ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٦ - موعود در نهج البلاغه
اينكه در روايات خيلى نيامدهاند جزئيات را توضيح بدهند، همچون بعضى جزئيات مربوط به عصر ظهور حضرت، در زندگى امروز ما تعيين كننده نيست. ما بدانيم يا ندانيم در وظايف دوران انتظارمان تأثيرى نخواهد گذاشت. همانطور كه قرآن در داستانها گاهى يك بخشهايى را حذف مىكند، ائمه، عليهمالسلام، همه در حوادث آينده بخشهايى كه خيلى تعيين كننده نيست، حذف مىفرمودند. شايد اگر كسى سؤال مىكرد جواب مىدادند، قابليتش را مىديدند و جواب مىدادند و گاهى هم به اجمال و بيان اينكه اين در علم پروردگار است ممكن بود بگذرانند. در هر صورت، همين كه اميرالمؤمنين، عليهالسلام، فرمودند، بپرسيد مىخواستند ببينيد آيا كسى ظرفش را دارد؟ كه آن پاسخها را به آنها بدهند يا نه، كسى ظرفش را ندارد.
در هر صورت، سبك حكومت حضرت مهدى، عليهالسلام، در عصر ظهور عنايت ويژهاى به نظام دادن مردم دارند، به رأى مردم دارند دقيقاً انعكاسى است از دوران ده ساله حضرت رسول، صلّىاللَّهعليهوآله، و پنج ساله على بنابىطالب على، عليهالسلام، منتها يك فرق ديگر غير از دو فرق ديگر كه عرض كردم ممكن است داشته باشد كه آن فرق اين است كه على بن ابىطالب، عليهالسلام، در صفين با يك معضل روبرو مىشوند، يك كار متناسب با آن معضل انجام مىدهند انعطافى را كه به نفع امت است در آنجا دارند؛ اما چه بسا در عصر ظهور اينگونه اتفاق نيفتد. چرا كه آنقدر فكرها بالنده شده و آنقدر بالا آمده كه نياز نيست اين انعطاف به وجود بيايد استراتژيهاى تغييرپذير متناسب با استراتژيهاى بنيادى و اصلى ممكن است در روش حضرت تغيير بكند.
يكى ديگر از خطبههاى نهجالبلاغه كه در آن راجع به امام مهدى، عليهالسلام، صحبت شده خطبه ١٠٠ است كه عنوانش هست: فى رسولالله، صلّىاللَّهعليهوآله، و اهل بيته، عليهمالسلام و من روى اين عنوان تكيه مىكنم. در اين خطبه جملهاى است كه به تصريح، مرحوم آيتالله علامه جعفرى، همه شارحين نهجالبلاغه، اعم از ابن ابىالحديد، مرحوم خويى و ابن ميثم، اتفاق دارند كه اين جمله راجع به حضرت مهدى، عليهالسلام، است.
آن جمله در دل خطبه ١٠٠ نهجالبلاغه است. خطبه با حمد پروردگار شروع مىشود بعد اشاره مىكنند به اينكه نبى اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، وقتى در جامعه خودشان آمدند چه رسالتى بر دوش داشتهاند، چه كار كردهاند و بعد از ايشان چه اتفاقاتى افتاد. فرمودند: و خلّف فينا رأية الحق؛ پرچم حق را درميان ما نهاد، و ما به عنوان كسانى كه خليفه آن حضرت هستيم، وظيفه داريم كه پرچم حق را سرافراز نگاه داريم من تقدّمها مرق من تخلّف عنها زهق؛ هر كس پيشى بگيرد از آن راية الحق مشكل پيدا مىكند، از دين خارج مىشود و من تخلف عنها زهق كسى عقب هم بيفتد زهوق پيدا مىكند إنّ الباطل كان زهوقاً.[١]
يكى از آقايان نكته لطيفى از ماجراى غدير برداشت كرده بودند، ايشان مىگفتند نبىاكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، مردم را چند ساعتى نگاه داشتند در بيابان غدير
ادامه در صفحه ٨٧
[١]. سوره يونس. (١٠). آيه ٣٥.
[٢]. سوره س (٣٨). آيه ٢٦.
[٣]. نهج البلاغه. خطبه ٥٠.
[٤]. همان. خطبه ٤٢ و ٢٨.
[٥]. همان. خطبه ٤٢.
[٦]. سوره الاحزاب (٣٣). آيه ٣٦.
[٧]. سوره آل عمران (٣). آيه ٧.
[٨]. سوره اسرا (١٧). آيه ٨١.