ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٥ - ٥- على، ولى شماست
نزول اين آيه روايتى نقل شده كه شنيدنى است؛ ابوذر غفارى روزى تعدادى از مردم را كه به همراهى جمعى از ياران رسول خدا، صلى الله و عليه و آله، در كنار زمزم نشسته بودند، خطاب قرار داده و مى گويد:
اى مردم! هر كس كه مرا مى شناسد كه مى شناسد، و هر كس كه نمى شناسد من خودم را به او معرفى مى كنم؛ من جندب بن جناده بدرى، ابوذر غفارى هستم، من با اين دو گوشم شنيدم كر شوم اگر چنين نباشد- و با اين دو چشمم ديدم كور شوم اگر چنين نباشد- كه رسول خدا صلى الله عليه و آله، مى فرمود: على عليه السلام رهبر و پيشواى نيكان و كشنده كافران است. هركس او را يارى كند يارى مى شود و هر كس او را خوارو بى پناه كند خوار و بى پناه مى شود. بدانيد روزى از روزها نماز ظهر را با رسول خدا صلى الله عليه و آله، در مسجد مى خواندم، مستمندى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد اما كسى چيزى به او نداد، او دست را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا تو شاهد باش كه من در مسجد رسول خدا تقاضاى كمك كردم ولى كسى چيزى به من نداد. در همين حال على، عليه السلام، كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود، كه انگشترى در آن بود. به او اشاره كرد مرد مستمند نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد. پيامبر اسلام، صلى الله عليه و آله، كه در حال نماز بود اين ماجرا را مشاهده كرد؛ هنگامى كه از نماز فارغ شد، سر به آسمان بلند كرد و چنين گفت: اى پروردگار من! سينه مرا گشاده گردان و كار مرا آسان ساز و گره از زبان من بگشاى تا گفتار مرا بفهمند و ياورى از خاندان من براى من قرار داده. برادرم هارون را پشت مرا بدو محكم كن و در كار من شريكش گردان[١] پس قرآن ناطق را بر او فرستادى كه تو را به قويدست خواهيم كرد و برايتان حجتى قرار مى دهيم. به سبب نشانه هايى كه شما را داده ايم، به شما دست نخواهد يافت.[٢] بار خدايا! من محمد، پيامبر تو و برگزيده تو هستم. سينه مرا براى من گشاده گردان، كار مرا آسان ساز و ياورى از خاندانم، على را، براى من قرار داده و پشت مرا بدو محكم كن!
ابوذر مى گويد: پيامبر خدا هنوز سخن را به پايان نبرده بود كه جبرئيل از سوى خدا براو نازل شد و گفت: اى محمد! بخوان! گفت: بخوان: جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و مومنانى كه نماز مى خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى كنند.
پى نوشت ها:
[١]. سوره طه (٢٠)، آيه ٣٥ ٣٢.
[٢]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٣٥.
(٣). الطبرسى، ابوعلى الفضل بن الحسن، مجمع البيان فى تفسير القرآن، ح ٣، ص ٣٤٦- ٣٤٧؛ همچنين ر. ك:! احقاق الحق، ح ٢، ص ٣٩٩- ٤١٠: الشوكانى، فتح القدير، ج ٢؛ ص ٥٠؛ المتقى العندى، كنزالعمال.