ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨ - ميزگرد فيلمسازى مهدويت
آقاى نورىزاد: من معتقدم ما در برنامهسازى براى آقا (حضرت مهدى (ع)) دو مخاطب را بايد در نظر بگيريم: مخاطب داخلى ما كه از آقا و مسئله آخرالزمان اطلاعات نسبى دارد، مخاطب فرامرزى كه اصلًا مقولهاى به اسم اسلام را قبول ندارد چه برسد به اينكه ظهور آقا را هم بپذيرد. در بخش دوم ما بايد با استفاده از تصوير و به طور غير مستقيم حرفهاى خود را مطرح كنيم. در فيلمى كه راجع به بوسنى تهيه شده است، كارگردان صحنهاى را تدارك ديده است كه در آن شخص بيهوشى را روى نارنجك مىخوابانند و هنگامى كه به هوش مىآيد چون كسى نمىتواند نارنجك را خنثى كند، او را به همان حالت رها كرده مىروند. اين صحنه مىگويد مردم بوسنى همانند كسى هستند كه روى نارنجك خوابيده و همه (نيروهاى سازمان ملل و چند مليتى) او را تنها گذاشتهاند.
ما هم مىتوانيم با پرداختن تمثيلى و كاملًا سمبليك به مسئله امام زمان (عج) ماندگارى اثر را تضمين كنيم و با زبان تصوير كه زبانى آشنا براى همه مردم دنياست، اين مسئله را مطرح سازيم.
حجة الاسلام رحيمزاده: درست است كه اگر ما بتوانيم به ادبيات تصويرى دسترسى پيدا كنيم تأثير خودش را روى مخاطب ما مىگذارد، اما مشكل ما اين است كه چگونه مىتوانيم چنين هنرمندانى را پيدا كنيم؟ آيا مىتوان با انجام برخى كارهاى مقدماتى و تشويق، هنرمندان فعلى را متحول و علاقهمند به امام زمان (عج) كرد؟
آقاى نورىزاد: يكى از معضلات تلويزيون و سينماى ما سازندگان برنامه هستند كه گاه هيچ اعتقادى به نظام و ارزشهاى آن ندارند و برنامههايى را مىسازند كه مشكلى را از جامعه ما حل نمىكند. در تلويزيون تهيه كننده است كه حرف اول را مىزند نه نويسنده، نه كارگردان و نه كس ديگر. تهيه كننده هنرپيشههايى را به كار مىگيرد كه با روحيات خودش همخوانى داشته باشد و آنچه را كه خودش مىخواهد با هزينه صدا و سيما مىسازد. نهايت كارى كه مدير مىتواند انجام دهد اين است كه برخى صحنهها را حذف مىكند. بنابراين، اين كه شما بخواهيد به نوعى هنرمندان اين كشور را متأثر بكنيد، امر محال است. تصور من اين است كه شما بايد از كسانى كه در هيأت اسلامى هنرمندان متمركزند يا افراد سپاه، جهاد و روايت فتح بخواهيد كه به مسئله امام زمان (عج) در فيلمها توجه كنند. عشق به امام زمان (عج) در جبههها، توجه به امام زمان در عرصههاى سازندگى و يا شعرهايى كه در مورد حضرت سروده شده است، مىتواند دستمايه مصارف داخلى را فراهم كند، ولى براى مخاطبانى كه ادبيات تصويرى را بلدند ولى با مفاهيم ما بيگانه هستند، نمىتوان از چنين مقولههايى بهره گرفت. اين موارد را به اهلش بايد واگذار كرد و نمىتوان گفت از فلان كارگردان خوب بخواهيم كه براى امام زمان (عج) فيلم بسازد. براى نمونه عرض كنم حدود سال ١٣٦٩ طرحى براى ساختن فيلم در مورد امام زمان (عج) ارايه شده بود كه براساس آن نمايندهاى از سازمان ملل براى تحقيق در مقوله معنويت به ايران مىآيد و در آنجا با مسئلهاى به اسم امام زمان (عج) آشنا مىشود؛ يعنى براى طرح امام زمان (عج) هم به نوعى مسئله را با سازمان ملل ارتباط مىدهد. اين است كه من اصرار دارم سراغ اهل انقلاب برويم و معتقدم ديگران يا اين بار را بر روى زمين خواهند گذاشت يا به جاى ديگرى خواهند برد.
آقاى باقرى: ما نمىتوانيم به اين همه تهيه كننده بىتفاوت باشيم، بلكه بايد با گوشزد كردن نقاط ضعفشان از آنها در تهيه كارهاى تلويزيونى استفاده كنيم. آنچه راكفلر به عنوان معشوق و آرزو و ايدهها انتخاب كرده بود، الآن همه مىدانند كه سراب و دروغى بيش نيست و همه آنها را مىتوان زير و رو كرد و معشوق محبوبترى را معرفى كرد، تا آن معشوق كوچكشان خرد شود. من معتقدم ما بايد دست دشمن را رو كنيم، منتها با شيوهاى خاص.
آقاى نورىزاد: اصلًا زاويه نگاه بايد چنان بديع باشد كه همه اين قضايا تحتالشعاع قرار بگيرد. فيلمى را گروه روايت فتح ساخته است به نام آقا سيدجلال و داستان جانبازى را دنبال مىكند كه با آن كه دو چشم، يك پرده گوش و يك پا ندارد، شاگرد اول دانشگاه تهران است و مديريت يك كارخانه بزرگ دستگاه آبيارى بارانى را به عهده دارد.
اين فيلم را براى جشنوارهاى در ايتاليا فرستادند منتها فيلمى اول شناخته شد كه ميراكر (آينه) نام داشت و در آن سه پروفسور با هيپنوتيزم و تلقين به آدمها اميد مىدادند و مداوا مىكردند. بنابراين، اگر شفا گرفتن چند نفر با توسل به امام زمان (عج) را به صورت