ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - على و زمان
برافروخته و برافراخته وجود داشته است و فريادهايى از اعماق زمان شنيده شده كه، رعشه بر اندام طاغوتهاى جاهل، انداخته و دنيا را به كامشان تلخ كرده است و به آنان تفهيم نموده كه انسان، از ارزشى والاتر برخوردار است و مردم، غير از آن چيزى هستند كه آنان مىپندارند.
در پيشاپيش اين مشعلهاى افراشته در گذرگاههاى گوناگون زمان، كه بدون آنها، زندگى ارزش زنده بودن نداشت، على بن ابى طالب قرار دارد، با انقلابى هميشگى و همراه با زمان عليه نظامهاى ستمگر و متجاوز، انقلابى كه در گذشته و حال، براى مستضعفان و محرومان، آسايش و سلامتى و رفاه فراوان به ارمغان آورده است.
با پيدايش على و راه او، انسانيت وارد مرحله، برتر و درخشانى شد. تاريخ، بوسيله على، چارچوب ايده آل عقل خلاق عربى، اخلاقيات والا و وجدان پاك را شناخت و با روش عدالت اجتماعى او آشنا شد. عدالتى كه مفاهيم آن مبتنى بر احترام به زندگى، رأفت و مهربانى با زندگان و استعانت از قدرت مطلق هستى، يعنى خداوند است. وقتى مفاهيم عدالت اجتماعى از اين سرچشمه هاى زلال جارى شود، تصوير عدالت انسانى در عرصه هاى پنهان و آشكار آن، هويدا و متجلى خواهد شد.
در اين راستا تنها، كسى مى تواند مفاهيم عدالت را از منابع و سرچشمه هاى آن استخراج كند كه داراى نبوغ عقلى، احساسى و روحى باشد. چنين شخصى، نگرشش به فرد، همانند نگرش او به همه مردم است و نگاهش به جامعه خود، نگاهى فراگير و همه جانبه نسبت به تمام جامعه ها خواهد بود و وقتى به زمان خود بنگرد، تمام زمانها را خواهد ديد.
بنابراين، انسان در هر زمان و مكانى باشد، در ذات خود، همان انسان است و نيازها و علايق واحساساتش در اصل، يكسان است. در اين ميان موقعيتهاى مكانى و زمانى براى انسان نابغه در عقل و احساس در واقع اعتبارى است. او همه آنها را با نيروى خرد و انديشه اى خلاق و شيوه هاى واحد به كنارى مى نهد و هيچگاه ديدگاه او نسبت به جوهره كارها و مسايل تغيير نمى يابد.
بر اين اساس امام على بن ابى طالب، با رسيدگى به مسايل و مشكلات مبتلابه جامعه زمان خود در واقع به رفع مسايل تمام ملتها در همه زمانها و مكانها پرداخته است.
در اين زمينه مفتخرم كه كوشيده ام شيوه امام در برخورد با مسايل فردى و گروهى را در شش جلد كتاب بررسى و تبيين كنم اما اذعان دارم كه اين مقدار كافى نبوده و تنها بخش ناچيزى از خلاء بزرگ و عميق ناشى از فقدان خط مشى كامل و فراگير علوى را پر كرده است. با توجه به اين امر چگونه ممكن است در چند صفحه بتوان، درباره راه و روش امام سخن گفت. در اينجا به مناسبت، قصد دارم تنها به بررسى نظر امام درباره يكى از عوامل ايجاد جامعه صالح بپردازم.
على- و نه ديگران- درك كرده بود كه بنيان اساسى يك جامعه سالم، تأمين و تقسيم عادلانه و بىغل و غش نيازهاى معيشتى مردم است. تا در جامعه، استثمارگر و استثمار شده، ستمگر و ستمديده و سير و گرسنه وجود نداشته باشد. اين مسأله از جمله اصولى است كه امام به آن پايبند بود و بيانگر بخش مهمى از مفهوم عدالت اجتماعى است و در صورت فهم و اجراى آن، از شيوع فتنه، ظلم، خشونت و فساد و گروه بنديهاى خصمانه جلوگيرى خواهد شد. اين همان اصلى است كه صاحب انقلاب بزرگ فرانسه، شاعر و فيلسوف فرانسوى ژان ژاك روسو در قرن ١٨، آن را به عنوان عامل اساسى ايجاد يك جامعه عدالت پيشه مى داند.
در پرتو همين اصل، دانشمندان علم اجتماع و جامعه شناسان اروپايى