ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٥ - فرشته نجات
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ ...[١]
خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را كه هنگام سر بريدن نام غير خدا بر آن برده شده، بر شما حرام گردانيده است.
آيا با چند حكم فقهى مانند حرمت مردار و خون و گوشت خوك كه در مكه و مدينه مكرر گفته شده دين كامل شد؟! يقينا چنين نيست. چند حكم فقهى كه كافران آنها را اسطوره مىپنداشتند و مىگفتند:
وَ إِذا تُتْلى عَلَيْهِمْ آياتُنا قالُوا قَدْ سَمِعْنا لَوْ نَشاءُ لَقُلْنا مِثْلَ هذا إِنْ هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ.[٢]
بخوبى شنيديم، اگر مىخواستيم قطعا ما نيز همانند اين را مىگفتيم اين جزء افسانههاى پيشينيان نيست.
چگونه عامل نوميدى كافران مىشود؟ نوشتن و نشر دادن رساله عمليه كامل دشمن را نااميد نمىكند تا چه رسد به چند حكم فقهى محدود.
از سوى ديگر پيش از اين جمله أليوم أكملت فرمود:
امروز كافران [كه توطئه براندازى نظام دينى را داشتند] نااميد شدند.
مراد قرآن از كفار، تنها كافران حجاز نيست؛ زيرا آنان پس از فتح مكه سپر انداختند و فوج فوج به دين خدا درآمدند
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً.[٣]
آنان يا مسلمان شدند يا تسليم و از براندازى نظام دين نوميد شدند. اين كه فرمود: الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مراد، كافران روم و ايران و حجاز است. آيا چند حكم فقهى كه چندين بار قبلا هم نازل شده مايه نااميدى كافران است؟ معلوم مىشود خبر جديدى در يوماللّه غدير ظهور كرده و پايگاه مستحكمى براى امّت و آيين ايجاد شده است.
در روز غدير، معلم و مفسر قرآن، مدافع دين، معلم و مزكّى مردم و حافظ نظام اسلامى و بيت المال و مرزهاى كشور و بالاخره صاحب دين منصوب شد. پس تنها سخن از سوادٌ على بياض و احكامى نوشته شده بر چهره پوست و كاغذ و چوب نيست تا بتوان آن را به بازى گرفت.
در روز غدير والى، امام و خليفه آمد و كافر بدخواهى كه در كمين نشسته بود تا دين و نظام دينى را از ريشه براندازد، نااميد شد؛ زيرا فهميد كه دين، صاحب، متولى، مجرى و مبين دارد. بعد فرمود: فلا تخشوهم ديگر از كافران نترسيد؛ زيرا رهبر و والى داريد و از دشمن نااميد هراسى نيست.
بنابراين، امامت و ولايت و رهبرى مايه اميد مسلمانان و موجب نااميدى كافران است. در اين جا سخن از مذهب و فرقه خاص نيست. بلكه سخن از اصل اسلام است، اگر امامت و ولايت حفظ شود دين زنده مىماند.
پىنوشتها:
[١٣]. همان، آيه ٦٣.
[١٤]. سوره طه (٢٠)، آيه ٧٨.
[١٥]. سوره اعراف (٧)، آيه ١١٦.
[١٦]. سوره طه (٢٠)، آيه ٦٧.
[١٧]. نهج البلاغه، خطبه ٤.
[١٨]. سوره طه (٢٠)، آيات ٦٩- ٦٨.
[١٩]. سوره مائده (٥)، آيه ٣.
[٢٠]. سوره طور (٥٢)، آيه ٣٠.
[٢١]. سوره كوثر (١٠٨)، آيه ٣.
[٢٢]. سوره نحل (١٦)، آيه ١١٥.
[٢٣]. سوره انعام (٦)، آيه ١٤٥.
[٢٤]. سوره بقره (٢)، آيه ١٧٣.
[٢٥]. سوره انفال (٨)، آيه ١٣١.
[٢٦]. سوره نصر (١١٠)، آيات ٢- ١.