ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٣ - ٥ عهد معهود
تفسير آيات ٣٤ و ٣٥ سوره اسراء: وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِإِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلًا ... از قول امام هفتم، عليهالسلام، آمده است كه:
العهد ما أخذ النّبى، صلّى اللَّه عليه وآله، على النّاس فى مودّتنا و طاعة أميرالمؤمنين أن لا يخالفوه و لا يتقّدموه و لا يقطعوا رحمة و أعلمهم أنهم مسؤولون عنه.[١]
عهد پيمانى است كه پيامبر از مردم اخذ كرد در مودت ما اهل بيت و اطاعت از اميرالمؤمنين و اينكه با او مخالفت نكنند و هم از او سبقت نگيرند. و پيوند خويشى او را قطع نكنند و به آنها اعلام كرد كه آنها از اين عهد پرسيده مى شوند.
چنانكه در تفسير آيه ٨٧ سوره مريم (لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً ...) از قول امام صادق، عليه السلام، آمده است
إلّا من دان اللّه بولاية اميرالمؤمنين و الأئمة من بعده، عليهم السلام، فهو العهد عند اللّه.[٢]
در اينجا عهد نزد خداوند همانا پذيرش ولايت اميرالمؤمنين و ائمه معصومين بعد از ايشان اعلام شده است. به همين مناسبت امام على، عليه السلام، درباره روز غدير مى فرمود:
إنّ هذا يوم عظيم الشأن ... يوم كمال الدين، يوم العهد المعهود[٣].
آن عهد معهودى كه بر آدم نهاده شده و بر آن مسؤول بود در روز غدير كه روز كمال دين بود عهد ولايت بود.
در سرتاسر ماجراى خلقت آدم تا بعثت نبىاكرم، صلّىاللَّه عليه وآله، و موضوع غدير و حتى پس از آن، دريافته مىشود كه عهد فطرة و ادامه آن عهد ولايت چونان دژى است كه آدمى را از در غلتيدن در دام مكر ابليس كه به قول قرآن همان دشمن بزرگ آدمى است در امان ميدارد و عدول از آن شيطان را بر آدمى مسلط مى كند.
امام باقر، عليه السلام، سه تكليف بزرگ را متذكر مى شوند:
إنّما كفلّف النّاس ثلاثة معرفة الائمة و التسليم لهم فيما و رد عليهم و الردّ عليهم فيما اختلفوا فيه.[٤]
معرفت امام، تسليم در برابر او (آنچه كه ميخواهد) و واگذارى امور بدو (در امورى كه اختلاف پيش مى آيد) سه امر مهمى است كه مردم بر حفظ آن مكلفند و ما در همه متون و منابع، همه مبانى نظرى دينى و همه شواهد تاريخى تا به امروز مواجه با اين مثلث ولايت هستيم.
مثلث هدايت و مثلث ولايت انعكاس طريقى است كه بندگان اهل ايمان به مدد آن از درماندگى، حيرت و مهلكه ترديد خلاص مى شوند و اگر جز اين بود كه خداوند واسپس خلقت از روى لطف ابناى آدم را متذكر اين دو مثلث نمى ساخت؛ موضوع معاد و ثواب و عقاب مردود بود. چنانكه با اين مثلث موضوع ارسال انبيا و انزال كتب معنى پيدا مى كند، بطورى كه در روايات قبلى ذكر آن رفت جمله
ادامه در صفحه ٦٧
[١]. سوره اعراف (٧)، آيه ١٧٢.
[٢]. سوره حشر (٥٩)، آيه ٧.
[٣]. سوره نساء (٤)، آيه ٨٠.
[٤]. سوره مائده (٥)، آيه ٣.
[٥]. كلينى، محمد بن يعقوب، اصول كافى، ج ٢، ص ٤٨.
[٦]. همان، ص ٥٢.
[٧]. همان، ص ٥٤.
[٨]. مجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج ٢٤، ص ١٨٧.
[٩]. همان، ص ٣٣٣.
[١٠]. همان، ج ٣٧، ص ١٦٤.
[١١]. حرّ عاملى، محمدبن الحسن، وسائلالشيعه، ج ٢٧، ص ٦٧.