ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - موعود در نهج البلاغه
سليم مىخواهد، علامت روحى و قلبى مىخواهد. يعطف الرأى على القرآن حضرت مىآيند كار را دگرگون مىكنند همان دگرگونى كه در خطبه ١٦ نهجالبلاغه حضرت فرمودند من ايجاد خواهم كرد:
والّذى بعثه بالحق لتبلبلنّ بلبلة و لتغربلنّ غربلة و لتساطن سوط القدر حتى يعود أسفلكم أعلاكم و أعلاكم أسفلكم.
اين ٢٥ سال از نظر امام على بنابىطالب جامعه دور افتاده از اصل خويش رأى امام اين است امام فرمودند من حالا سيستمى را حاكم خواهم كرد كه بى دليل بالا آمدهها پايين بروند و بى دليل فرو افتادهها بر فراز بيايند و اين با يك غربال كردن و يك معيارهايى است كه من دارم. كفگيرى است كه در حقيقت به آب ديگ مىزنم و زير و رويش مىكنم و همه چيز را بر هم مىزنم.
بزرگترين كار را در اين زمينه به نظر من حضرت مهدى، عليهالسلام، انجام مىدهند چون امام على مىخواستند در يك حوزه حكومتى خاصى اين كار را انجام بدهند حداقل حوزهاى كه مسلمانان حاكميت داشتند، خلافت اسلامى حاكميت داشت. ولى حضرت مهدى، عليهالسلام، با توجه به آن انحراف عميقى كه قبل از ظهور اتفاق افتاده، نه از سوى نابكاران هستى، بلكه از سوى مدعيان دينشناسى، مىخواهند خيلى چيزها را دگرگون بكنند.
حضرت در خطبه ٢١٦ مىفرمايد: فريضة فرضها اللّه سبحانه لكلّ على كلّ فجعلها نظاماً لألفتهم و عزّاً لدينهم قسمت اول كه بحث دينى است و عزت دينى را فرموديد حضرت هوى را بر هدى عطف مىكنند ولى نظاماً لألفتهم چه مىشود ويژگيهاى حكومت حضرت چگونه است و براى اجتماع مردم حضرت چه مىكنند؟
ما در شناخت حضرت ولىعصر، عليهالسلام، بهتر است اسلام ناب را بيشتر بشناسيم. شك ندارد هيچ شيعهاى هيچ برادر اهل سنتى كه حضرت مهدى، عليهالسلام، موج آفرين گرايش به اسلام راستين است. حتى اهل سنت هم اين را باور دارند. در كتاب منتخبالاثر آثار شيعه و سنى آمده است؛ رواياتى كه هر دو فرقه نقل مىكنند. خوب پس يك چيز يقينى است كه حضرت اسلام ناب را مىآورند. ما براى اينكه با ويژگيهاى حكومت حضرت آشنا بشويم بهتر است، ويژگيهاى اسلام ناب را بشناسيم. اسلامى كه با كارشناسى تائيد شده ائمه، عليهمالسلام، شناخته مىشود.
شما ببينيد بحث جبر و اختيار را اگر ائمه، عليهمالسلام، دخالت نمىكردند الآن به عنوان يك معضل باقى مانده بود. همينطور كه دو فرقه به جبر يا تفويض مبتلا شدند، در تمام مسائل اين اتفاقات مىافتاد. اما كارشناسى ويژهاى كه ائمه، عليهمالسلام، ترويج كردند، شاخصهايش را مشخص كردند، ويژگيهاى افراد اجتهادگر را مشخص فرمودند، جلوى هر انحرافى را در شناخت دين خواهد گرفت.
شما اگر در سيره نبىاكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، در دوران ده ساله حكومت، قريب پنج سال حكومت على بنابىطالب، عليهالسلام، تأمل كنيد، در لابلاى اينها مىتوانيد تمام شاخصهايى را كه در عصر ظهور پياده مىشود، به عنوان ثوابت بگوييد تحقق مىپذيرد. بله متناسب با رويدادهاى ويژه هر زمان شايد حضرت مهدى، عليهالسلام، كارهاى ويژهاى مىكنند، اصلًا شما بعيد ندانيد.