ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - پرسش پنجم
ميان شما مىگذارم اولين آنها كتاب خداست كه در آن نور و هدايت است؛ پس به كتاب خدا تمسك كنيد ... سپس گفت: و ديگرى اهلبيتم. در مورد اهل بيتم خدا را فراموش نكنيد در مورد اهلبيتم خدا را فراموش نكنيد؛ در مورد اهلبيتم خدا را فراموش نكنيد ...[١]
از اين حديث بخوبى روشن مىشود كه اوضاع سياسى آن زمان زيدبن ارقم را ناچار به كتمان حديث غدير نموده است؛ زيرا مىگويد: آنچه قبل از اين از پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، روايت كردهام بپذيريد و بيش از اين مرا به تكلف و سختى نيندازيد.
زيدبن ارقم تازمان حكومت مروان بن حكم زنده بوده و در سال ٦٨ ق. وفات مىكند[٢] و مسلّم است در سايه حكومتى كه او را وادار به دشنام على، عليهالسلام، مىكند، نقل حديث غدير براى او مشكلاتى ايجاد خواهد كرد. از اين رو از مردم پوزش مىطلبد و به بهانه سالخوردگى و فراموشى از حاضران مىخواهد كه بيش از اين او را در تنگنا قرار ندهند.
در عين حال زيد، تلويحاً به اين واقعه بزرگ اشاره مىكند و با ذكر تأكيد پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، در مورد اهلبيت خود با جمله در مورد اهلبيتم خدا را فراموش نكنيد به پايمال شدن حق اهلبيت و از ياد بردن سفارش پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، نيز اشاره دارد.
ثانياً، بسيارى از احاديث معتبرى كه علماى اهل سنت آنها را معتبر دانستهاند در اين دو كتاب ذكر نشده است.
ثالثاً، كتب حديثى اهل سنت منحصر در صحيح بخارى نيست و كتب معتبر ديگر مانند سنن ابن ماجه[٣] و مسند احمد[٤] حديث غدير را بتفصيل ذكر كردهاند و اشاره شد كه صحيح مسلم هم اجمالًا آن را ذكر كرده است.
پرسش چهارم:
اگر پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، على، عليهالسلام، را در روز غدير به ولايت منصوب كرده باشند لازمهاش اين است كه در زمان حيات پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، دو ولى بر مسلمين حاكم باشند و اين باطل است؛ زيرا مسلّم است كه پيامبر هنوز در آن زمان ولى مسلمين بودند؛ پس على، عليهالسلام، نمىتوانست ولى باشد.[٥]
جواب:
اين معنى مسلّم است كه پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، هيچ نگرانى نسبت به زمان حيات خود ندارند و تمام نگرانى او از آينده اسلام است؛ زيرا كسى كه مىگويد: من بزودى از ميان شما خواهم رفت پيداست كه در صدد تعيين جانشين براى خويش است و براى آينده برنامهريزى مىكند.
علاوه بر اينكه اين عبارت پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، اللهاكبر بر اكمال دين و اتمام نعمت و رضايت پروردگار از رسالت من و ولايت على بن ابىطالب بعد از من تصريح در اين دارد كه نصب اميرالمؤمنين براى آينده اسلام است.
پرسش پنجم:
بعضى از كسانى كه صدور حديث از پيامبر را پذيرفتهاند اشكال كردهاند كه اين حديث دلالت بر ولايت و خلافت على، عليهالسلام، ندارد؛ زيرا كلمه مولى معانى مختلفى دارد[٦] كه از جمله مىتوان به موارد زير اشاره كرد:
١- اولى؛ مانند: مأواكم النّار هى مولاكم؛[٧]
٢- ناصر و ياور؛ مانند: ذلك بأنّ اللّه مولى الّذين امنوا و أنّ الكافرين لا مولى لهم؛[٨]
٣- وارث؛ مانند: إنّى خفت الموالى من ورائى؛[٩]
٤- دوست و صديق؛ مانند: يوم لا يغنى مولًا عن مولًا شيئاً.[١٠]
و به احتمال زياد كلمه مولى در حديث غدير به معناى دوست و ياور است. شاهد براى اين معنى، اين است كه عدهاى از كسانى كه همراه على، عليهالسلام، در يمن بودند به دليل اينكه از او سختگيرى ديده بودند از دست او ناراحت شده و درباره او حرف مىزدند و از او عيب مىگرفتند؛ بدين جهت پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله، در روز غدير خطبهاى خواند و فضائل على، عليهالسلام، را بر شمرد؛ تا جلالت قدرش را بر مردم روشن سازد و سخنان بيهوده كسانى را كه نسبت به او بدگوئى كرده بودند، رد نمايد. بنابراين گفته، پيامبر، صلّىاللَّهعليهوآله هر كس من دوست
ادامه در صفحه ٩٠
[١]. ناظمزاده قمى، سيداصغر، مظهر ولايت، ص ٥٩٠.
[٢]. همان، ص ٦١٨.
[٣]. صحيح مسلم، ج ٤، ص ١٢٢
[٤]. همان، تعليق، ص ١٢٣.
[٥]. سنن ابنماجه، ج ١، ص ٥٥ و ٥٨.
[٦]. مسند احمد حنبل، ج ١، ص ٨٤، ٨٨، ١١٨.
[٧]. ر. ك: شرفالدين الموسوى، سيد عبدالحسين، المراجعات، ص ٢٨٥.
[٨]. مرحوم علّامه امينى در كتاب شريف الغدير حدود ٢٧ معنا براى كلمه مولى ذكر كرده است. ر. ك: الغدير، ج ١، ص ٣٦٢.
[٩]. سوره حديد (٥٧)، آيه ١٥.
[١٠]. سوره محمد (٤٧)، آيه ١١.
[١١]. سوره مريم (١٩)، آيه ٥.
[١٢]. سوره دخان (٤٤)، آيه ٤١.