ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - موعود در نهج البلاغه
همين هداى معروف. ولى هوى بعيد نيست الف و لامش الف و لام استغراق باشد. بگوييم الف و لام جنس است هم مشكلى نيست جنس هوى. هر جا مىخواهد باشد كه البته در مصداقها ديگر خيلى تفاوت نخواهد كرد. اين هدى را مىتوانيم با يك صغرى و كبرى بگوييم نور است. هدى نور است. هوى ضد آن است و طبيعتاً ظلمت است.
امام عصر، عليهالسلام، بنيادىترين كارى كه از نظر امام على، عليهالسلام، انجام مىدهند اين است كه هدايت را به معنى واقعى كلمه حاكم مىكنند و مىگويند تمام خواستهها بايد ادغام در هدايت شوند.
وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ.[١]
هيچ زن و مرد مؤمن حق ندارند وقتى خدا و رسول حكم را روشن كردهاند؛ يعنى خط هدايت روشن است ديگر اعمال سليقههاى شخصى بكنند. خوب قبل از حضرت چه شده است: إذا عطفوا الهدى على الهوى قبلًا معكوس است؛ يعنى آمدهاند به هدايت گفتهاند تو بيا تابع خواسته ما باش. اينجورى كه ما قرآن را مىفهميم خدا بايد نازل مىكرد. قالب آوردهاند سراغ مواد مذاب آيات و گفتهاند تو آيه بيا در اين قالب براى اين قالب مناسبى. اين هوى است چه انگيزهاى ديگرى انسان مىتواند داشته باشد؟ بله، يك فردى جاهل است كه اين كتاب جامع است ممكن است از روى دلسوزى هم بگويد اگر چنين چيزى هم در قرآن بود جالب بود ولى چند درصد آدمهايى كه چيزى وارد حوزه دين مىكنند، تئورى وارد حوزه دين مىكنند، اينجورى هستند كه اين مسأله بديهى را ندانند!؟ پس مىشود گفت هواى نفس ديكته مىكنند كه اين را وارد حوزه دين كن.
كار دومى كه امام عصر، عليهالسلام، مىكنند و يعطف الرأى على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرأى قبل از ظهور حضرت آمدهاند به قرآن گفتهاند تو بيا و تابع رأى ما شو؛ اينجورى كه من مىفهمم. چقدر تفسير به رأى محكوم شده است: من فسرّ القرآن برأيه فليتبوأ مقعده من النّار نبىاكرم، صلّىاللَّهعليهوآله، فرمودند: هر كس با رأى خودش قران را تفسير بكند جايگاهش دوزخ است. آن بحث تأويل كه در سوره آل عمران مطرح مىشود و ما يعلم تأويله إلّا اللّه اين را به دو شكل مىشود[٢] خواند يا واو عطف نباشد و استيناف باشد، بنابر تفسيرى كه مرحوم علامه كردهاند، كه مقام تأويل مافوق مقام رسوخ در علم است. رسوخ در علم را خدا در جاى ديگر به ديگران هم نسبت داده است ولى تأويل قران بنابر اينكه بازگرداندن آيات به اصل خودش باشد كه أمّالكتاب است و لاغير إلّا المطهّرون و ائمه، عليهمالسلام، هم مطهر هستند؛ اين كار كار هركس نيست. تأويل كار هركس نيست. كسى كه بتواند تأويل آيات را بفهمد يقيناً از راسخان در علم خواهد بود ولى هر راسخ در علمى از نظر علامه طباطبايى، رضواناللهعليه، نمىتواند اهل تأويل باشد. گرچه همين تأويل را تأويلهاى مختلف از آن كردهاند ولى بهترين تأويل به نظر من برداشت مرحوم علامه طباطبايى است، با آن پيش درآمدهاى طولانى كه در ذيل آيات سوره آل عمران دارند.
\* آيا عدم درك درست اين مطلب نبوده كه برخى سخن از قرائتهاى مختلف از دين به ميان آوردهاند؟
من يك مثالى درباره اين بحث قرائتها مىزنم؛ اگر يك فردى كه تازه با يك دانشى آشنا شده بگويد من برداشتم از اين دانش اين است، و يك پروفسور هم كه سالها تدريس كرده دكتر پرورى كرده آن هم بگويد من هم برداشتم چنان است، كدام عاقلى مىگويد هر دو برداشت محترم است؟ كارشناسى دينى فهم قرآن و ... يك عمر طولانى مىخواهد، يك ذوق