ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٠ - در مكتب جوانمردى
ورزش باستانى روى آورده و قريب به چهل سال است كه ورزش مى كند. او انگيزه حضور در زورخانه را عشق به مولا مى داند و بس و معتقد است كه ورزش باستانى تنها داشتن زور بازو نيست. شخص بايد به صفاتى چون سفره دارى، گذشت، ايثار و شجاعت آراسته گردد.
او ورزش باستانى را تنها ورزش مطابق و متناسب با دين و مذهب ما ايرانيان مى داند و مى گويد متاسفانه اين ورزش همچون مولايش على مظلوم واقع شده است و توجهى به آن نمى شود. از او مى پرسم:
به نظر شما اين ورزش با انسان چه مى كند كه شخص را وا مى دارد تا به خصايل و فضايل اخلاقى اراسته گردد؟
كسى كه پا در اين راه مى گذارد نگاه به پيشكسوت ها مى كند. ما همه ى اين صفات را از بزرگترهايمان داريم، از وقتى وارد زورخانه شديم ديديم كه مرام همه شان مردانگى است. شايد شنيده باشيد ماجراى محمد صادق بلور فروش را. مى گويند روزى دزدى به به قصد سرقت وارد خانه ايشان شد. او كه بيدار بود خود را به خواب زد و دزد قاليچه گرانبهايى را كه در خانه بود برداشت و بيرن رفت، پهلوان به دنبال دزد روانه شد تا به بازار رسيد. سارق كه قصد فروش قاليچه را داشت آن را به مشتريان عرضه مى كرد؛ اما چون ضامنى نداشت كسى آن را نمى خريد. پهلوان با ديدن اين وضع جلو رفت و گفت: من ضامن اين مرد هستم. مشترى كه پهلوان را مى شناخت ضمانت او را پذيرفت و قاليچه را ٢٠٠ تومان از او خريد. مرد سارق كه با ديدن پهلوان صاحبخانه را شناخته بود به دست و پا افتاد ولى پهلوان خيال او را راحت كرد و رفت. خب اينها پهلوانان واقعى بودند يا مثلا پورياى ولى، او به خاطر اينكه پشت همه را به خاك ماليده بود پورياى ولى نشد، زور تنها كه ارزش ندارد. او زمانى پورياى ولى شد كه پشت خود را به خاطر حاجت پيرزنى كه فرزندش حريف او بود به خاك ماليد. پوريا از آن زمان پورياى ولى شد؛ چون روى خودش پا گذاشت. حالا حساب كنيد اين تعليمات با بچه هاى ما چه مى كند. اگر ما مى خواهيم جوانان صاحب اخلاق داشته باشيم؛ بايد اين ورزش در ميان جوانان توسعه دهيم نه اينكه همه اش مروج ورزشهاى غربى باشيم. وقتى بچه را آوردى در اين محيط با مولا آشنايش كردى؛ از جوانمردى و ايثار برايش گفتى عاشق مى شود، عاشق هم كه شد كاريش نمى شود كرد. خودش راه مى افتد، اما راه درست. اين بچه ديگر به سمت اعتياد و فسق و فجور نمى رود. اين كار هم فقط بايد توسط (آموزش و پروش انجام شود يعنى ورزش باستانى را به طور اصولى ببرند در مدارس بين بچه ها و جوانها اونوقت خيلى چيزها اصلاح مى شود.)
\* اگر قرار باشد جمله اى خطاب به حضرت بگوئيد، آن جمله چيست؟
جلوه ى گل عندليبان را غزلخوان مى كند/ دين مهدى هزاران درد را درمان مى كند/ مدعى گويد كه با يك گل نمى گردد بهار/ من گلى دارم كه عالم را گلستان مى كند. ان شاالله ما بايد آماده ى ظهور ايشان شويم.
وقتى يك مهمانى داريم از يك هفته قبل خودمان را آماده مى كنيم، بساط به پا مى كنيم تا مهمانمان بيايد. ان شاالله ما با تقوا، با اخلاص، با قرآن و با نهج البلاغه و آنچه كه علماى دينمان به ما تعليم داده اند و گفته اند آماده شويم كه اولينش گناه نكردن و دورى از محرمات و انجام واجبات است تا ان شاالله روزى چشممان به جمال دل آرايشان روشن گردد.
پى نوشت:
(١). كاظمينى، كاظم، نقش پهلوانى و عيارى در تاريخ اجتماعى ايران، ص ٨٧- ٨٦.