضيه حتى همپيمانان آمريكا را نيز در اروپا نگران كرده و آنها را نسبت به روند جهانىسازى به شك واداشته است. به قول برژينسكى: قوانين جارى آمريكا اين امكان را فراهم مىآورد كه نظام قانونگذارى آنجا به ديگر كشورها صادر شود، به علاوه اينكه ارگانى است كه عناصر مختلفى را در درون خود جاى داده و سلطهاى اساسى و قاطع با تكيه بر