ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٠ - غدير در شعر فارسى
غدير در شعر فارسى
از فردوسى تا شهريار
محمد صحتى سردرودى
اگر حضرت خضر آب حيات نوشيد و ماندگار ماند؛ ادبيات و فرهنگ مسلمانان نيز در سايه قرآن مجيد و به راهنمايى خدا و رسولش از آب غدير خم سيراب گشت و جاودانه شد.
نه تنها شعراى بزرگ عرب از حسانبن ثابت و كميت اسدى و دعبل خزائى گرفته تا سيد حيدرحلّى و بولس السلامه و ديگران كه، شاعران حقجوى و حقيقتگوى هم از هر نژاد و زبان به اصالت اين بركه با بركت و به زلالى اين چشمه هميشه جوشان شهادت دادهاند. در اين ميان شاعران پارسى گوى نيز به حقانيت غدير خم گواهى داده و گاه با سرودن چكامههاى فاخر و بلند، و غديريههاى غرا و رسا، گوى سبقت از همگنان ربودهاند.
گفتنى است كه پيشترها دانشمند خبير، علامه امينى، غديريههاى بسيارى را كه توسط دانشمندان و شاعران بنام به زبان عربى سروده شده بود از لابلاى متون و منابع بيرون كشيده و در اثر سترگ خود الغدير منتشر ساخته بود. با اينكه بسيارى از متون و ديوانهاى پيشينيان به صورت كامل در دسترس نيست و برخى از گزند روزگاران در امان نمانده و بسيارى ديگر منتشر نشده همچنان به صورت خطى در گوشههاى كتابخانههاى جهان خاك مىخورند، باز مشكل مىتوان ديوانى را يافت كه از نام اميرالمؤمنين على، عليهالسلام، و مدح مولاى غدير خم محروم مانده باشد. براى اثبات اين سخن كافى است تا گلگشتى در آثار چهار شاعر بزرگ ايران يعنى فردوسى، سعدى، مولوى و حافظ داشته باشيم.
حماسه سراى بزرگ باستان حكيم ابوالقاسم فردوسى (م. ٤١١ ق.) گويد:
|
چه گفت آن خداوند تنزيل و وحى |
خداوند امر و خداوند نهى |
|
|
كه من شهر علمم، عليم در اس |
درست اين سخن گفتف پيغمبر است |
|
|
اگر چشم دارى به ديگر سراى |
به نزد نبى و وصى گير جاى |
|
|
منم بنده اهل بيت نبى |
ستاينده خاك پاى وصى |