ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٧ - جلوه انفسى غدير
دست دعا
مرتضى مهدوى
غدير، آن سوى پرده ظاهر، ژرفايى شگفت و شگرف دارد.
هجدهم ذى الحجه، تنها بعد زمانى و آفاقى آن است؛ اما غدير جلوه اى درونى و انفسى نيز دارد؛ جلوه اى تكوينى و فطرى، مطابق با جلوه تشريعى و ظاهرى آن.
جلوه انفسى غدير
جلوه درونى و انفسى غدير چيست؟ در اين باره مى توان بسيار سخن گفت، اما در اين مجال، تنها به بيان فرازى از دعاى وارده در عيد غدير اكتفا مى كنيم كه تمام سخن در آن نهفته شده است:
بارالها! ... اى آنكه هر روز در كار و شأنى تازه هستى، همان گونه كه شأن ربوبى و عنايت بزرگ تو در حق من اقتضا نمود و (از پيش) مرا اهل اجابت دين و دعوت خود قرار دادى و از روى تفضل و كرم و جود خويش، در همان آغاز آفرينشم مرا بدان موفق فرمودى؛ آنگاه رحمت ايجاب كرد تا فضل و جود و كرمت را پى در پى بر من ارزانى داشتى تا اينكه (در اين دنيا و در انتصاب اميرمؤمنان على، عليه السلام، در عيد غدير) آن عهد و ميثاق را دگر بار به من تجديد كردى؛ و اين در حالى بود كه من اين عهد و ميثاق در مرحله نخست آن را بكلى فراموش كرده، آن را به دست نسيان سپرده و از آن غافل بودم.
اما تو نعمت را بر من تمام نموده و (در امر به پذيرش ولايت و جانشينى اميرمؤمنان على، عليه السلام، در جريان غدير) مرا بدان متذكر ساختى. منت بر من نهادى و بدين اصل اصيل و ركن ركين دين هدايت فرمودى.
آرى، پروردگار مهربانم و اى سيد و مولايم! (همان گونه كه مرا در آغاز آفرينش و در اين جهان بدين نعمت و موهبت اكرام فرمودى، درخواست و تمنايم از درگاه لطف و كرمت اين است) دگر بار نيز لطف و عنايتت را بر من ارزانى داشته و اين نعمت (ولايت) را از من باز نستانى تا آنكه بر آن بميرانى، در حالى كه از من راضى و خشنود باشى ....
بارالها! (آرى همچنان كه در آن مرحله نخستين خلقت، ندا و دعوتت براى ولايت على، عليه السلام، را شنيده و پذيرفتيم در اين دنيا نيز) شنيديم، اطاعت كرديم و نداى پيامبرت را لبيك گفتيم و اين همه نبود مگر به لطف و منت گران تو بر ما ...[١]
پىنوشت:
[١]. مفاتيحالجنان، اعمال روز عيد غدير