ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٠ - ٥ عهد معهود
درآمدى بر استراتژى انتظار
اسماعيل شفيعى سروستانى
٥. عهد معهود
آنچه در نمودار قبل- كه به بيانى ضمن پرده بردارى از فلسفه تاريخ ويژه شيعه، جايگاه هر يك از فرهنگها و تمدنها را در ادوار مختلف نشان مى داد- پنهان بود؛ عهد و پيمان قلبى ابناى آدم است كه در هر عصرى موجب بروز و ظهور تحولاتى فرهنگى و مادى در عرصه زمين گشته است.
عهد باطن همه اعمال و اقوال فردى و جمعى است؛ حتى اگر بر پهنه هيچ كاغذ و يا عهدنامه اى نيامده باشد. بى عهد هيچ حادثه اى اتفاق نمى افتد. هيچ حركت بزرگى به وجود نمى آيد. آدمى مى تواند عهد ببندد به همان سان كه مى تواند عهد بگسلد؛ يعنى اختيار، اين امكان را براى او فراهم آورده است.
هر يك از فرهنگها و تمدنهاى سترگ نيز صورت بيرونى عهدى خاصند كه با مطالعه جدى (و نه سرسرى كه موجب بروز غفلت و يا شيفتگى شود) در آن فرهنگ و يا تمدن كشف مى شوند و ماهيت و باطن آن فرهنگ يا تمدن را نشان مى دهند.
عهد نقطه فصل يا فصل الخطاب حيات فردى و جمعى مردم در پهنه خاك است و از همين جاست كه مى توان به راز تعالى و اوج گرفتن يا زمينگير شدن بسيارى از اقوام پى برد.
اگر به آنچه در جهان پيرامون ما مى گذرد و حتى آنچه درباره عوالم ناپيدا و پنهان گفته شده بنگريم، بحقيقت درخواهيم يافت كه از روز ازل و اول همه چيز با عهد آغاز شده است. زندگى و حركت آدمى بر پهنه خاك بى عهد فاقد معنى است. اما اينكه با چه چيز و يا چه كسى عهد منعقد شده سخنى است ديگر. رفت و آمد نسلها و سرزندگى دوباره طبيعت نيز خود انعكاس عهدى است كه نو مى شود. تجديد عهد با اسم حى، زندگى دوباره را در رگ طبيعت جارى مى سازد. همان كه فقدانش موجب پژمردگى و افسردگى و انجماد مى شود.