ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٤ - فرشته نجات
الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ دِينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً.[١]
امروز كافران از [كارشكنى در] دين شما نوميد شدند؛ پس از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز دين شما را برايتان كامل و نعمت خود را بر شما تمام كردم و اسلام را براى شما برگزيدم.
در اين آيه دو بار واژه أليوم آمده است. در قران كريم اغلب، كلمه يوم و يومئذ درباره معاد است و در اين آيه واژه يوم درباره ظهور ولايت و امامت به كار رفته است.
قرآن تبيين مطالب مهم رابا الّا يا أليوم آغاز مىكند. در بسيارى از آيات كه درباره احكام نازل شده خدا نفرمود اليوم اما در اين گونه موارد اليوم يعنى امروز خبر مهمى رسيده و آن ولايت است كه دوستان بر اثر تولى اولياى حق به كمال و تمام رسيده و شادمانند و دشمنان كه طمعشان قطع شده نااميدند.
دشمنان پيامبر اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، مىگفتند:
... نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ.[٢]
ما مرگ پيامبر را انتظار مىكشيم و با مرگ او، بساطش برچيده مىشود؛ چون با كتاب و قانون مىشود مبارزه كرد، ولى با رهبر محيى و مجرى قانون نمىشود مبارزه كرد.
در غدير غم حادثهاى اتفاق افتاد كه كافران نااميد شدند؛ چنانكه بر اساس سوره مباركه كوثر، خدا به پيغمبر چيزى داد كه دشمن نااميد شد. پيام سوره كوثر اين است كه خدا به پيغمبر كوثرى داده كه مايه بقاء و دوام نبوتش خواهد بود. از اين رو به آن حضرت مىفرمايد:
إِنَّ شانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُ[٣].
[تو ابتر، يعنى بى نتيجه و عقيم نيستى]، بلكه دشمن تو عقيم و كارش نافرجام است.
كسى كه كارش بى هدف است و به مقصد نمىرسد؛ ابتر است.
بارزترين مصداق كوثر وجود مبارك فاطمه، عليهاالسلام، است. پس روزى كه فاطمه چشم به جهان مىگشايد و روزى كه على، عليهالسلام، در غدير خم به خلافت منصوب مىشود، دوام و بقاى دين تضمين مىگردد و دشمن در آن روز ابتر و نااميد است.
أليوم در اين آيه كه همان يوم الله و روز ظهور فيض الهى است؛ يعنى روزى كه فيض ويژه الهى تجلى كرده است:
الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً.
روزى كه دينف ناقص، كامل و نعمتف ناتمام، تمام و اسلامف خداپسند به مردم معرفى شده است.
در صدر سومين آيه سوره مائده چند حكم فقهى مانند حرمت مردار، خون و گوشت خوك بيان شده است:
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزِيرِ.
اين احكام فقهى در سورههاى نحل انعام و بقره نيز بود. در سوره نحل كه در مكه نازل شده، مىفرمايد:
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ ...[٤]
خدا مردان و خون و گوشت خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است.
در سوره انعام نيز كه از سورههاى مكى است مىفرمايد:
قُلْ لا أَجِدُ فِي ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلَّا أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزِيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ ...[٥]
بگو در آنچه بر من وحى شده؛ بر خورندهاى كه آن را مىخورد هيچ حرامى نمىيابم، مگر آن كه مردار يا خون ريخته يا گوشت خود باشد كه اينها هم پليد است، يا قربانى كه از روى نافرمانى به هنگام ذبح نام غير خدا بر آن برده شده باشد.
در سوره بقره نيز كه در سال اول هجرت رسول اكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، به مدينه بر آن حضرت نازل شد، آمده است: