ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٨
پژوهشگران و دانشجويانى كه براى رهايى دانش كسب مىكنند نه براى خود نشان دادن.
دسته سوم همج رعاع؛ آنها افرادى بىاراده كه چند ويژگى دارند؛ اول، اتباع كلّ ناعق؛ هر صدايى از هر جايى برخيزد تابع آن صدا مىشوند. معلوم است خودشان انديشه ندارند. دوم، يميلون مع كل ريح؛ هر بادى از هر سو بوزد تمايل به سمت خلافش پيدا مىكنند. سوم، لم يستضيئوا بنور العلم؛ از مشعل دانش و نورانيت علم استضائه نكردهاند و نور برنگرفتهاند. چهارم، و لم يلجأوا إلى ركن وثيق؛ پناه نبردهاند به يك ركن مطمئن. اين ويژگيهاى همج رعاع. حضرت پس از مقايسهاى بين علم و مال مىفرمايند: أللّهم بلى، لا تخلوا الأرض من قائم للّه بحجّته؛ نه، اينطور نيست، زمين از قائمى كه براى خدا مىايستد و حجت خداوند است خالى نمىماند. بهترين تعريف حجت اين است كه ما يحتجّ به؛ يعنى آن چيزى كه در قيامت خدا با آن با مردم بحث مىكند. زمين خالى از حجت نيست. إمّا ظاهراً مشهوراً يا ظاهرند و مشهورند. غير از حضرت موسى بن جعفر، عليهم االسلام، كه مدتى در زندان بودند بقيه ائمه، عليهمالسلام، هم ظاهر بودند و هم مشهور. در حصر بودند مثل امام صادق، عليهالسلام، به التزام به شهر ديگرى برده مىشدند مثل بعضى از ائمه بزرگوار، عليهمالسلام، ولى اينطور نبود كه مردم هيچ دسترسى نداشته باشند.
و إمّا خائفاً مغموراً اين خائف كه در اينجا آمده است، نه به معناى اين است كه حجت ترسان است. از چه ترسيدن مهم است. گاهى انسان مىترسد از اينكه جامعه به خاطر اخفاء او يك ضايعهاى ببيند. ولى وقتى مىفهمد امر الهى است تسليم مىشود. ولى در برخى نسخهها جلوى خائفا حافيا گذاشته اند يك انسانى كه پنهان است يك انسانى كه در ديد نيست، كه اين صريحا اشاره به دوران پنهان بودن حضرت حجه بن الحسن، روحى و ازواج العالمين له الفداداست، چرا خداوند اين كار را كرده است لئلا تبطل حجج الله و بيناته؛ زمين از حجت هاى الهى خالى نيست تا اينكه خحت هاى الهى تباه نشوند. يا بگوئيم اين به خاطر اين است كه بعضى از اينها هستند ولى مخفى اند و باز هم نقش دارند كه حجت هاى خدا از دست نرود. بينات او تباه نشود. و كم ذا و اين چقدرند اينها، كجايند اينها؟ اينجا حضرت احساسى صحبت كردند؛ با آن احساسات پاكى كه اميرالمونين، عليه السلام، داشتند اولئك و الله الاقلون عددا؛ اينها به خدا قسم تعدادان خيلى كم است.
هميشه حرفم اين بوده است كه دوازده انسان تا دامنه ى قيامت قابليت داشتند اين مقام به آنها داده شود. در اول دعاى ندبه راجع به گزينش انبيا توسط خداوند مى گوئيم:
و شرطت عليهم الزهد فى درجات هذه الدنيا الدنيه و زخرفها زبرجها فشر طوالك ذلك فعلمت منهم الوفا.
با آنها شرط كردى آلوده نشوند، پاك بمانند، پيراسته بمانند و وابسته به زندگى نشوند. آنها هم پذيرفتند شرط را مى دانستى از پيش كه اينها بر اين شرط وفادار مى مانند. لذا مقربشان كردى، مقدمشان كردى، به مردم گفتى به آنها احترام بگذاريد.
بعد ويژگى هاى حجت هاى خدا را مطرح مى كنند كه حضرت ولى عصر عليه السلام، يكى از بارزترين مصداقهاى اين ويژگى هاست.
خود ائمه معصومين عليهم السلام، را بخواهيم مقايسه كنيم در بعضى از روايات افضل بودن امام عصر، عليه السلام، مطرح شده است.
اينها چقدر كم اند و الاعظمون عندالله؛ چقدر قدرشان والاست پيش خداوند. خداوند به واسطه اينهاست كه حج هاى خودش و بيناتش را حفظ مى كند. يكى از حجت ها عقل است. اصلا به ولسطه اينهاست كه عقول مردم حفظ مى شود؛ انديشه مردم نظام پيدا مى كند. چون امام