ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٠ - ٤٦- شهريار، سيد محمدحسين (١٣٦٧- ١٢٨٣ ش )
مارلو نويسنده نمايشنامه و دكتر فاستوس و گوته شاعر آلمانى در درام دكتر فاوست بخوبى متذكر اين عهدشكنى گستاخانه و عهد جديدى كه بشر با شيطان و نفس اماره مىبست؛ شده بودند. چنانكه هر دو در اين آثار متذكر پيمان خونين فاوست با شيطان شدند نگون بختى و تيرگى درونى او را نيز در آخرين دقايق حيات نشان دادند. آخرين دقايقى كه فاوست روح خويش را ما به ازاء قدرت تقديم شيطان مىكرد و در حرمان و سياهبختى جان مى داد و تنها پس از اين عهد نوين بود كه تاريخ جديد غربى آغاز شد؛ چنانكه واسپس آن انديشمندان غربى براى بركشيدن بناى فرهنگ غربى، تدوين نظامنامهاى براى زيستن در پناه اين عهد را ضرورى دانستند. آنان نيك دريافته بودند كه همه بودن و همه مناسبات اجتماعى و فردى ناگزير مىبايست بر اساس عهد جديد بنا شود ورنه دوگانگى در عهد قلبى و عمل موجب بروز بحران و آشفتگى مىشود. چنانكه هابس تشكيل جامعه مدنى را تنها راه درمان پريشانيهاى اجتماعى دانست.[١] و ميثاق اجتماعى را داروى آن درد دانست و در پى او روسو به تدوين ميثاق اجتماعى خود، سعى در نظام بخشيدن به حيات اجتماعى مردم در پناه ميثاق و عهد جديد نمود و تشكيل حكومت را هم مبتنى بر آن اعلام كرد. چنانكه هواداران نظريه ميثاق اجتماعى نه تنها منشا حكومت بلكه ادامه آن را هم مبتنى بر توافق ارادى مردم دانسته اند.[٢]
پىنوشتها:
[١٢]. سوره نساء (٤)، آيه ١٥٠ و ١٥١.
[١٣]. بارنزوبكر، ج ١، ص ٤٣٧. تاريخ انديشه اجتماعى،
[١٤]. همان، ص ٤٤٥.